:  ۱۳۰۶۳۱
:  فلسفه
:  زیست جهان ملاصدرا
:  فلسفه اسلامی
   عبداله صلواتی
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۱
:  ۱۴.۲
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۱۰
:  ۱۶۰,۰۰۰ ریال


کتاب «زیست جهان ملاصدرا» به قلم عبدالله صلواتی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی و به همت انتشارات هرمس منتشر شده است.

نگارنده در کتاب زیست جهان ملاصدرا بر پایه امکانات درونی فلسفه ملاصدرا سه نظریه جدید مطرح کرده است با عناوین: 1. مدل ترفیعی در روش شناسی ملاصدرا؛ 2. زیست نوع های انسانی؛ 3. تحول تاریخی انسان. تفصیل نظریه زیست نوع های انسانی  را در کتاب مستقلی با عنوان زیست نوع های انسانی در فلسفه صدرایی آورده است.

فصل اول کتاب درباره هویت و اصالت فلسفه ملاصدرا است که در آن، نویسنده به بررسی نظریه های گوناگون درباره تعین معرفتی حکمت متعالیه صدرایی پرداخته و در مقام نقادی، هیچ یک از آنها را به طور کامل گویای تعین معرفتی فلسفه ملاصدرا نیافته و در مقام تأسیس، فلسفه ملاصدرا را به عنوان دیسپلین و رشته علمی با هویتی هندسی و ماهیتی شبکه ای بیان کرده است؛ شبکه ای از رهیافت، مبادی و مبانی، مسائل، روش،  و اهداف. در این بخش سعی نموده است حضور این مختصات را، البته با تأکید بر رهیافت و نگرش وجودی، در مواجهه ملاصدرا با فیلسوفان پیش از او نشان دهد. در این فصل نویسنده پس از نقد دیدگاههای گوناگون در فقره روش، نظریه مختار را مطرح کرده با عنوان:  مدل ترفیعی؛ شبکه معرفتی وجودی با ابتنا بر استعاره سفر.

صلواتی در فصل دوم به انسانشناسی ملاصدرا پرداخته و در آن نظریه زیست نوع های انسانی را با سه مدل: 1. وحدت نوعی مشکک  وجودی صرف؛ 2.  وحدت نوعی مشکک ماهویِ در پی وحدت نوعی مشکَک وجودی؛ 3. کثرت نوعی مشکک ماهویِ در پی وحدت نوعی مشکَک وجودی مطرح کرده و در پایان این فصل، به تحول تاریخی انسان در فلسفه ملاصدرا پرداخته و نشان داده که انسان شناسی ملاصدرا نه در قلمرو موجود که در ساحت وجود و نه بسته در نسبت با هستی و محدود به حیوان ناطق که گشوده به هستی و جاری در تاریخ است. در مبحث انسانشناسی با مفهوم سازی، تحلیلها و تبیین های نوین- که از نوآوری های نگارنده است-  درصدد توسعه برون داد شبکه معرفتی وجودی صدرایی برآمده است.

کتاب در فصل سوم، به تفسیر در نگرش وجودی ملا صدرا پرداخته است. تحلیل وجودی آیات و تفسیر آنها برپایه علم الاسمای عرفانی از خصیصه محوری تفسیر ملاصدرا است. از نظر ملاصدرا همانطور که قرآن، درجات دارد، انسان نیز مقاماتی دارد و هر انسان به فراخور مقامش، هم‌افق با درجه‌ای از قرآن میگردد. به دیگر سخن: فهم متنِ گشوده به باطن هستی، نیازمند گشودگی به هستی است. برخی که در مقام خلق اند با ظاهر قرآن و آنانی که در مقام امرند به باطن قرآن دسترسی دارند. و این همه با حضور جدی و فراگیرِ وجود در محور متن تفسیری و مفسر معنا می یابد. بنابراین نگارنده در مبحث تفسیر نیز در جستجوی نگرش وجودی ملاصدراست؛ نگرش وجودی ای که دلشوره اساسی ملاصدرا در مسائل بوده و او همه چیز را در پرتو وجود و از چشم وجود می نگرد.

استعاره «فلسفه سفر است» بر نگرش فلسفی ملاصدرا حاکم است و دقیقاً همین حاکمیت فلسفه ملاصدرا را جوهراً از فلسفه های پیش از او متمایز کرده است و ملاصدرا با این نگرش توانسته فلسفه اسلامی را از ورشکستگی و بحران رهایی بخشد. به زعم نگارنده، فلسفه صدرایی در کنار تفکر فلسفی، از یکسو شیوه زندگی و سیستمی پرورشی است و از دیگر سو، فهم و آموزش مسائل آن مسبوق به پرورش و تعالی است.

به دیگر سخن: فهم و پرورش در تعامل دوریِ ارتقایی به یکدیگر، انسان را از زندگی ای غیراصیل به فردیتی با خصیصه توکل، اضطرار، یقین، فنای از ماسوی الله و بقای بدان سوق می دهد. ملاصدرا با سیر در دالان بیکران وجود، همه امور را از چشم وجود یافته و با وجود تفسیر می کند. در شبکه معرفتی او نیز، وجود در همه جا ساری و آغاز و انجام همه امور به وجود است. وجود نزد ملاصدرا بنیان تمامی امور و محبوب است.

همچنین، وجود با حضور خویش در عالم، اوصاف وجودی ای چون عشق، اراده، میل، محبت، علم را به همه جا می برد. در این فضا هر شیِ برخوردار از هستی، از اوصاف آن بهره مند است. بنابراین، بجز وجوب ذاتی که خصیصه وجود الهی است. هر صفتی در هر مرتبه هستی یافت شد، اصل آن صفت البته با تفاوت در شدت و ضعف در دیگر مراتب یافت خواهد شد. اگر مرتبه ای از هستی، شعور و آگاهی داشت دیگر مراتب نیز از نعمت آگاهی متنعم اند.

در حکمت متعالیه صدرایی باید چشم را بر حدود، قیود، خلق و ماهیت بسته و چشم دیگری باز کرد؛ چشمی در متن وجود و ناظر بدان، و فهم این نکته سرآغاز آشنایی زدایی ملاصدرا از مفاهیم، اصطلاحات و مؤلفه های سنتی در فلسفه است. در حکمت متعالیه اگر نیک به مسائل بنگری و از ورای کثرتِ سخن به وحدت بررسی و با تمام وجود یکسره محو در ملکوت و باطن تعینات، یعنی هستی، شوی، آنها را تازه و ناب می یابی.

حکمت متعالیه، به مدد نگرش وجودی، مخاطبش را از خانه ذهن به سرای عین می آورد؛ عینی که در حاکمیت وجود است و زبان وجودی، عهده دار تبیین، تحلیل و توصیف آن است، و در نتیجه آن و ورود در شبکه معرفتی نوین، مفاهیم در چارچوب تفکر انضمامی دستخوش تغییر معنایی می گردد.

بنابراین کسی که فلسفه ملاصدرا را در طرحی ایستای خانه ذهن تلقی کرده و آن را به تفکر متافیزیکی صرف فرو کاسته و با رهیافت های فلسفه های ارسطویی، سینوی و اشراقی به شرح و تبیین آن می پردازد، به معنای دقیق کلمه، پاره حقیقت را بجای حقیقت نشانده و به تعبیری درصدد خوانشی وارونه از تفکر فلسفی ملاصدرا و مثله کردن آن هست.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
توضیح لطفا

منظور کدام جهان هستش؟ ذهنی یا پیرامون و محیط

سپاس
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید