:  ۶۶۸۴۹
:  نمایش
:  مرد بالشی
:  نمایش نامه انگلیسی قرن 14
   مارتین مک دونا
   زهرا جواهری
:   افراز
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۱۶۰
:  ۳۲۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
مارتین مک دونا (متولد 26 مارس 1970) نمایشنامه نویس، فیلم ساز و فیلمنامه نویس ایرلندی انگلیسی است. از او به عنوان یکی از مهم ترین نمایشنامه نویسان معاصر ایرلند یاد می شود. 
 
 
نمایشنامه ی مرد بالشی نخستین بار در سال 2003 منتشر شد؛ اگرچه نسخه ی اولیه ی آن در سال 1995 در شهر گالوی ایرلند  نمایشنامه خوانی شده بود. مرد بالشی داستان نویسنده ای به نام کاتوریان را روایت می کند که در اداره ی پلیس  به خاطر محتوای پرخشونت داستان های کوتاهش و شباهت آن ها به نحوه ی قتل چند کودک در اداره ی پلیس تحت بازجویی است.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
مرد بالشی داستان نویسنده‌ای به‌نام کاتوریان را روایت می‌کند که در اداره‌ی پلیس به خاطر محتوای پرخشونت داستان‌های کوتاهش و شباهت آن‌ها به نحوه‌ی قتل‌ چند کودک در اداره‌ی پلیس تحت بازجویی است.

مارتین مک‌دونا ؛ نمایشنامه‌نویس، فیلم‌ساز و فیلمنامه‌نویس ایرلندی‌انگلیسی است. از او به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان ... دیدن ادامه » معاصر ایرلند یاد می‌شود.
۰۱ بهمن ۱۳۹۴
امیرحسین آل عوض و Emile آژار این را خواندند
نیلوفر ثانی و محمدرضا کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مایکل: فکر کنم یه روزی نویسنده خیلی مشهوری میشی، خدا حفظت کنه. اون روز رو می بینم.
کاتوریان: کی؟
مایکل: گفتم که یه روزی.
کاتوریان: ... دیدن ادامه » اونا تا یک ساعت و نیم دیگه اعداممون می کنن.
مایکل: اه آره، خب پس فکر نکنم نویسنده مشهوری بشی.
کاتوریان: اونها الان میخوان همه چیز رو از بین ببرن. می خوان ما رو از بین ببرن، میخوان داستانام رو از بین ببرن. اونا همه چیز رو از بین میبرن.
مایکل: خب، فکر کنم بیشتر باید نگران خودمون باشیم کاتوریان، نه داستانات.
کاتوریان: اه، آره؟
مایکل: آره. اونا فقط کاغذن.
کاتوریان: اونا فقط چین؟
مایکل: اونا فقط کاغذن.
کاتوریان یک مرتبه سر مایکل را به زمین سنگی آنجا میکوبد. مایکل بیشتر ازینکه دردش گرفته باشد از این حرکت متعجب به نظر می رسد. او متوجه خونی می شود که از سرش می آید.
کاتوریان: اگه همین الان اونا می اومدن و ازم می پرسیدن ما از بین این سه تا دو تاش رو میخوایم آتیش بزنیم: تو، برادرت(مایکل) یا داستانات، بهشون می گفتم اول تو رو بسوزونن بعدش هم من رو بسوزونن، تنها چیزی که نجات می دادم داستانام بود.

مرد بالشی، مارتین مک دونا
۲۳ خرداد ۱۳۹۴
این نمایشنامه شاهکار بود.
۱۹ دى ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید