:  ۳۶۹۳۴
:  نمایش
:  فاوست
:  نمایشنامه آلمانی- قرن18
   م.ا.به آذین
:   نیلوفر
:  رقعی
:  ۱۴
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۴۲۰
:  ۴۸۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
دلقک:

اوه! آیندگان واژه ای است بس باشکوه!
ولی ... دیدن ادامه » سده ی حاضر هم به چیزی از ارج و اعتنا سزاوار است.
و اگر من نیز کارم برای آیندگان می بود،
دیگر بر مردم این زمان می بایست دل سوزاند.
اینان، تنها خواست منصفانه شان همین است
که پیش از فرزندزادگان شان خوش باشند

کتاب فاوست
اثر یوهان ولفگانگ گوته
برگردان م.ا.به آذین
نشر نیلوفر
صفحه 8

۰۶ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کلیسا معدهٔ خوبی دارد، کشورهایی را به تمامی بلعیده است و هرگز هم دچار سوء هاضمه نشده. مال حرام را تنها کلیسا می‌تواند هضم کند.

فاوست
اثر ... دیدن ادامه » یوهان ولفگانگ فون گوته
برگردن از م.ا.به‌آذین
نشر نیلوفر
صفحه ۷۹

۰۵ آذر
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مردانی اندک شمار که چیزی دانسته اند و آنقدر دیوانه بوده اند که راز آن را در دل‌ نهفته ندارند ، کسانی که عواطف خود را و نظرات خود را بر توده‌ها کشف کرده اند ، در هر عصری به صلیب کشیده و سوزانده شده اند .

آدم خوشگذرانی که فلسفه میبافد ، چار پایی‌ است که جنن در ‌یک خلنگزار خشک دایره وار می‌‌چرخاندش ، و حال آن که گرداگرد آنجا چمنزار سبز زیبایی گسترده است .

قوانین ... دیدن ادامه » و حقوق مثل بیماری همیشگی از پی‌ هم می‌‌آیند ، از نسلی به نسل دیگر کشیده می‌‌شوند و بی‌ صدا از جایی‌ به جایی‌ پیشروی می‌‌کنند . و آنوقت ، عقل دیوانگی می‌‌شود و نعمت مصیبت ، بدا به روزگار تو ،‌ای پسر پدرانت ، بدا به روزگار تو ! زیرا از آن حقی‌ که با ما زاده شده است ، افسوس ! در آن هرگز سخنی در میا‌‌ن نیست .

تئوریها همه خشک اند ، و درخت زند‌گی پر شکوفه است .

ننگ وقتی‌ که زاده شد ، آن را مخفیانه به این دنیا آوردند و سر و گوشش را در پرده ضخیم شپ پوشاندند ، می‌‌توانستند به خوبی خفه ش کنند ، ولی رشد کرد و بزرگ شد و خودش را برهنه در روشنایی روز به نمایش گذشت ، بی‌ آنکه در برهنگیش زیباتر بوده باشد ، تازه هر قدر که چهره ش زشت تر بود ، بیشتر خواستار روشنایی بود .

چه دیوانه است آن که به ملتها اعتماد کند ! زیرا کار کردن برای‌شان بیهوده است ، نزد توده مردم ، همچنان که نزد مهرویان ، همیشه جوانی است که ارج بیشتری دارد.

طبیعت با گناه ، و هوش با شیطان پیوسته است و من شک را می‌‌بینم که مانند فرزندی حرام زاده و بد ریخت میا‌‌ن این دو جای دارد.

همه مان سرانجام ، به موجوداتی که خودمان آفریده ایم وابسته ایم .

در اساطیر ، زن از قماش دیگر است ، شاعر به میل خود رنگ آمیزی ش می‌‌کند ، برایش بلوغ مطرح نیست ، از گذشت سالها زیانی به وی نمی رسد . همواره به چشم اشتها انگیز است . او را در کودکی می‌‌ربایند ، در سالهای پیری به وی دل‌ می‌‌بازند . شاعران از تاثیر زمان بر او طفره می‌‌روند .

مردم همیشه فریب خورده ، با سرنوشتی محقر ، پیوسته از زمان آدم گرفتار حماقت ! همه پیر می‌‌شوند ، ولی‌ چه کسی‌ به دانائی می‌رسد ؟ پیش از این هم تو دیوانه بودی . بیش از این چه می‌‌خواهی ؟ همه می‌‌دانند که آدمی به چیزی نمی ارزد . چهره بزک کرده ، سینه در قالب ‌پستان بند ، در این پیکر قانقرایا گرفته ، هیچ چیز نیست که پوسیده نباشد ، هیچ چیز نیست که لذت به ما بدهد . این را ما می‌‌بینیم ، می‌‌دانیم ، می‌‌توانیم در یابیم ، با این همه ، این لگوریها همین که سوتی بکشند ، ما به رقص در می‌‌آییم .

ما همه خدایان را به ‌یک سان نیایش می‌‌کنیم ، آیین پرستش ما چنین است . جایگاه خدا در ماه باشد یا در خورشید ، ما به سویش نماز می‌‌بریم ، کاری است سود آور .

سخنی قدیمی که معنای درست و شریف آن همچنان برجاست ، می‌‌گوید که بر باریکه راه سبز زمین هرگز زیبایی‌ و ازرم در دست هم نمی روند . کینه‌ای دیرینه‌ در ژرفای وجودشان ریشه دوانده است به گونه‌ای که اگر راهشان در جایی‌ به هم برسند ، هر کدامشان به حریف خود پشت می‌‌کند ، و آنگاه هر ‌یک از آن دو ، باز برافروخته تر ، دور می‌‌شود ، ازرم افسرده و زیبایی سرشار از بی‌ حیایی .

گرگی در پوستین میش ، به گمنام بسیار خطرناکتر از آن سگی‌ است که سه پوزه دارد.

زیبایی با دیگری قسمت پذیر نیست ، و کسی‌ که آن را به تمامی در تصرف داشته است ، با نفرین بر اندیشه تقسیم ، ترجیح می‌‌دهد که نابودش کند .

تنها مردم ساده اند که در می‌‌یابند و نمی گذراند مفهومی که مدت‌ها پیش خرد‌شان برای‌شان روشن شده است آشفته‌شان بدارد . این ‌یک معجزه است و همه وام دار آن به شیطان اند .

برای ما زور جایگزین حق است . فلسفه ما از چه سخن می‌‌گوید نه‌ از چگونه .

چنین است که گفتار پیشینیان را باید تکرار کرد ، تن‌ به ستم بده و تسلیم حکم آن شو ، اگر بخواهی مقاومت کنی‌ و خود را پهلوان بنمائی ، خانه و دار و ندارت به باد می‌‌رود و بعد هم ... خودت .









































































































































۱۸ مرداد ۱۳۹۵
میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواند
ramtin shiny این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که بر نفس خود غلبه کند، بی شک موفق خواهد شد. کلیسا معده خوبی دارد، کشورها را به تمامی بلعیده است و هرگز هم دچار سوء هاضمه نشده. خانم های عزیز،مال حرام را تنها کلیسا می تواند هضم کند.
۲۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سرانجام بازگو کیستی
ای قدرتی که به خدمتش کمر بسته ام
قدرتی که همواره خواهان شر است
اما همیشه عمل خیر می کند.
۱۲ آبان ۱۳۹۴
ابتدای "مرشد و مارگاریتا" این بند طلایی از گوته آمدست
۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید