:  ۲۸۹۳۵
:  نمایش
:  هملت
:  نمایشنامه انگلیسی قرن 16
   ویلیام شکسپیر
   م ا به آذین
:   دات
:  رقعی
:  ۱۳۹۸
:  ۱۲
:  ۱۴.۳
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۱۵۳
:  ۱۸۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

شهرت ویلیام شکسپیر چنان مرزهای زمانی و مکانی را درنوردیده که به ندرت بتوان کسی را یافت که لااقل نام او به گوشش نخورده باشد. با وجود چنین شهرتی و انبوه تحقیقاتی که پیرامون او و آثارش انجام شده است؛ نقاط مبهم درباره زندگی اش کم نیست. ابهاماتی که آن قدر پر و بال گرفته که نوشته شدن برخی شاهکارهایش که به نام او در تاریخ ادبیات نمایشی شناخته می شود، زیر سؤال رفته است!

اما بهتر است به جای پرداختن به نکاتی که تاکنون جز دامن زدن به ابهامات بیشتر حاصلی نداشته، از خود این شاهکارها لذت برد. آثاری که هم در قالب متنی از ادبیات نمایشی، هم در قالب نمایشی روی صحنه و نیز به تصویر کشیده شدن در سینما و ... اغلب به خلق آثاری ارزنده انجامیده. منبع اقتباس این آثار آن قدر غنی بوده که اقتباس کننده با اندک ذوقی هم می توانسته کاری درخور اعتنا ارائه کند.

شکسپیر در میانه قرن شانزدهم و تا اوایل قرن هفدهم می زیسته و به عنوان بازیگر تئاتر فعال بوده تا اینکه خود دست به کار نوشتن می شود. آثار او اگرچه در سطوح مختلف قرار دارند، اما در مجموع ارزش و اعتبار آن ها نه فقط به دلیل وجوه دراماتیک یا به عنوان یک اثر شاخص در حوزه ادبیات نمایشی، بلکه به واسطه اوج ادبیت متن و همچنین غنای مفاهیم مطرح شده در متن این آثار هستند. همچنین باید اشاره کرد که نثر آثار شکسپیر، نثر شاخص و معیار زبان انگلیسی در زمانه خود است.

آثار شکسپیر در زبان فارسی توسط مترجمان گوناگونی ترجمه شده اند، و حتی بوده اند مترجمانی که ترجمه دوره آثار او را در برنامه قرار داده اند. شکسپیر بعد از مولیر دومین نمایشنامه نویسی است که آثارش به فارسی ترجمه شده و قدمت این ترجمه ها گاه به قریب صد سال می رسد. این ترجمه ها که به دلایل گوناگون و توسط اشخاص مختلف انجام شده سرگذشت جالب و پرفراز و نشیبی دارند.

یکی از معروف ترین ترجمه هایی که از سه اثر برجسته او به فارسی انجام شده، توسط محمود اعتماد زاده یا همان م. ا. به آذین بوده است. به آذین سه اثر کلیدی و مهم شکسپیر را به فارسی درآورده است؛ هملت، اتللو و شاه لیر. بیش از نیم قرن از عمر این ترجمه ها می گذرد بااین حال هنوز ازجمله معروف ترین و مقبول ترین ترجمه های آثار شکسپیر به حساب می آیند. چنانکه ترجمه های حاضر که سال های دور توسط ناشران گوناگون نیز منتشر شده اند، در چاپ تازه و شکیلی که نشر دات از آن ها به بازار فرستاده است، در مدت زمان نه چندان طولانی و با تیراژهای سه هزار تایی، تاکنون به ترتیب شهرت و محبوبیت این نمایشنامه ها، هملت هشت بار، اتللو شش بار و شاه لیر چهار بار تجدید چاپ شده است.

جالب اینکه به آذین این ترجمه ها را به احتمال قریب به یقین از زبان فرانسه انجام داده است، اما شهرت او از یک سو و استفاده از زبانی ادبی و کم وبیش فاخر در این ترجمه ها و درعین حال روانی شان باعث شده مخاطب فارسی زبان به آن ها روی خوش نشان بدهد. درحالی که با توجه به ویژگی خاص زبانی این آثار و استفاده آن ها از نثر اوایل قرن هفدهم که تاکنون تحول بسیار پیدا کرده، بحث زبان و نثر آثار شکسپیر در برگردان فارسی را به نکته ای اساسی بدل می سازد که البته تاکنون کمتر مترجمی توانسته به این حوزه وارد شود. شیوه ترجمه اغلب مترجمان آثار شکسپیر که در میان آن ها چهره های نامدار فراوان است، اغلب ذوقی بوده و به آذین نیز با توجه به استفاده از شیوه ای که مقبول طبع خوانندگان قرار گرفته، ترجمه های خود را به نمونه هایی موفق در این زمینه بدل ساخته که با گذشت چندین دهه از ترجمه شان هنوز کهنه نشده و پرطرفدارند.

سه نمایشنامه «هملت» / «اتللو» / «شاه لیر» که در حدفاصل ۱۶۰۲تا ۱۶۰۵ نوشته شده اند، به دوره اوج خلاقیت هنری شکسپیر تعلق دارند و هر سه کم وبیش به موضوع عشق و خیانت می پردازند که از مفاهیم کلیدی در آثار شکسپیر محسوب می شوند. البته عشق در این آثار به اشکال گوناگون متجلی می شود، از عشق پدر به فرزند و برعکس گرفته تا عشق مرد و زن به یکدیگر و به تناسب آن خیانت نیز به شکل های متفاوت به مخاطب ارائه شده است.

برای نمونه در هملت شخصیت اصلی نمایشنامه، از یک سو درگیر عشقی سوزان با اوفلیاست و از دیگرسو با ماجرای خیانت عمو و مادرش که با همدستی هم، پدرش را به قتل رسانده اند روبه روست. در اتللو، عشق سوزان شخصیت اصلی (اتللو) به دزدمونا با شراره های بدبینی و خیانت درآمیخته؛ و سرانجام در شاه لیر، عشق بی شائبه ی پدر به دو تَن از فرزندانش با بی وفایی آنها همراه شده و تنها دختر کوچک است که با وجود بی مهری پدر، همچنان عاشقانه به او مهر می ورزد. شکسپیر در هر سه این آثار عشق و خیانت را در هم آمیخته و در موقعیت های انسانی متفاوت آنها را پیش روی مخاطب می گذارد.

* معرفی کتاب از الف کتاب

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
اصرار در اندوه، چون از مدت معین بگذرد، دلیل بر خامی فکر است
و کم ظرفی و بی تجربگی
و ضعف نفس را نشان می‌دهد.
۲۱ تير ۱۳۹۶
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در شاهکار بودن نسخه ی اصلی هملت که شکی وجود ندارد.ترجمه ی آقای به آذین هم واقعا خوب بود.توصیه ی اکید به مطالعه ی این کتاب دارم.
۲۱ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بودن یا نبودن(خودکشی یا ادامه ی حیات)،حرف در همین است.آیا بزرگواری آدمی بیش در آن است که زخم فلاخن و تیربخت ستم پیشه را تاب آورد،یا آن که در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟مردن،خفتن؛نه بیش؛و پنداری که ما با خواب به دردهای قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن آدمی است پایان می دهیم؛چنین فرجامی ... دیدن ادامه » سخت خواستنی است.
۲۱ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشا به حال کسانی که خون و خردشان چنان درست به هم پیوند خورده اند که دیگر چون نی نیستند که سر انگشتان بخت, هر نوایی را که بخواهد از ایشان بیرون بکشد...!

... نیت در آدمی بنده حافظه است؛ در شور و التهاب می زاید، اما تاب زندگی کمتر دارد. درست مانند میوه نارس که سخت به درخت چسبیده است، اما پس از آن که رسید، بی آن که تکانش دهد می افتد...!

... ... دیدن ادامه » گورکن نخستین: آن کیست که از بنا و نجار و کشتی ساز محکم تر می سازد؟
گورکن دوم: آن که چوب دار می سازد. برای این که هزار نفر هم که بالایش بروند، باز سرپاست.
گورکن نخستین: راستش، از عقل و هوشت خوشم آمد. چوبه دار خوب است، ولی برای که خوب است؟ برای آنهایی که کار بد می کنند. اما تو هم می گویی چوبه دار محکم تر از کلیسا بنا شده کار بدی می کنی، و چوبه دار می تواند برای خودت باشد. برگردیم به سوال خودمان. بگو.
گورکن دوم: آن کی هست که از بنا و نجار و کشتی ساز محکم تر می سازد؟
گورکن نخستین: بله، بگو و جانت را خلاص کن.
گورکن دوم: به خدا، نمی دانم چه بگویم.
گورکن نخستین: دیگر به مغزت فشار نیار. خر وامانده را هر قدربزنی باز تندتر نمی رود. دفعه دیگر که این را ازت پرسیدند، بگو:«گورکن»، خانه هایی که او می سازد تا روز قیامت برجاست...!


هملت / ویلیام شکسپیر / مترجم: م. ا. به آذین
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
قاریاقدی یُلمه این را خواند
محمدرضا نجفیان و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید