اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۵۸۱۰۵
:  پیر پرنیان اندیش (2 جلدی با قاب)
:  مصاحبه ها
   میلاد عظیمی و عاطفه طیه
:   سخن
:  وزیری
:  ۱۳۹۴
:  ۳
:  ۱۷
:  ۲۵.۵
:  سخت
:  ۱۳۰۳
:  ۱,۹۰۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
از بس بی تابه این درخت!

از "سایه" خواست که ارغوان بخواند:
"نه ... دیدن ادامه » نمی تونم، دیوانه می شم، اگه دست بهم بزنی از همه جام اشک می چکه...
{چند لحظه سکوت می کند و می گوید:} وقتی داشتم سال چهل و پنج، خانه کوشک رو می ساختم یک کنده ای قطور زیر خاک بود، عجیب بود، من هیچ نمی دونستم این چه درختیه، دور این کنده یه پاجوشهایی زده بود، بعد که برگها بزرگتر شدند فهمیدم ارغوانه. تو تمام مدت بنایی نگذاشتم سیمان و آهک روی این کنده بریزه. بعد که باغچه را درست کردیم دیدیم هر کدام این پاجوشها یک تنه قطور شد و از دایره ی کنده بیرون رفتند، میل کردند به سمت خارج و مثل مشعل شدند. ارغوان برخلاف درختهای دیگه است، درختهای دیگه اول برگ می کنن بعد شکوفه می کنن و بعد گل می دن، ارغوان اول گل می کنه و بعد که گلاش می ریزه برگ می کنه. برگهاش هم شکل قلبه. تا پاییز برگهاشو نگه می داره بعد خزان می کنه. این درخت خیلی عجیبه، یه ساقه ی خیلی سختی داره مخصوصاً وقتی بارون میاد یا آب می پاشی، رنگ حاکستری تنه هاش به سیاهی می زنه و آدم احساس می کنه که به رنگ فلز در میاد. معمولا شیره ی گل که از خاک راه میفته تو ساقه و از آوندها بالا می ره، در سر شاخه تبدیل به گل می شه. اما این درخت از بس بی تابه، گاهی تو همون تنه ی قطور پایین پوست سخت، یک مرتبه این پوست رو می شکافه و گل می ده....بعد اون بهاری که من خونه نبودم اون شعر ارغوان رو ساختم. خب ارغوان برای من سمبل همه چیز بود، عشق بود، آرزوها بود، ایدآلها بود...هیچی، بعدش دیگه اون خونه رو فروختم، سال شصت و هشت، ولی ارغوان هست هنوز...
{سایه می خندد و بلافاصله می زند زیر گریه}...ارغوان حتما با من دعوا می کرد...البته آدمهای خل اینطور فکر می کنند دیگه {چند پک عمیق به سیگارش می زند}...گذاشتی رفتی دیگه... {زار زار گریه می کند...دقایقی طول می کشد تا آرام شود} یه شعری رو شروع کردم که نتونستم تمومش کنم، دیدم خیلی اذیتم می کنه:
ارغوان!
باز سلام
"
از کتاب "پیر پرنیان اندیش" جلد دوم، صفحه 743
تصویر: همان "ارغوان"! از کتاب
۱۹ تير ۱۳۹۴
بسیار عالی..
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
سلام
اگه می تونید واسم پیدا کنید خریدارم
۲۲ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید