:  ۵۶۸۷۰
:  سوزان سانتاگ در جدال با مرگ
:  سرگذشت نامه
   دیوید ریف
   فرزانه قوجلو
:   نگاه
:  رقعی
:  ۱۴.۶
:  ۲۰.۵
:  نرم
:  ۱۴۹
:  ۱۸۰,۰۰۰ ریال


توضیحات:

سوزان سانتاگ که نویسنده ی 17 کتاب است و این کتاب ها به 32 زبان زنده ی دنیا ترجمه شده، یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران آمریکایی است که به سبب دامنه ی هوش انتقادی و نیز فعالیت پرشور خود در زمینه ی حقوق بشر به شهرتی جهانی دست یافته است. کتاب دیویدریف که عنوان اصلی آن Swinning in a sea of Death یا در حقیقت “شنا در دریای مرگ” است، گزارشی است از شیوه ای که مادرش، سوزان سانتاگ، با بیماری و مرگ دست و پنجه نرم کرد. این کتاب توصیفی است از زیر و بم‌های روحی، روانی و عاطفی نویسنده‌ای که در عرصه هنر و اجتماع بسیار جسور بود و همواره به نظام سیاسی حاکم بر آمریکا اعتراض داشت. زنی که نمی‌خواست تسلیم مرگ شود و از پذیرفتن سر باز می‌زد. اما سرانجام مرگ او را به زانو درآورد.دیویدریف در این کتاب می‌کوشد تا قضاوتی درباره مادرش نداشته باشد بلکه از آنچه بر او رفته و باور‌هایش، سرسختی و مبارزه ناامیدانه‌ اش با دشمنی که به هیچ روی هم‌سنگ او نیست تصویری روشن دهد.در نگاه به زندگی سانتاگ و نبردی که برای ادامه آن به جان خریده و تحمل کرده با زنی روبرو می‌شویم که از نیستی می‌ترسد و ترسش را پنهان نمی‌کند. نمی‌خواهد او را انسانی بر‌تر ببینیم که از هراس‌های زمینی به‌دور است. نمی‌خواهد برای مخاطب آثارش تصویری فرا انسانی بسازد. برعکس، سانتاگ در قله صداقت جای می‌گیرد. او در تمام تاروپودش انسان است و ورای آن هیچ. انسان با همه گوشت و خونش، بیم و امید و دلهره‌هایش و ناباوری به جهان پس از مرگ. این ناباوری برای هیچ کس غریب نیست: «بازآمده‌ای کو که به ما گوید راز». شاید برخی نگرش سانتاگ را به زندگی نگرشی اپیکوری ببینند اما سانتاگ به هیچ روی نمی‌خواهد فقط به شرط لذت بردن از زندگی زنده بماند. او می‌خواهد «باشد»، ستیز‌هایش با زمانه و زندگی به هیچ روی کم و آسان نبوده، او از «نبودن» می‌هراسد. هراسی که بی‌گمان به سراغ بیشتر ما، در هنگام تنهاییمان، آمده است اما جسارت ابراز آن را نداشته‌ایم و خواسته‌ایم شاید حتی از خودمان پنهانش کنیم.

 




دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتابی با خاطرات بی‌نهایت تلخ و فوق العاده گیرا...
۲۲ دى
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزارکتاب "سوزان سانتاگ در جدال با مرگ" ۹۴/۱۱/۲۱

هیچ چیز از ذهنم دور نشده است. خیال می کردم در پایان سفری طولانی به خانه ام در نیویورک بر می گردم. در عوض، در آغاز سفری بودم که با مرگ مادرم پایان می یافت...
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... جایی دورتر چیزی بهتر از آنی نهفته که امروز در دسترس قرار دارد...
۰۴ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما همان جور می میرم که زندگی می کنیم....ص 54


اگر من به کار خود اعتقاد نداشته باشم چرا باید دیگران داشته باشند ...ص 79
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید