:  ۲۷۶۷۱
:  نقد ادبی
:  تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران (لیلی گلستان)
:  نقد ادبی
   لیلی گلستان
:   ثالث
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۶
:  ۱۴.۳
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۱۳۲
:  ۱۲۰,۰۰۰ ریال


 

درباره کتاب:

این گفتگو چندین و چند هفته طول کشید. از نوار به روی کاغذ آمد. که بعد حروف‌ چینی شد، ویرایش شد، خط زده شد، از نو نوشته شد، افزوده شد، خط زده شد و ... بالاخره تمام شد.
در تمام این مدت در شک و دودلی این سوال بودم که خواندن این حرف‌ های من چه فایده‌ ای برای خواننده دارد. مگر نه این که با خواندن هر نوشته‌ ای باید چیزی به خواننده افزوده شود؟ پنجره‌ ای به چیزی دیگر گشوده شود؟ تمام طول گفتگو، ویرایش و بازنویسی با یک جور دو دلی طی شد. دستنویسم را به دوستم پوران طاهباز دادم تا بخواند. مثل همیشه تذکرات مفیدی داد که به کار بستم. اما باز نگران بودم. حالا دلم را خوش می کنم به این که شاید با خواندن زندگی کسی که با پشتکار و جدیت و خوش‌ بینی هدفش را دنبال کرده و کمابیش هم از نتیجه کارش راضی است، دل سرد جوانان امروز ما کمی گرم شود و بدانند می شود که بشود. اگر چنین شود، من را بس.
لیلی گلستان


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
همیشه یکی از فانتزیهام امضای نویسنده پای کتاب خودشه برام حتی اگه اون کتابو هیچ وقت نخونم. شنیده بودم به لیلی گلستان میگن بانوی مترجم ایران. در همین حد شناخت من بود از ایشون. کتاب مصاحبه تاریخ شفاهی با ایشونو با یک کتاب دیگه تو جشن امضای اینترنتی ازشون خریدم. کتابو که تحویل گرفتم دیدم نویسنده امضا نداره و بجاش نوشته و تاریخ زده. یکم جا ... دیدن ادامه » خوردم. چهار روز کتاب موند رو میزم که سرم خلوت بشه یه نگاهی بهش بندازم. کتاب شبیه یک مقاله روزنامه با نثر پیچیده و خشک میزد. بالاخره یه روز تنها شدم. حس کتاب خوندن تو تنهایی عالیه برام. خیلی به خوندنش شک داشتم تو اون لحظه. به مقدمش نگاه کردم، نوشته بود خیلی شک دارم این کتاب برای خوانندش چی میتونه داشته باشه و بدردش بخوره، فروتنی محض نویسنده. کتابو ساعت 7 عصر شروع کردم و ساعت 4 صبح کتابو یکضرب خونده بودم. وسط خوندن هی همون دستخط و تاریخ نویسنده رو نگاه میکردم و هی عکس لیلی گلستانو روی جلد. مسخ شدم. گریه کردم. خندیدم.. یک مصاحبه شفاهی و این همه تاثیر روی من! کتاب برای من یجور دیگه بود. حس میکردم تک تک لحظه های کتاب اونجام. از همونجا میتونستم لیلی گلستانو ببینم. به قول خودش بدون اینکه طرف بفهمه عاشق شدم ولی من فارغ نشدم از این عاشقی.. و چه فرصت گرانقدریست این دیوار مجازی..
۰۹ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید