:  ۱۲۴۱۲۹
:  نقد ادبی
:  بوطیقای جهالت
:  نثر فارسی قرن 14
   حمیدرضا ابک
:   کتاب قاف
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۱
:  ۱۳.۵
:  ۱۸.۵
:  نرم
:  ۳۲۸
:  ۲۱۵,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
پشیمان خواهیم شد از فرصت‌هایی که سوخت، تهدید شد، بی‌مذاکره، بی‌ژنو، بی‌استانبول. به اویی نامه خواهیم نوشت که حالا دیگر حتی نیست تا پاسخی دهد. هرچند فرض کن اگر بود و پاسخ می‌داد نامه را، نامه نانوشته را، قصه نانموده را، چه پاسخی؟ تهش این بود که: لن ترانی، لن ترانی ابداً. یا اگر خیلی خاطرمان را می‌خواست می‌گفت: ولکن اُنظُر الی الجَبَل. ... دیدن ادامه » تازه آن هم زیر فشار افکار عمومی. وگرنه که سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند؟ بعد تو در دلت می‌گویی جبل؟ بی‌انصاف، حتی من هم انظر الی الجبل؟ حتی من؟ که ز تشنگی بمردم برِ آب زندگانی؟ دست مریزاد. گیرم که من آخرین، آخرالمؤمنین، گیرم که هر جبلی دکاً، گیرم که ما موسی و خَرّ صعقاً، ولی انظر الی الجبل؟

...غیاب» صوری، چیزی نیست جز فوران «حضور». هرچه بیشتر برای فراموشی تلاش کنی، بیشتر خودش را تحمیل می‌کند. هرچه دورتر شوی نزدیک‌تر شده‌ای. این «وجود عدمی»، شدتی بسیار بیشتر و طاقت‌فرساتر از آن فراموشی دستوری دارد. در واقع «او» هرچه بیشتر «نیست»، بیشتر «هست». هرچه بیشتر انکار می‌شود، بیشتر جان می‌گیرد. چه‌کسی دستور فراموشی را صادر می‌کند؟
۲۲ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید