اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۱۱۱۸۵۲
:  نقد ادبی
:  یادداشت های یک روان پزشک
:  نثر فارسی قرن 14
   محمدرضا سرگلزایی
:   قطره
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۸
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۱۳۴
:  ۱۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

در افسانه‌های مصر باستان آمده است که اسطوره‌ای به نام آمون کلمه را کشف کرد و آن را به نزد توت برد تا در مورد آن نظر دهد. توت که خردمندترین الهه‌ها بود، چند روزی تأمل کرد و سپس نظر خود را چنین اعلام کرد: «کلمه» هم داروست و هم زهر! هم به فهم ما کمک می‌کند و هم مانع فهم ما می‌شود! با دقت و احتیاط باید آن را به‌کار برد. می‌گویند عصر ما، عصر اطلاعات است، می‌گویم عصر ما، عصر «زبان‌بازی» و «بازی با کلمات» نیز هست! امان از این کلمه‌ها!

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید


مردم گاهی زیادی از کلمات کار می‌کشند! مثلاً آدم‌های زیادی پیش من می‌آیند و می‌گویند «افسرده» شده‌اند. آن‌ها گمان می‌کنند کلمه‌ی «افسردگی» تمام وضعیت آن‌ها را به من انتقال می‌دهد، در حالی که گاهی پشت کلمه‌ی افسردگی، نوجوان مغرور و پرتوقعی را می‌بینم که آن‌قدر امکانات دریافت کرده که هیچ چیز راضیش نمی‌کند و این نارضایتی دائمی خود را «افسردگی» می‌داند! ص11
حتی ... دیدن ادامه » کسانی را دیده‌ام که «تنبلی» خود را افسردگی نام نهاده‌اند تا اهمال و بی‌مسئولیتی‌شان را توجیه کنند! یکی از کارهای یک روان‌پزشک این است که کشف کند منظور مُراجع از کلماتی مثل «افسردگی»، «اضطراب» و «وسواس» چیست! ص12
... شیوه‌ی آموزشی سقراط چنین بود: او با شاگردانش در بازار شهر قدم می‌زدند، مشاهده می‌کردند و سقراط چیزی را مورد سؤال قرار می‌داد و به سؤالات پاسخ نمی‌داد. کسی پاسخ سؤالی را از سقراط در نمی‌یافت، سقراط تنها فضایی خالی با یک علامت تعجب و یک علامت سؤال در ذهن‌ها می‌کاشت و «زمان» لازم بود تا پاسخ سؤال از راه برسد! ... «سالکان» که آنان را یاترومانتیس می‌نامیدند، برای پاسخ به سؤالات با هم گفت و گو نمی‌کردند. آنان روزهای طولانی در غارها یا زیرزمین معابد در سکوت فرو می‌رفتند و منتظر می‌ماندند تا «زمان لازم» فرابرسد و پاسخ سؤالاتشان بیاید. به این کار incubation می‌گفتند که معادلی است برای حالتی که پرندگان روی تخم خود می‌نشینند! ... ص16
رتبه‌های برتر دانشگاه و افتخارات زندگی اجتماعی نصیب کسانی می‌شود که بیشتر بتوانند هوس‌ها و تمایلات خود را مهار کنند، کمتر بخوابند، از تفریحات خود بگذرند، وقت کمتری را در فعالیت‌های بی‌هدف و کم‌بهره تلف کنند، کمتر پای تلویزیون بنشینند و وقت بیشتری را صرف درس، تمرین و فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده کنند. ص21
اگر برای کسی «حیثیت» اهمیت زیادی داشته باشد، به خاطر «پول» تن به هر کاری نمی‌دهد. این فرد لازم است بداند که با انتخاب «حیثیت»، خود برگزیده است که نسبت به افراد دیگر پول کم‌تری داشته باشد. بنابراین با دیدن افراد پولدارتر از خود نباید حسرت بخورد! اگر فردی «حیثیت» را انتخاب کرده ولی با دیدن افراد ثروتمندتر حسرت می‌خورد، معلوم است که معیارهایش برای زندگی نامشخص است... ص25
تحقیقات متخصصان قلب نشان داده کسانی که الگوی زندگی آن‌ها برمبنای «رقابت و خصومت مفرط» بنا شده است بیشتر دچار بیماری‌های کرونری (بیماری‌های عروق قلبی) می‌شوند... اولسرپیتیک (زخم‌های گوارشی) در مردان و میزان صمیمیتی که با همسرشان دارند ارتباط معکوس وجود دارد یعنی هر چه صمیمیت کم‌تر باشد احتمال وجود زخم‌های گوارشی بیشتر است! ص34
اگر در باغچه‌ی خود چیزی نکاریم باد بذر علف‌های هرز را در باغچه‌ی ما خواهد کاشت! ص44
اگر برای کنترل آن چه در قدرت ما نیست زور بزنیم آن‌قدر خسته و درمانده می‌شویم که دیگر نمی‌توانیم آن چه را هم که مسئولش هستیم کنترل کنیم! ص47
تحقیقات دانشمندان علوم رفتاری نشان داده است که معمولاً بین یک معتاد و مادر یا همسرش یک «تعامل بیمارگونه» ایجاد می‌شود که در آن «سناریو»، معتاد نقش «شکست خورده» یا «قربانی» را برعهده می‌گیرد و طرف مقابل نقش «نجات‌دهنده»، «فدایی» یا «کمال‌گرا» را ایفا می‌کند. ص50
*اگر هر ماه به حساب ما پول واریز شود بدون این‌که مشغول به‌کار مؤثری باشیم، از آن پول می‌توانیم لذت ببریم اما «احساس رضایت» نخواهیم داشت، چرا که نیاز روانی ما به «مؤثر بودن» و نیاز اجتماعی ما به «هویت» و داشتن «نقش اجتماعی» برآورده نشده است. ص76
رفت و آمد با افرادی که بسیار پرخرج و با تجمل زندگی می‌کنند باعث می‌شود شما از امکانات و نعمت‌های بی‌شماری که در اختیار دارید لذت نبرید، حتی گاهی موجب می‌شود که به‌طرزی کاملاً غیر‌منطقی و بی‌دلیل «احساس بدبختی» بکنید! ص109
جای تأسف است که اغلب مردم برای انجام کار خیر، سفره پهن می‌کنند و شکم‌ها را سیر می‌کنند، ولی کمتر کسی برگزاری یک دوره‌ی آموزشی یا انتشار یک نشریه را جزء «امور خیریه» قرار می‌دهد!
آدم‌های زیادی هستند که وقتی از تلاش و پشتکار خسته می‌شوند، ناخودآگاه کلاهبردارها را به زندگی‌شان جذب می‌کنند تا بهانه‌ای پیدا کنند که کس دیگری مسئول شکست‌شان باشد و آن گاه دست از کار می‌کشند! ص124

دکتر محمدرضا سرگلزایی
یادداشت‌های یک روان‌پزشک
چاپ هشتم: پاییز 1396
نشر قطره
شابک: 9789643418656
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید