:  ۴۳۳۶۲
:  ادبیات
:  دال دوست داشتن (شومیز)
:  ادبیات
   حسین وحدانی
:   ویدا
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۱۵
:  شومیز
:  ۱۲۸
:  ۲۲۰,۰۰۰ ریال


کتاب «دال دوست داشتن» نوشته حسین وحدانی ( -۱۳۵۸) نویسنده و روزنامه‌نگار معاصر است.
این کتاب که به تازگی منتشر شده توانسته نظر بسیاری از مخاطبان و اهالی فرهنگ را به خود جلب کند.
وحدانی به خاطر سابقه طولانی‌ نویسندگی‌اش در فضای مجازی، طرفداران و خوانندگان بسیاری دارد. او در طی این سالها تعداد قابل توجهی یادداشت و متن در رسانه‌های مختلف مجازی منتشر کرده است که مضمون اصلی بسیاری از آنها عشق و تنفر از جنگ است.
استفاده او از ترکیبهای خاص و خلق بازیهای زبانی از ویژگی‌های متن او هستند. وحدانی ساده‌ترین مفاهیم را به شکلی روایت می‌کند که به نظر بعید و تازه می‌آید، بازی‌های زبانی و خرق عادت‌های متعدد او در ساحت زبان و متن می‌تواند تا مدتها خواننده را درگیر خویش سازد.
«دال دوست داشتن» همانطور که در نامش ذکر شده، چند روایت از عشق و زندگی است. به گفته خود نویسنده؛ اگرچه پرداختن به عشق، نفرت، دوست‌داشتن و احترام ممکن است در دنیای امروز به نوعی سانتی‌مانتالیسم تلقی شود یا اینطور تصور کنیم که در دنیای امروز جایی برای خوشبینی یا امید وجود ندارد و مولفین نیز باید از این موضوع فاصله بگیرند، اما باید قبول کرد که دوست‌داشتن مهم‌ترین دغدغه بشر است و عشق تنها عامل نجات‌دهنده ماست.
در بخشی از کتاب «دال دوست داشتن» می‌خوانیم:
«به معشوق‌مان بگوییم اصلا کلمه نخواهد. بگذارد سکوت جور همه چیز را بکشد. به او بگوییم: «دیگر تمام شد، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم» و با هم به صدای کافه، به صدای فنجان‌ها، به صدای باران گوش بدهیم.»


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال.
تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان و روپوش سفید و دکتر و پرستار، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد.
گفتم:
«عزیزکم! ... دیدن ادامه » آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه کن.»
این‌ها را در حالی می‌گفتم و اشک تازه‌ راه‌افتاده‌ی چشمش را پاک می‌کردم که پسرکی هفت، هشت ساله داشت توی اتاق تزریقات نعره می‌کشید و بالاتر از صدای او، صدای پدر و مادرش به گوش می‌رسید که به اصرار می‌گفتند: آمپول که درد ندارد پسرم، تو بزرگ شدی، مردهای بزرگ که گریه نمی‌کنند.
رفتیم و دخترکم آمپولش را زد و گریه‌اش را کرد و به در بیمارستان نرسیده، گریه‌اش تمام شد.
رفتنی سرش را با یک نگاه عاقل اندر سفیهی برگردانده بود سمت پسرک که بغل مادرش ولو شده بود روی صندلی‌های انتظار.
نزدیک به هفده سال است که تلاش میکنم دخترم هیچی را یاد نگیرد، همین یک چیز را یاد بگیرد.
که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد توی خودش، چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگ‌ها گریه نمی‌کنند.(عجب دروغ بزرگی!)
که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند.
که وقتی که باید عصبانی باشد، عصبانی باشد. نشود تندیس صبر و حلم و شکیبایی که خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانه‌ی «نایس» و «کول» تحویل بدهد و در عوضش مدال به‌دردنخورِ «فلانی، وای، هیچ‌وقت ندیدم عصبانی باشه، همیشه ریلکس و آرومه، دلش مثل دریاست» را تحویل بگیرد.
یاد بگیرد وقتی نمی‌خواهد کسی بماند، حالی طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمی‌خواهد کسی برود،‌ داد بزند «آهای! نمی‌خواهم بروی.
اصلا غلط می‌کنی که داری می‌روی!»
دارم تلاش میکنم دخترم را جوری بزرگ کنم که ما را بزرگ نکردند.
جوری که چشمش به فضیلت‌های ناچیز نباشد.
جوری که یادش نرود آدم است و آدم، همانی است که هم گریه می‌کند، هم داد می‌زند، هم خشمگین می‌شود، و هم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همان‌جا، همان‌وقت، به همان‌کس، همان حرفی را که باید بزند، نزند!
۲۵ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مثلاً آنى ک خنده اش قشنگ است.آنى ک صورتش بوى صبح اول وقت را مى دهد.آنى ک حرف زدنش طعم قهوه تازه دم کرده دارد.
آنى که...سین اش آدم را عاشق مى کند
واین آخرى دوستان واقعاً تا چند ساعت داشت منو سکته مى داد
حتماً ... دیدن ادامه » این کتاب و بخونید.ب جرأت میگم تمام حرفاش و یه روزى با تموم وجودتون لمس کردین
از دستش ندید
۱۱ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا من اینجور خیال میکنم که آدم باید یکیو فقط یکی را داشته باشد توی زندگی اش،که جلوش کم بیاورد.یکی که مشت اش را ببرد جلو،پیشش وا کند.که سری که بر سر گردون به فخر می‌ساید را بیاورد،با خیال راحت بگذارد بر آستانش.نه به ذلت و خاکساری،که به مهر و فروتنی .از «پناه»حرف نمی‌زنم؛«مرشد» و «معشوق»هم.نام ندارد شاید .فقط می‌دانی کسی است،وهست.تنها ... دیدن ادامه » کسی است که می داند تو هم گاهی کم می‌آوری.تو هم تمام می‌شوی.می‌رسی به آخر خط.و همان جا ایستاده در سکوت،منتظر تا تو دوباره برگردی به بازی.و همین خوب است
همین که می‌دانی کسی هست.همین که می‌دانی،که می‌داند
۲۰ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یادم بیاور برایت بنویسم عشق را باید بی حساب اندوخت،اما با حساب خرج کرد.
وبرایت بنویسم که هی بر این طبل پر صدا اما تو خالی «بی حساب دوست داشتن»نکوبی.
که دوست داشتن حساب و کتاب دارد.
دوست ... دیدن ادامه » داشتن حد و مرز می شناسد.
حساب و کتابش؟
ظرفیت خودت.که اگر می توانی ظرفت را بزرگتر،ظرفیتت را بیشتر کن.
اگر نمی‌توانی اما اندازه نگه دار.
حد و مرزش؟
عزت خودت،کرامت خودت،شخصیت خودت.
دوست داشتن که نباید تو را بی عزت،بی کرامت،بی شخصیت کند.
باید؟
۲۰ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... اما من با خودم می‌اندیشم، کاش شادی را در نیندازیم با غم. شادی عدمِ غم نیست. شادی کنار آمدن با غم است. دعوت کردن رسمی است از غم که بیاید با ما باشد، با ما خودمانی شود، با ما معاشرت کند. معرفی‌اش کنیم به دوستان‌مان، دوستان غمِ من، غم من دوستان. و بعد موسیقی گوش کنیم، بگوییم، برقصیم به سلامتی غم، این وفادارِ همیشگی. بعد ببریمش به خانه، ... دیدن ادامه » بیاید با ما خیره شود در آینه، بخندد، مسواک بزند، برود جایش را بیندازد، آرام و نجیب شب‌بخیر بگوید. صبح که چشم باز می‌کنیم یادمان بیاید که تنها نیستیم و لبخند بزنیم، چون غم و تنها غم است که ما را تنها نمی‌گذارد. دیدی که مرا هیچ‌کسی یاد نکرد جز غم، که هزار آفرین بر غم باد
۰۷ دى ۱۳۹۶
خوبه هر نقطه مکانی دارد و هر.. .
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن ... دیدن ادامه » لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید