:  ۵۵۱۳۳۳۴۲
:  ادبیات
:  وزیری امیر حسنک(به همراه لوح فشرده صوتی)
:  وزارت کلاسیک در ایران
   محمود دولت آبادی
:   فیروزی
:  پالتویی
:  ۱۳۹۵
:  ۱
:  نرم
:  ۱۹۰
:  ۳۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

این مجموعه شامل کتاب وزیری امیر حسنک به همراه لوح فشرده ی بازخوانی داستان “حسنک وزیر اثر بیهقی دبیر” می باشد که برای اولین بار با صدای استاد دولت آبادی عرضه گردیده است.

این مجموعه شامل موارد ذیل می باشد :

۱- کتاب وزیری امیر حسنک : این کتاب ۱۹۰ صفحه ای در قطع پالتویی منتشر گردیده است و طرح جلد آن اثر سارا دولت آبادی می باشد.

۲- لوح فشرده بازخوانی”داستان بر دار کردن حسنک وزیر” : این لوح فشرده شامل ۵۲ دقیقه خوانش داستان حسنک وزیر اثر ابوالفضل بیهقی دبیر می باشد که برای اولین بار با صدای محمود دولت آبادی ارائه می گردد.

 


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نگاهی به خوانش دولت‌آبادی از تاریخ بیهقی/دکتر محمد دهقانی/فصلنامه نقد کتاب ادبیات/شماره1/صص61-70

دولت آبادی اینک نه فقط به دیده متخصصان ادبیات و داستان نویسى معاصر بلکه از نگاه عامۀ کتابخوان ایران هم از اعتبار فراوانى برخوردار است و همین اعتبار است که انتظار خوانندگان و علاقه مندانى چون مرا از او سخت بیشتر می کند، به ویژه وقتى می شنوند که او کتابى درباره شاهکارى چون تاریخ بیهقى نوشته است؛ لیکن افسوس که با خواندن همان نخستین صفحات کتاب دلسرد شدم و هر چه پیشتر رفتم دلسردى و ایضاً حیرتم بیشتر شد. در این مقاله می کوشم برخى از علل این دلسردى و حیرت را با خوانندگانى که مثل خودم هم بیهقى را دوست دارند و هم آقاى دولت آبادى را در میان بگذارم.
اولین ... دیدن ادامه » نکته اى که مایۀ تعجبم شد غلط خوانى هاى فراوان آقاى دولت آبادى از متن مهم و حساسى چون تاریخ بیهقى است. در همان مقدمۀ کتاب ذیل عنوان «نکته» فقط در ضبط یکى دو جملۀ ساده دو غلط عجیب م ىبینیم: «امیر خداوندِ پادشاهى است [...] بدان که دى در این بالش که امروز منم وى را بوده است» (وزیرى حسنک، صص ب و11). واژه «خداوند»، چنا نکه خود آقاى دولت آبادى هم در صفحۀ بعد تصریح کرده اند مسلماً باید به سکون خوانده شود نه با کسره اضافه. کلمه «را» هم در جملۀ آخر افزوده آقاى دولت آبادى است و ساخت نحوى و معناى جمله را ب هکلى مختل کرده است (براى دیدن اصل جمله، بنگرید به بیهقى، ص 170). عجیب تر اینکه نویسنده گرامى برخى خوانش هاى نادرست خود را که نشانۀ بیگانگى ایشان با زبان بیهقى است به موسیقى زبان ربط داده اند (همان، ص پ). معلوم نیست خوانش نادرست «اِلَم» به‌جای «اَلَم» یا «معدِّلان» به‌جای «معدَّلان» یا «پرِ کار» به‌جای «پرگار» یا «خلِق» به‌جای «خَلَق» یا «اِستره» به‌جای «اُستُره» چه ربطى به موسیقى زبان دارد! متأسفانه سراسر کتاب وزیرى امیرحسنک مشحون است به این خوانش هاى مغلوط که نه برخاسته از رعایت موسیقى زبان بلکه محصول ناآشنایى و بیگانگى آقاى دولت آبادى با متن بیهقى و در مجموع، با زبان و ادبیات کلاسیک فارسى است.در صفحه 20 «چون» را که از ادات شرط و به معنی «وقتی» یا «هنگامی‌که» است از ادات استفهام شمرده و در نتیجه جمله را غلط خوانده و مفهوم آن را اساساً مخدوش کرده اند: «ما کارى را گرد شده ایم چون از این فارغ شویم؟! این مرد پنج و شش ماه است تا در دست شماست، هرچه خواهى بکن!». خوانش درست این است: «چون از این فارغ شویم، این مرد ...» و مقصود اینکه «حسنک چندین ماه است که اسیر شماست. وقتى از کار مهمى که در پیش داریم فارغ شدیم، باز هم او در اختیار شماست. هر رفتارى که مى خواهید با او بکنید».
...
غلط خوانى هاى آقاى دولت آبادى گاهى ایشان را به دامن تحلیل هاى نادرست انداخته است، چنانکه تصور فرموده اند قاضى صاعد دشمن حسنک بوده و از این رو نزد مسعود به بدگویى از او پرداخته و وى را متهم به «ستم‌های بزرگ» کرده است؛ ولى قضیه کاملاً عکس این است. حسنک خود از خاندان میکالیان و در زمان حادثه بزرگ و رئیس ایشان بوده است. قاضى صاعد هم خود را پرورده و برکشیده این خاندان بزرگ مى دانسته و به همین سبب در محضر امیرمسعود به شفاعت از آنها برخاسته و کوشیده است که آنها را از ستمى که مخالفان و دشمنان تازه به قدرت رسیده حسنک بر ایشان روا مى داشته اند برهاند؛ اما آقاى دولت آبادى، چون متن بیهقى را درست نخوانده اند نتیجۀ معکوس گرفته و فرموده اند که قاضى صاعد «طومار حسنک را درمى پیچد» و نزد مسعود شکایت مى کند که بر خاندان میکالیان (یعنی همان خاندان حسنک) «ستم‌های بزرگ از حسنک»! آخر حسنک معزول و زندانى که به قول بیهقى چند ماهى در غزنین و هرات و جاهاى دیگر در بند شکنجه و استخفاف بوسهل و اعوان او بوده چگونه مى توانسته است در نیشابور، آنهم در حق خویشان و خاندان خود، ستم بورزد؟ آقاى دولت آبادى دست کم مى توانستند نگاهى به توضیحات آقایان یاحقى و سیدى بیندازند و در آنجا بخوانند که «از ظاهر عبارت خواننده ممکن است تصور کند که از حسنک و دیگران بر ایشان ستم رفته است، کمااینکه بازورت چنین تصورى کرده [...] و حسنک را به ظلم و اجحاف نسبت به خاندان میکالى متهم کرده است؛ درحالى که باید عبارت را چنین معنى کرد که از قبل حسنک یا به خاطر حسنک بر خاندان وى که همان میکالیان باشند ستم رفته است» ...

...
...

آنچه آوردم فقط بخشى از سهوها و نابهنجارى هایى بود که در کتاب وزیرى امیر حسنک دیده مى شود. اگر مى خواستم همه را به دقت توضیح دهم، این نوشته بسیار مفصل تر از این مى شد. امیدوارم آقاى دولت آبادى گستاخى مرا به بزرگوارى خود ببخشند. من ایشان و داستان هایشان را حقیقتاً دوست دارم، اما به قول بیهقى «چون دوستى زشت کند چه چاره از بازگفتن»؟

http://litbr.faslnameh.org/browse.php?a_code=A-10-38-4&slc_lang=fa&sid=1&sw=
۲۱ آبان ۱۳۹۴
احمد ثریانسب و سبحان معصومی این را خواندند
میترا الفت این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید