:  ۸۹۱۲۳
:  در میانه امنیت و ناامنی
:  ارزش های اجتماعی
   ایوان کلیما
   فروغ پوریاوری
:   آگه
:  رقعی
:  ۱۴.۴
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۱۲۸
:  ۱۷۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تمدن ما خودخواه و اسراف کار است و در نتیجه غیر اخلاقی است… داریم به لحظه ای نزدیک می شویم که در آن، نه فقط موضوع بقای تمدنمان، بلکه مسأله خود حیات، برای کل بشریت زیر سوال می رود. ما یگانه موجودات زنده ای هستیم که از قدرت تفکر انتزاعی برخورداریم و بی تردید در لحظات بحرانی، قدرت اندیشه بشر، توان یافتن راه حل های مثبت و ارزشمند را دارد. متأسفانه، در لحظات سرنوشت سازی از این دست، همیشه صدای تفکر پیروز نمی شود.».

این ها را ایوان کلیما در پیشگفتار کتابی می نویسد که در سال ۱۹۹۹ – در پایان هزاره- با عنوان «در میانه امنیت و ناامنی» نگاشته؛ اما انگار اوضاع خیلی تفاوتی نکرده و مقاله های کتاب را که می خوانی، می بینی هنوز موضوعاتی که کلیما- این نویسنده و روشنفکر مشهور و شاید تلخ اندیش چک- به آن ها پرداخته، هنوز هم می تواند مسائل مبتلابه جهان امروزمان باشد.

کتاب ... دیدن ادامه » کلیما دربرگیرنده ۱۹ مقاله کوتاه و بلندی است که در فواصل زمانی مختلف با موضوعات متنوع در حوزه اندیشه، تفکر، فرهنگ، اجتماع و اندیشه نگاشته و در قالب این کتاب تدوین و منتشر کرده است.

مقاله ها شامل این عناوین است که اغلب موضوع مورد توجه نویسنده را هم بازنمود می بخشد:

مفهوم جدید زمان/ باورِ سکولارِ جایگزین/ خرد و بی خردی/ تب سرگرمی/ دنیای ساختگی/ بی عاطفگی و پرخاش جویی/ بت های مدرن/ کناره گیری هنر/ سه بعد زندگی/ امید/ عشق/ پایان هزاره خانواده/ مدرسه/ رسانه های همگانی/ جنبش های تحول خواهانه/ جوانان با بصیرت/ آیا دلیلی برای امیدوار بودن هست؟/ یک فلسفه نوین.

کلیما در تک تک مقاله های این کتاب، کوشیده از منظر پرداختن به مفاهیم اساسی در زندگی بشری، به نوعی به مقاله انتهایی برسد؛ جایی که هم نتیجه گیری خوش بینانه و هم نتیجه گیری بدبینانه ای را به مخاطب درباره وضعیت جهان و انسان امروز ارائه کند.

او ابتدا به این نکته می پردازد که «باز در آستانه یک دگرگونی بینادی دیگر قرار گفته ایم…. یک قرن رشد و توسعه لجام گسیخته و تحولات انقلابی، باورها و ارزش های سنتی را متزلزل کرده و این ایده را که هدف تلاش های بشر باید اهمیت دادن به روح و بقای خویش باشد، تضعیف کرده است».

کلیما نتیجه گیری بدبینانه خود را این طور توصیف می کند: «محال است اگثر مردم به خاطر بشریتی انتزاعی، دست از ثروت و خودخواهی خود بردارند».

اما آیا کلیما نتیجه گیری خوش بینانه ای هم بر اساس گزاره ای که خودش ذکر کرده، دارد؟ او اعتقاد دارد: «مفاهیم جدیدِ فضا و زمان، انسان ها را از شر قطعیت های سنتی خلاص کرده اند و باورمندی به جاودانگی روح نیز دستخوش تزلزل شده است. هرگاه مردم دیگر دل مشغول روح خود نباشند، یکی از ابعاد مهم انسانیت خویش را در معرض خطر قرار می دهند».

با این حساب، چه طور می شود نتیجه گیری خوش بینانه ای از این وضعیت داشت؟ این نکته ای است که کلیما از منظری متفاوت به آن نگاه می کند: «آگاه شدن از موقعیت جدید انسان در زمان و فضا مایه هول و تکان است. اما وقتی این همه را بپذیریم، می توانیم برای زندگی، فلسفه نوینی پدید بیاوریم که شایسته دانش جدید و اهمیت مان در رویدادهای جهانی باشد؛ فلسفه ای که به خودآگاهی تازه ای منجر شود که حاصلش در پیش گرفتن طرز رفتاری متناسب با واقعیت های این زمانه باشد».

تعبیر پایانی کلیما، همان «نتیجه گیری خوش بینانه» ای است که وعده اش را داده بود: «این آرمان گرایی به خصوص، در مقایسه با آرمان گرایی های سابق، یک برتری آشکار دارد: قول بهشت را نمی دهد؛ فقط قول تداوم یک زندگی معقول را می دهد».

انگار کلیما در این نتیجه گیری آخر، «خیلی خوش بینانه» نگاه و تفسیر می کند؛ اما چه اشکالی دارد کلیما هم با چنین آرمان گرایی واضحی، به جهان امروز- حتی اگر ۱۵ سال قبل بوده باشد- نگاه کند؟!
۱۴ دى ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید