:  ۳۳۴۷۲
:  کودک و نوجوان
:  بابا لنگ دراز (رمان های کلاسیک نوجوان 1)
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   جین وبستر
   مهرداد مهدویان
:   قدیانی
:  رقعی
:  ۱۶.۵
:  ۲۱
:  نرم
:  ۲۳۲
:  ۲۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

یتیم خانه نود و هشت بچه دارد که دختر هفده ساله، جروشا ابوت از همه بزرگ تر است. او از صبح تا شب سرپاست تا دستورات رئیس عصبانی پرورشگاه را اجرا کند. اما او با وجود همه ی تلخی ها، قلمی شیرین دارد و خوب می نویسد. در این میان، یکی از اعضای هیئت امنای پرورشگاه- که می خواهد نامش محفوظ بماند- تصمیم می گیرد او را به دانشگاه بفرستد و تنها خواسته اش این است که جروشا برایش نامه بنویسد.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
شخصیت اصلی داستان، یعنی جروشا، شخصیت شوخ طبع و شادی دارد که می تواند برای خواننده، جذاب و دلپذیر باشد.
۱۵ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من رمز خوشبخی واقعی را یافته ام. باید حال را دریابی، نه اینکه همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی. باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی. مثل کشاورزی: آدم، هم می تواند در یک زمین پهناور بذر بپاشد، هم می تواند کشاورزی خود را به یک قطعه زمین کوچک محدود کند و از همان نقطهء کوچک نهایت استفاده را ببرد. میخواهم از لحظه لحظهء عمرم ... دیدن ادامه » لذت ببرم و بدانم که دارم لذت می برم.

بابا لنگ دراز - جین وبستر
۲۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از نامه های جودی ابوت به بابا لنگ دراز
بابالنگ دراز عزیز، من عاشق دانشکده هستم و بیش از همه عاشق شما که مرا به دانشکده فرستادید، آنقدر خوشحالم که از شدت هیجان خوابم نمی برد. شما نمی دانید اینجا با پرورشگاه «ژان گریر» چقدر فرق دارد. دلم برای دخترانی که نمی توانند به این دانشکده بیایند می سوزد...»
همین الان سالی ماک براید سرش را کرد ... دیدن ادامه » توی اتاق و گفت: «آنقدر دلم برای مامان و پاپا تنگ شده که دارم دق می کنم، تو چطور؟ من هم تبسمی کردم و گفتم: چاره چیست باید ساخت. دلتنگی خانوادگی از آن بیماری هاست که من اقلاً در برابر آن مصونیت دارم! مگر دل کسی هم برای دارالایتام و مادام لیپت تنگ می شود؟»./.
بابالنگ دراز-جین وبستر
۰۵ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی آدم به کسی یا محلی یا روش خاصی از زندگی عادت کرد و بعد آن را از دست داد یک جای خیلی خالی در دل آدم باقی می ماند!
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر"

جودی عزیزم!...

... دیدن ادامه » ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم...

دوستدارتو: بابالنگ دراز
۲۹ فروردين ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید