:  ۹۰۸۳
:  داستان جهان
:  پابرهنه ها
:  داستان های رومانی قرن 20
   زاهاریا استانکو
   احمد شاملو
:   نگاه
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۱۶
:  ۱۵
:  ۲۱
:  سخت
:  ۷۳۶
:  ۷۰۰,۰۰۰ ریال


خبرهای وابسته

» توصیه کتاب: پابرهنه‌ها

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
آدم درختهایی را می‌بیند که بلنداند، راستند، انبوه‌اند، شاخه‌های کشیده و بلند دارند و برگهای فراوان! ‌درختهایی را می‌بیند که کم رشداند، ‌گره‌دار و کج و کوله‌اند، ‌ظاهرشان توی ذوق می‌زند! مگر جنگل برای خاطر این جور درختها زندگی را به خودش حرام می‌کند؟
۲۴ آبان ۱۳۹۴
رامین جلیلوند و سبحان معصومی این را خواندند
آرش وحیدنیا این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توصیف جهنم از رمان پابرهنه ها اثر زاهاریا استانکو ترجمه ی زیبای احمد شاملو
آنچه با دقت بیشتری تو بحرش رفته ام جهنم بوده است که کشیش مدام به اش حواله مان می دهد. -همین جهنم خیالی نقاشی روی دیوار طرف در ورودی.
شعله های قرمز عظیمی زیر پاتیل های بسیار بزرگ می بینی که توی آن قیر جوشان هست و بخار غلیظ سفیدی ازشان به طرف گنبد کلیسا بالا می رود. توی ابر و بخار هم شیطان ها دیده می شوند با دُم های درازِ به هم پیچیده و شاخ های شق و رق و گوش های پت و پهن و دماغ های برگشته و پوزه های گُرازوار. شیطان های پشمالودی که هر کدام یک شنکش آهنی چهارسیخه دستشان است و با آن ارواح را از این پاتیل به آن پاتیل می اندازند؛ ارواح آدم هایی که این پایین معصیت کرده اند.
می ... دیدن ادامه » خزی تو باغ همسایه یک دانه سیب می دزدی؟ کلکت کنده است! روحت از دست رفته. وقتی مردی آتش جهنم منتظرت است. آتش جهنم و پاتیلی که مدام توش پلق و پلق قیر می جوشد، و نیزه های چهارسیخه ای که روح آدم را از این پاتیل به آن پاتیل می کند!
اسب هایت را به چرا برده ای، خسته و مانده خوابت گرفته و حیوان ها رفته اند تو کشت و کارها گندم و ذرت و یونجه یا کنجد دیگران را چریده اند؟ -کارت ساخته است! همان آتش جهنم، همان شیطان ها، همان پاتیل های قیر جوشان چشم به راهتند.
دشنام دادن به کشیش و ارباب و بخشدار که، هیچ! اصلا فکرش را هم نباید کرد... این دیگر از هر گناهی که به خیالت برسد بزرگتر است. بدان و آگاه باش که اگر گناهت این است پدرت درآمده! بهتر است فکری به حال و روز خودت بکنی! چون در این صورت نه فقط بعد از مرگ تو آتش جهنم کباب می شوی بلکه با تازیانه و قنداق تفنگ هم خرد و خمیرت می کنند. دست کم مشت و لگد مفصلی تو دک و پوز و دنده ات می زنند
۱۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید