:  ۷۶۶۴
:  داستان جهان
:  بار هستی
:  داستان های کوچک قرن 20
   میلان کوندرا
:   قطره
:  رقعی
:  ۱۳۹۲
:  ۲۴
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۳۳۶
:  ۲۸۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

رمان «بار هستی» اثر میلان کوندرا ـ نویسنده‌ی سرشناس چک ـ تفکر و کاوشی درباره‌ی انسان و تنهایی او در جهان است، جهانی که در واقع «دامی» بیش نیست، و بشر مغرور و سرگردان، در ریسمان‏های به‌هم‌تنیده‌ی آن تقلا می‌کند.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
ما اغلب براى از یاد بردنِ درد و رنج خویش به آینده پناه مى بریم. در پهنه ى زمان، خطى تصور مى کنیم که فراسوى آن خط درد و رنج ما پایان خواهد یافت.
#میلان_کوندرا
#بار_هستى
۰۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق به یک امپراتوری شبیه است، اگر اندیشه ای که بر اساس آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶
ترجمه آقای حسین کاظمی یزدی از این کتاب(با عنوان سبکی تحمل‌ناپذیر هستی) بهترین است.
۲۸ خرداد ۱۳۹۶
متاسفانه ترجمه آقای کاظمی یزدی رو نخوندم و شاید در آینده بخونم ولی با ترجمه دکتر همایون پور خیلی خوب ارتباط برقرار کردم و با داستان پیش رفتم تا جایی که احساس میکردم دارم متن اصلی رو میخونم نه ترجمه.
۲۹ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود را جلو بیندازیم یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی سازیم ؟؟
- چیزی را که نتیجه یک (( انتخاب )) نیست نمی توان شایستگی یا ناکامی تلقی کرد .
- کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را می داد که هیچکونه رضایت خاطری از آن نداشت .
۱۲ تير ۱۳۹۵
Emile آژار این را خواند
روژیتا احمدی ، مجید حاج حسینی و مهنّا حسین زاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میانِ همه‌ی عشّاق خیلی زود قواعدی برای بازی‌اشان برقرار می‌شود که به آن آگاهی ندارند و همچون قانون باید محترم شمرده شود...

بار هستی - میلان کوندرا
۰۱ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"بار هستی ) یا سبکی تحمل ناپذیر هستی ) را شاید بتوان مشهورترین اثر میلان کوندرا دانست این کتاب در ایران هفده بار به چاپ رسیده است .

بار هستی تفکر و کاوش درباره زندگی انسان و فاجعه تنهایی او در جهان است .
... دیدن ادامه »
<< چگونه بار هستی را به دوش می کشیم ؟ ایا " سنگینی " بار هول انگیز و " سبکی " آن دل پذیر است ؟>>

کوندرا مفاهیم فلسفی را در قالب رمان به نحوی مطرح می کند که خواننده کمتر متوجه این قضیه می شود آثار او از آن دست آثاری است که به واقع هیچ قسمت از کتاب را نمی توان حذف کرد . نویسنده داستان را به شکل غیر خطی روایت می کند و در بسیاری از مواقع مستقیما وارد داستان شده و با خواننده رو در رو صحبت می کند و تمام اینها به هیچ وجه آزار دهنده نیست . این کتاب را می توان بارها و بارها خواند و هر بار مطالبی جدید را کشف کرد.

<<بازگشت ابدی ، اندیشه ای اسرارآمیز است و نیچه با این اندیشه بسیاری از فیلسوفان را متحیر ساخته است : باید تصور کرد که یک روز همه چیز ، همانطور که از پیش بوده ، تکرار می شود و این تکرار همچنان تا بی نهایت ادامه خواهد یافت ! معنای این اسطوره نامعقول چیست ؟

خلاف اسطوره بازگشت ابدی این است : زندگی که به یکباره و برای همیشه تمام می شود و باز نخواهد گشت ، شباهت به سایه دارد ، فاقد وزن است و از هم اکنون آن را باید پایان یافته دانست و هر چند موحش ، هر چند زیبا ، و هر چند باشکوه باشد ، این زیبایی ، این دهشت و شکوه هیچ معنایی ندارد. اینها در خور اعتنا نیست ، همانطور که جنگ میان دو سرزمین آفریقایی در قرن چهاردهم هیچ چیز را در دنیا تغییر نداده است ، هر چند در این جنگ سی هزار سیاهپوست با رنج و مصیبت وصف ناپذیری هلاک شده باشند

اندیشه باز گشت ابدی دورنمایی را نشان می دهد که در آن هر چیز آنطور که می شناسیم به نظر نمی آید و همه چیز بدون کیفیت ناپایدارش ظاهر می شود . این کیفیت ناپایدار ما را از دادن هر حکمی باز می دارد . آیا می توانیم آنچه را گذراست محکوم کنیم ؟ ابرهای سوخته غروب آفتاب بر همه چیز حتی گیوتین افسونی غم انگیز می تاباند . >>"
۲۴ آبان ۱۳۹۴
Emile آژار ، مهدی نیازی و سبحان معصومی این را خواندند
روژیتا احمدی و فاطمه نوروزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
“بار هستی نام رمانی از میلان کوندرا است که در سال ۱۹۸۴ نوشته شده‌است. این کتاب که در سال ۱۹۶۸ در پراگ در دورهٔ زمانی موسوم به بهار پراگ می‌گذرد، با مفاهیم فلسفی فراوانی سر و کار دارد. ترجمه لغوی نام اصلی آن سَبُکیِ تحمل‌ناپذیر هستی است.

کتاب به شرحی از وضعیت زندگی هنرمندان و روشنفکران چکسلواکی پس از بهار پراگ، یعنی پس از حملهٔ اتحاد شوروی به چکسلواکی، می‌پردازد. شخصیت اصلی کتاب «توماس» نام دارد. توماس که جراحی معروف است انتقادات فراوانی به کمونیست‌های چک دارد و این موجب می‌شود که او شغل‌اش را از دست بدهد. دیگر شخصیت‌های مهم داستان «ترزا» (همسر توماس)، «سابینا» (نقاش، معشوقهٔ توماس )، و «فرانز» (استاد دانشگاه، معشوق سابینا ) هستند.

بار ... دیدن ادامه » هستی در خلاصه دربارهٔ درک این موضوع است که تشخیص راه درست از راه غلط برای انسان غیرممکن است. به‌همین دلیل راه غلطی وجود ندارد و انسان مبرا از اشتباه است.

در سال ۱۹۸۸ فیلمی انگلیسی از روی این کتاب ساخته شد. دانیل دی-لوئیس در نقش توماس، ژولیت بینوش در نقش ترزا، و لنا الین در نقش سابینا در این فیلم بازی کردند. کارگردان این فیلم فیلیپ کوفمان است”
۲۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سابینا زن بودن را حالت و وضعی می داند که خود انتخاب نکرده و می گوید چیزی را که نتیجه یک انتخاب نیست نمی توان شایستگی یا ناکامی تلقی کرد.
او معتقداست در برابر چنین وضع تحمیلی باید رفتار درستی پیش گرفت .
به نظرش عصیان در برابر این واقعیت که زن زاده شده ، به اندازه افتخار به زن بودن ، ابلهانه است....

بار ... دیدن ادامه » هستی - میلان کوندرا
۲۳ آبان ۱۳۹۴
Emile آژار و مهدی نیازی این را خواندند
روژیتا احمدی ، پروین اربابی و مریم محمدی وند این را دوست دارند
ترجمه ی جدیدش رو هم اگه بخونین دوچندان لذت می برین از کتاب.خیلی از قسمت های محذوف هم اضافه شده به ترجمه ی جدید با عنوان سبکی تحمل ناپذیر هستی...
۲۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در مقابل دنیای پر از وقاحت که او را در بر گرفته بود ، ترزا فقط یک سلاح داشت و آن هم ، کتاب هایی بود که از کتابخانه شهرداری به امانت میگرفت ، کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را می داد که هیچگونه رضایت خاطری از آن نداشت . دوست داشت کتاب زیر بغل در خیابان ها گردش کند.
کتاب برای او به منزله عصای ظریفی بود که آدم متشخص قرون گذشته ، بدست می ... دیدن ادامه » گرفت.
کتاب او را از دیگران به کلی متمایز می ساخت...
بار هستی - میلان کوندرا
۱۹ آبان ۱۳۹۴
Emile آژار این را خواند
روژیتا احمدی ، علیرضا دشتی نژاد و مریم صالحی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میتوانم بگویم که سرگیجه همان سرمستی از ضعف خویشتن است.
آدمی به ضعف خویش آگاهی دارد و نمیخواهد در برابرش مقاومت ورزد ، بلکه خود را به آن تسلیم میکند.
آدمی خود را از ضعف خویشتن سرمست میکند، میخواهد هرچه ضعیفتر شود، میخواهد در وسط خیابان جلوی چشم همگان در هم فرو ریزد، میخواهد بر زمین بیفتد و از زمین هم پائین تر برود.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
Emile آژار و شکوفه آزادگان این را خواندند
روژیتا احمدی و فاطمه نوروزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر عذاب ابدی و شرایط ممتاز فردی یعنی خوشبختی و بد بختی تبدیل پذیر هست وچقدر دو قطب هستی انسان بهم نزدیک.
۰۵ آبان ۱۳۹۴
Emile آژار این را خواند
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"در جامعه‌ی دیکتاتوری توما مدام بین انتخاب بین درست و غلط در تردید است. از یک سو با عملی که می‌داند درست است جان خود را به خطر می‌اندازد و از سوی دیگر با سکوت در برابر استبداد آرمانهایش را می‌بازد:
«بنابراین چه باید می کرد؟ می بایست بیانیه را امضا می کرد یا نه؟ می توان پرسش را این گونه نیز مطرح کرد که بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود ... دیدن ادامه » را جلو بیندازیم یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی سازیم؟"

بار هستی - میلان کوندرا
۲۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست. در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم. مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود. اما اگر اولین تمرین زندگی، خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می توان قائل شد؟ اینست که زندگی همیشه به یک «طرح» شباهت دارد. اما حتی طرح هم کلمه ی درستی ... دیدن ادامه » نیست، زیرا طرح همیشه زمینه سازی برای آماده کردن یک تصویر است، اما طرحی که زندگی ماست طرح هیچ چیز نیست، طرحی بدون تصویر است...!

بار هستی/ میلان کوندرا / مترجم: پرویز همایون پور
۲۱ مرداد ۱۳۹۴
Emile آژار این را خواند
روژیتا احمدی و سید پژمان توکلی صبور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... عشق همیشه تنها راه حل درست برای ادامه زندگی اجتماعی دلخواه نیست بلکه گاهی باعث نقطه مقابل آن میشود. عشق امروزه به معنی اشتیاق به تسلیم شدن در برابر معشوق جلوه میکند از همین رو کسی که خود را دراختیار دیگری قرار میدهد یا به تعبیری تسلیم میشود باید پیشاپیش منتظر ضربه های مداوم معشوق باشد.
بنابراین میتوانم بگویم عشق را از زاویه ای میشود ... دیدن ادامه » به انتظار تعبیر کرد انتظار ضربه ای که هر لحظه ممکن است به ما اصابت کند. ضربه ها هر چه سنگین تر باشند زندگی ما به دیگران نزدیکتر، معیشتمان واقعی تر و حیاتمان حقیقی تر است در عوض فقدان آن ضربه ها باعث می شود انسان همچون بالن از هوا پر شود سبک و سبکتر گردد به پرواز درآید و از انسانها و زمینیان دور شود به انسانی غیر واقعی تبدیل شده و آزادانه به حرکت می پردازد و از همه مهمتر این که زندگی انسان بی معنا و پوچ می شود این نوع زندگی بسیار تلخ و غیر قابل تحمل است...!

بار هستی/ میلان کوندرا / مترجم: پرویز همایون پور
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید