:  ۶۵۸۸۳
:  داستان جهان
:  بانوی میزبان
:  داستان های روسی قرن 19
   فیودور داستایفسکی
   سروش حبیبی
:   ماهی
:  جیبی
:  ۱۳۹۸
:  ۷
:  ۱۲.۱
:  ۱۶.۵
:  نرم
:  ۱۴۴
:  ۱۳۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

بانوی میزبان نیز مانند بسیاری از داستان‌های داستایفسکی از زندگی خود او مایه می‌گیرد و می‌شود گفت وصف حال اوست در سال‌های جوانی. داستان در سن‌پترزبورگ می‌گذرد. اُردینُف، قهرمان داستان، در نوجوانی و جوانی ناچار گوشه‌گیر شده و درِ زندگی اجتماعی را بر خود بسته است. او باید به اجبار محل سکونتش را تغییر دهد. به جست‌وجوی اتاقی در شهر پرسه می‌زند تا این‌که با زنی زیبا به نام کاترینا آشنا می‌شود و به‌عنوان مستأجر به خانه‌ی او راه می‌یابد. اُردینُف پاک است و سخت حساس و دیدار کاترینا پاسخی است به افسردگی جانکاهش. او به کاترینا دل می‌بازد و این رویداد در درونش با رؤیا و کابوس در هم می‌آمیزد. 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هیچوقت نتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم :(
۲۴ آبان ۱۳۹۵
حسین توکلی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اردینف باصدایی از هیجان لرزان گفت:حالا در عوض این غصه هایت کامت خوب شیرین شده؟
پیرمرد جواب داد: تو حضرت آقا،انگاری شیرینی فروش زیاد داری! چرا در کار مردم دخالت می کنی؟و با پوزخندی تمسخرآمیز و پر از زهرکینه به گستاخی به اردینف زل زد.
کاترینا که آشکارا ناراضی بود،با لحنی آزرده گفت:چیزهایی که من در عوض غصه هایم به دست آورده ام جایی نرفته. ... دیدن ادامه » یکی خیال می کند چیزی که نصیبش‌ شده کم بوده،آن یکی خیال می کند زیاد بوده.یکی می خواهد همه چیزش را نثار کتد و در عوض چیزی نصیبش نمی شود،یکی هیچ وعده ای نمی دهد اما دل دنبالش می رود و از او اطاعت می کند.بعد با نگاهی غمبار به اردینف نگریست و ادامه داد:نباید کسی را سرزنش کرد.یکی اینجور است یکی آن جور.خیال می کنی می شود دانست که چرا دل دنبال این می رود و نه دنبال آن؟
۳۱ تير ۱۳۹۵
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به یک آدم ضعیف آزادی بده ، خودش دست بسته آن را برایت پس می آورد.
۲۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید