:  ۶۲۴۶۰
:  داستان جهان
:  ظلمت در نیمروز
:  داستان های انگلیسی قرن 20
   آرتور کوستلر
   مژده دقیقی
:   ماهی
:  رقعی
:  ۱۴.۳
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۴۸
:  ۳۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

آرتور کوستلر در ابتدای ظلمت در نیمروز نوشته شخصیت های این داستان خیالی اند و شرایط تاریخی که آنها را به عمل واداشته واقعی است. کتاب اتفاقات شوروی در سال ۱۹۳۸؛ یک سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم را بازنمایی می کند. روباشوف شخصیت اصلی داستان یکی از رهبران انقلاب ۱۹۱۷ است که حالا گرفتار زندان و حکمی سنگین شده و جزئیاتی تکان دهنده و آشنا از زندان را برای خواننده شرح می دهد.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
ظلمت در نیمروز در ارائه تصویری دقیق از یک نظام دیکتاتوری ایدئولوژیک واقعا موفق بوده است. نویسنده در این کتاب با خلق شخصیت های مستعار اما نمادینی مانند روباشف و دیگران، هر کدام را در جایگاه دقیق خودش به کار گرفته و از جنبه های مختلف نشان می دهد که چگونه در این نظام ها "هدف وسیله را توجیه می کند" و چگونه این توجیه وسیله در نهایت گریبان ... دیدن ادامه » کارگزاران همان نظام را می گیرد. ترجمه کتاب هم بسیار خوب به نظر می رسد. به هر حال کتابهایی مانند ظلمت در نیمروز به زمان و مکان خاصی اختصاص ندارند و حداقل در دوران ما کهنه نخواهند شد.
۲۶ شهريور
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کوستلر در این رمان، بدون اشاره مستقیم اما با ارایه نشانه‌هایی که از روی آنها به‌راحتی می‌توان منظور نویسنده را دریافت، به تصفیه‌های استالینی و سرنوشت انقلابیون نسل اول انقلاب روسیه پرداخته است.انتخاب روباشف به عنوان چهره مرکزی رمان، از سوی کوستلر، انتخابی است هوشمندانه.او ازانقلابیون نسل اول و از مغضوبان کنونی است. روباشف به واسطه جایگاه و موقعیت‌های مختلفی که در آنها قرار می‌گیرد، به کانونی بدل می‌شود که تیپ‌های دیگر مرتبط با انقلاب روسیه، حول او گرد می‌آیند. در طول رمان، روباشف با انواع این تیپ‌ها روبه‌رو می‌شود و از خلال چنین مواجهه‌ای است که تصویری از آدم‌های یک دوران و ماهیت خود آن دوران به دست داده می‌شود. اما آنچه ظلمت در نیمروز را همچنان خواندنی می‌کند، تعلق آن به یک دوران مشخص نیست که اگر چنین بود، امروزه بعد از گذشت این همه سال، خواندن این رمان دیگر لطفی نمی‌داشت.

اهمیت ظلمت در نیمروز در این است که نویسنده در آن از خلال تامل در یک واقعه تاریخی خاص، به تامل در وضعیت‌هایی دست می‌زند که انسان در تمام ادوار تاریخی و البته در هر دوره به نحوی وبرحسب شرایط همان دوران، با آنها مواجه می‌شود؛وضعیت‌هایی که می‌توان از آنها با عنوان وضعیت‌های تکرارپذیر یاد کرد و یکی از این وضعیت‌ها، تردید در همه آن اصل‌هایی است که زمانی خدشه‌ناپذیر قلمداد می‌شده است. روباشف مردد است، اما مساله این است که تردید لزوما مقدمه عصیان نیست.

آنچه ... دیدن ادامه » کوستلر با شخصیت‌پردازی موفق رمان خود و قراردادن این شخصیت‌ها در موقعیتی حساس و بحرانی بر آن تاکید می‌کند این است که همواره نمی‌توان با تردید در اصول پیشین به‌راحتی علیه آنها عصیان کرد، به‌ویژه آن هنگام که باورداشتن به آن اصول، شخص را به سمت اعمالی رانده است که پاک‌کردن رد آنها از تاریخ و وجدان شخص عمل‌کننده کار ساده‌ای نیست، ضمن اینکه رسوخ آن اصول در جان فرد وفادار چنان عمیق و سایه قدرت وابسته به آن اصول بر سر این فرد، چنان سنگین است که او در مرحله اول، به جای تمرد دست به توجیه می‌زند تا بلکه از تردید نجات یابد و به وضعیت پایدار پیشین باز گردد. اگر روباشف پس از محاکمه‌شدن از جانب خودی‌ها دست به عصیانی قهرمانانه می‌زد، طبیعتا رمان، به اثری سطحی و شعاری و یک بیانیه صرف علیه حکومت شوروی و حکومت‌های مانند آن تنزل پیدا می‌کرد. اما چنین نشده و همین یکی از عواملی است که ظلمت در نیمروز را به اثری هنوز هم خواندنی بدل می‌کند. از طرفی ظلمت در نیمروز نه گزارشی از ظواهر یک رخداد تاریخی، که برشی عمودی به عمق و ساخت‌های برسازنده این رخداد، از طریق ادبیات و ادبی‌کردن امر تاریخی است. از ظلمت در نیمروز تاکنون ترجمه‌های متعددی منتشر شده است.

ظلمت در نیمروز بازنمایی دادگاه‌های نمایشی و تصفیه‌های استالینیستی است که یک سال پیش از جنگ جهانی دوم در شوروی اوج گرفت. روباشوف، شخصیت اصلی داستان، از رهبران انقلاب ۱۹۱۷ است که تحت بازجویی‌های سخت به اعمالی اعتراف می‌کند که هرگز از او سر نزده است. روباشوف شخصیتی خیالی است، اما کوستلر او را بر اساس ویژگی‌های رهبران فکری انقلاب بلشویکی و سیاستمداران برجسته‌ی شوروی خلق کرده است و شرح زندان و اعترافات او بازتاب آرای سیاسی روز است. ظلمت در نیمروز از تأثیرگذارترین رمان‌های سیاسی قرن است و در زمره‌ی مهم‌ترین آثار روشنفکری علیه کمونیسم به‌شمار می‌رود.بسیاری این کتاب را نقطه‌ی عطفی در گذر از دهه‌ی ۱۹۳۰ به سال‌های جنگ سرد شمرده‌اند.
۰۴ تير ۱۳۹۵
Emile آژار این را خواند
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه‌ی اصول ما درست بودند، ولی نتایج غلط از آب درآمدند. این قرن بیمار است. ما بیماری و علت‌هایش را با دقت میکروسکوپی تشخیص دادیم، ولی هرجا چاقوی شفابخش را فرو بردیم، زخم تازه‌ای سرباز کرد. نیت ما جدی و پاک بود. مردم می‌بایست دوستمان داشته باشند، ولی آن‌ها از ما متنفرند. چرا اینقدر نفرت‌انگیز و منفوریم؟

ظلمت در نیمروز
آرتور کوستل
۳۰ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتنی ترین کتابیه که تا حالا خوندم با سه شخصیت روباشف رومانف و گلکتکین که از گلکتکین متنفرم و خیلی تصویر جالبی از شوروی زمان استالین داره.
۰۷ آبان ۱۳۹۴
مهدی نیازی ، سید محمدرضا مهدوی و Emile آژار این را خواندند
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
گلتکین واقعا نمونه ای از تنفر بود
۰۷ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید