:  ۵۹۹۷۶
:  داستان جهان
:  اشتهای آمریکایی
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   جوییس کرول اوتس
:   ققنوس
:  رقعي
:  ۱۳۹۱
:  ۱
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۴۳۲
:  ۲۵۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نثر کتاب فوق‌العاده‌ست! علی رغم این که شخصیت‌پردازی‌ها رو در برخی موارد دچار اشکال می‌بینم یعنی در اواخر داستان نویسنده‌ کنش‌ها و گرایش‌هایی رو در برخی شخصیت‌ها می‌گنجونه که پیش از اون بسترش رو به هیچ وجه فراهم نکرده و به نظرم مخاطب نباید قبل از این که اتفاقی بیفته حتما پیش‌بینی‌ش کنه اما وقتی اتفاق‌ها حاوی کنش‌ها و گرایش‌ها ... دیدن ادامه » مطرح شد باید بتونه با توجه به پیش‌زمینه‌ای که داستان فراهم کرده تاییدش کنه. حتی غیر قابل پیش‌بینی‌ترین گرایش‌ها و کنش‌ها اگر در بستر داستان شکل بگیرن مخاطب در عین غافلگیری درستی‌شون رو هم تایید خواهد کرد... با این حال می‌شه گفت بهترین نثریه که ممکنه کسی بتونه بخونه یا در ردیف بهترین‌هاست. و هر پاراگراف به تنهایی معنادار و گاه برای خود اثری مستقل. از این نویسنده کتاب «شوهر عزیزم» رو هم از نشر «شورآفرین» پیشنهاد می‌کنم؛ با ترجمه خانم «ربابه جلایر».
۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایان با همسرش گلینیس زندگی خوب و مرفهی دارند . تا زمانی که گلینیس دختری به نام زیگریت را به خانواده معرفی می کند زیگریت زیباست . روزی با ایان تماس می گیرد و از او می خواهد به وی کمک کند و ایان مقداری پول به وی می دهد وقتی روزها بعد گلینیس چک مذکور را پیدا می کند به ایان مشکوک شده و طی یک حادثه کشته می شود و این شروع ماجراست .

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «پدر خود ایان،‌ که هرگز با او احساس نزدیکی نکرده بود، وقتی که او پسربچه بود، خانواده را ترک کرده و سال‌ها دور از خانه زندگی کرده بود و خبر مرگش هم به آن‌ها رسیده بود؛ و سال‌ها بعد بود که ایان به شکلی کاملا اتفاقی فهمید که مرگ پدرش «طبیعی» نبوده، حتا مرگ «طبیعی» یک الکلی هم نبوده،‌ پدرش خودکشی کرده بود: با یک تپانچه عاریتیِ کالیبر 45 به دهانش شلیک کرده بود. آگاهی از این واقعیت چندان تأثیری بر ایان نگذاشته بود، ‌چون در آن زمان دیگر کم و بیش پدرش را فراموش کرده بود، به همان نحو که فکر می‌کرد پدرش او و خانواده‌اش را فراموش کرده است.»

پشت ... دیدن ادامه » جلد این کتاب به نقل از پابلیشرز ویکلی آمده است: «جویس کرول اوتس، استاد داستان‌گویی، نوزدهمین رمان خود را به زندگی طبقه نخبگانِ حومه‌نشینِ آمریکا در اواخر دهه 80 اختصاص داده؛ مکانی که تصور می‌شود فقط اتفاقات خوب باید در آن رخ دهد، و سپس کلاف داستان هولناکی را می‌تند که در آن رؤیای آمریکایی به کابوس آمریکایی بدل می‌شود.»

درباره‌ی نویسنده‌ی این رمان نیز از قول جان آپدایک آمده است: «خانم اوتس پیش‌روترین زن رمان‌نویس در ادبیات آمریکاست.»
۲۴ مرداد ۱۳۹۵
ایرج پوراردشیر این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما به آنچه حقیقت است اعتقاد نداریم بلکه به چیزی باور داریم که دوست داریم به عنوان حقیقت درکش کنیم.
۲۵ آبان ۱۳۹۴
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید