اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۵۹۵۶۸
:  داستان جهان
:  النگوی یاقوت
:  داستان های روسی قرن 20
   آلکساندر کوپرین
:  رقعي
:  ۱۳۹۶
:  ۲
:  ۱۲.۵
:  ۲۱
:  سخت
:  ۱۴۰
:  ۱۱۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
داستانی نسبتا" کوتاه و خواندنی در خصوص یک کارمند دون پایه روس در ارتباط عشق و علاقه به زن یک اشراف زاده روسی با پایانی غم انگیز
۰۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و در همان لحظه نخست که اور می بینی، چیزی را می فهمی و به خود می گویی: من دوستش دارم؛ چون در دنیا، هیچ چیزی شبیه او نیست؛ یعنی بی همتاست، و هیچ چیز و هیچ کس بهتر از بی همتایی نیست، پس نه حیوان و نه گیاه، نه ستاره و نه انسانی که از او بهتر و مهربانتر باشد، نیست. و در او انگار تمام زیبایی های جهان تحقق یافته است.. و متبرک باد نام تو، انسان...
الکساندر ... دیدن ادامه » کوپرین، ترجمه دکتر حمیدرضا آتش برآب
۱۶ اسفند
مشتاق حسین ، امیرحسین آل‌عوض و مهرانه غفاری راد این را خواندند
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
* هر کسى یک جورى مى ترسد، فقط یکى دست و پایش را گم مى کند و دیگرى بر خودش مسلط مى شود. متوجه مى شوى، ترس همان ترس باقى مى ماند، ولى بعضى، در نتیجه ى کسب تجربه، روز به روز بیشتر بر ترسشان مسلط مى شوند. براى همین است که قهرمانها پیدا مى شوند. بله، به همین سادگى.

* من به این باور رسیده ام که مردم این زمانه دیگر عشق واقعى را فراموش کرده اند. من که یک همچین عشقى را سراغ ندارم. البته، دوره ى ما هم خبرى نبود!
...
- ... دیدن ادامه » بابابزرگ، زن چى؟ زنى که واقعا عاشق باشد را به چشم دیده اید؟
- بله که دیده ام. ویراچکا. یقین دارم هر زنى قادر است در عشق به نهایت برسد. این را بدان که زن، تو را مى بوسد، در آغوشت مى گیرد و تسلیمت مى شود، و به مادرى می رسد. زن وقتى عاشق شد، آن عشق برایش به تمامى مفهوم زندگى است. همه ى هستى اش مى شود. زن گناهى ندارد که عشق به پستى کشیده شده و تا حد یک آسایش عادى و یک سرگرمى کوچک نزول کرده. گناه از مردهایى است که در بیست سالگى چشمهاشان سیر و تنشان عینهو جوجه رنجور مى شود و چنانى مثل خرگوش بزدل مى شوند که دیگر کششى به آن اشتیاق نیرومند و مردانگى و مهر و پرستش عشق ندارند. مى گویند که سابق بر این چنین عشقى وجود داشته و اگر هم نبوده مگر غیر از این است که بهترین صاحبان عقل و جان بشر، که همان شاعرها و نویسنده ها و موسیقیدان ها و نقاش ها هستند، دست کم آرزویش را در سر داشته و به خاطرش رنج مى برده اند؟

* آخر مگر مى شود کسى را که عاشق است، گناهکار دانست؟ آن هم عشق، مساله اى که تا حالا هم کسى نتوانسته درست سر از آن در بیاورد!

* چیزى را فهمیدم و به خودم گفتم: من دوستش دارم، چون در دنیا، هیچ چیزى شبیه به او نیست، یعنى بى همتاست، و هیچ چیز و هیچ کس بهتر از بى همتایى نیست...
۱۵ آبان
اگر این کتاب را دارید، واقعن به شما حسودی ام می شود. موجود نیست و شهر کتاب هم بیهوده علامت موجودی گذاشته است...کتاب قابل خریدن نیست... به شما کتاب مقصر کیست اثر الکساندر هرتسن ترجمه استاد گلکار را نیز پیشنهاد می کنم.
۲۹ دى
مبارک باشد، امیدوارم از مطالعه ش لذت ببرید. برای معرفی "گیسوم" متشکرم.
۰۵ اسفند
خواهش می کنم.
۰۵ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید