اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۵۳۲۶۹
:  داستان جهان
:  برهوت عشق
:  داستان های فرانسه قرن 20
   فرانسوا موریاک
   اصغر نوری
:   افراز
:  رقعی
:  ۱۳۸۸
:  ۱
:  ۱۴.۶
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۰۸
:  ۹۷۸۶۰۰۵۲۱۸۳۹۸
:  ۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
 
برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبی 1952* برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ رمان از آکادمی فرانسه* ...کدام منطق باید ما را از رنجِ تحمل‌ناپذیر لحظه‌ای نجات دهد که در آن، فردی که می‌پرستیمش و نزدیکی او برای زندگی و حتا تنِ‌مان حیاتی است، با قلبی بی‌تفاوت (و شاید راضی) با غیبت همیشگی ما کنار می‌آید؟ برای آن که برای‌مان همه‌چیز است، هیچ‌چیز نیستیم.* از متن کتاب*** « برهوت عشق یک جواهر تکنیک و هنر است. در این رمان، حال و گذشته، تک‌گویی درونی و راوی دانای کل چنان با هم درمی‌آمیزند و روی هم می‌لغزند که تنوع ریتم و تمپو نامحسوس باقی می‌ماند. این کتاب شاهکار نویسنده‌اش است و جایگاهِ او را به‌عنوانِ بهترین رمان‌نویسِ ما تثبیت می‌کند.»* آندره بیلی، عضو آکادمی گنکور

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کدام منطق باید ما را از رنج تحمل ناپذیر لحظه ای نجات دهد که در آن، فردی که می پرستیمش و نزدیکی او برای زندگی و حتی تنِ مان حیاتی است، با قلبی بی تفاوت و شاید راضی با غیبت همیشگی ما کنار می آید؟ برای آن که برای مان همه چیز است، هیچ چیز نیستیم.
۲۶ فروردين
منطق نمیخواد! جایگزین میخواد :)
۲۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در من لذت و نفرت با هم قاطی می شوند، مثل نور و صاعقه؛ آن ها با هم به من می رسند. فاصله ای بین لذت و نفرت نیست.
۲۶ فروردين
نفیسه رحیمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه بین من و کسانی که میخواستم تصاحب شان کنم، این زمین متعفن کشیده می شد، این باتلاق، این گل و لای... آن ها نمی فهمیدند... فکر می کردند برای این صداشان می زنم که با هم توی لجن فرو برویم...
۲۶ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دردمان این است که می بینیم معشوق جلوی چشممان در تصویری که از ما برای خود می سازد با ارزش ترین فضیلت هامان را حذف میکند و ضعف ها٬ نقص ها و جنبه ی مضحک وجودمان را برملا میکند... و دیدگاهش را به ما تحمیل می کند٬ وادارمان می کند خودمان را با چیزی که او در ما می بیند منطبق کنیم... و همیشه فقط در چشم کس دیگری که محبتش هیچ ارزشی برایمان ندارد فضیلت ... دیدن ادامه » مان آشکار می شود٬ استعدادمان می درخشد٬ قدرتمان فوق طبیعی جلوه میکند و چهره مان بهترین چهره می شود !

برهوت عشق، فرانسوا موریاک
۱۸ آبان ۱۳۹۴
سبحان معصومی این را خواند
بهار موسوی و علیرضا صفرخانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی ما توسط کسانی که دوست مان داشته اند ساخته و باز ساخته شده ایم ، ما اثر افراد اندکی هستیم که در عشق شان به ما سماجت به خرج داده اند . اثری که بعدها آن را باز نمی شناسند و هرگز همانی نیست که آن ها آرزو کرده بودند .
ما از افراد نزدیک خود بیشتر از دیگران بی خبریم ، کسانی را که همیشه در کنارمان هستند دیگر اصلا نمی بینیم .
دوست داشتن وحشتناک ... دیدن ادامه » است و دیگر دوست نداشتن شرم آور
۱۸ آبان ۱۳۹۴
بهار موسوی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنهایی را که دوست داریم٬ مرگ از ما نمیگیرد. برعکس٬ مرگ آنها را برایمان حفظ میکند: مرگ خاک عشقهامان است. این زندگی است که عشق را در خود حل میکند...!

... درون ما فقط یک عشق وجود دارد ٬نه عشق ها. و ما در برخوردهامان با آدمها از روی تصادف چشم ها و دهان ها را جمع میکنیم تا شاید با آن عشق مطابقت کند. چقدر احمقانه است امیدواری برای رسیدن به آن عشق...!

... ... دیدن ادامه » کدام منطق باید ما را از رنج تحمل‌ناپذیر لحظه‌ای رها کند که در آن، فردی که می پرستیمش و حضورش برای زندگی و حتی تن‌مان حیاتی است،
با قلبی بی تفاوت (و شاید راضی) با غیبت همیشگی ما کنار می آید؟
برای آنکه برایمان همه چیز است، هیچ چیز نیستیم...!

... همه چیز در خدمت عشق است: پرهیز آن را از کوره به در میکند٬ ارضا قوی ترش میکند. عفتمان بیدارش میکند٬ تحریکش میکند ٬ما را به وحشت
می اندازد ٬مسحورمان می کند. اما اگر تسلیم شویم تنبلی مان هرگز با توقع عشق
متناسب نخواهد بود...!

... همیشه فقط چیزی ارزش دارد که هیچوقت آن را بدست نمی آوریم...!

برهوت عشق/ فرانسوا موریاک/ مترجم: اصغر نوری
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
بهار موسوی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید