:  ۵۲۴۱
:  داستان جهان
:  انجمن شاعران مرده
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   کلاین بام
   حمید خادمی
:   پنجره
:  رقعی
:  ۱۴.۱
:  ۲۰.۸
:  نرم
:  ۲۰۷
:  ۳۵۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
"ظهور منشی را به نیایش ایستاده ایم اما نجات خود در دستان ماست "
این کتاب واقعا ارزشمند و قابل تامل بود . بعد از خواندن کتاب خود را از دیدن فیلم خوبی که بر اساس همین کتاب ساخته اند دریغ نکنید .
با توجه به استفاده از اشعار زیاد که می توانست چالش بزرگی برای مترجم باشد ترجمه واقعا خوب و تمیز بود .
۲۴ فروردين
سِیّد عِرفان باقِری این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه درباره مسئله ای مطمئن هستید ، خودتون رو وادارید که به یه نحو دیگه درباره ش فکر کنید ، حتی اگه بدونید این دیدگاه تازه شما نادرست یا احمقانه است. وقتی مطلبی می خونید ، تنها فکر نویسنده رو مدنظر قرار ندید کمی درنگ کنید و ببنید نظر خودتون درباره اون موضوع چیه؟

پ.ن: ترجمه خیلی خوبی داشت به طوریکه بازگردانی اشعار هم به زیبایی صورت گرفته ... دیدن ادامه » بود.
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان درباره ی معلّمی به اسم جان کیتینگ هستش که در اولین جلسه تدریس نشان می ده که روشی نو ومتفاوت با شیوه قدیمی مدرسه شبانه روزی بولتون ، داره. بچه های کلاس با تحقیق دربارهٔ آقای کیتینگ می‌فهمند او در جوانی در همین کالج محفلی را اداره می‌کرده به نام محفل شاعران مرده ,هفت نفر از شاگردانش تصمیم می‌گیرند این محفل را دوباره به را بیندازند. ... دیدن ادامه » اما با اتفاقاتی که در اینده رخ می دهد اعضای انجمن ، مجبور به امضای حکمی می شوند که ….
۲۲ آبان ۱۳۹۴
ترجمه کتاب چطور بود دوست عزیز ؟
۱۵ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در تالار نیایش سنگی دبیرستان ولتون، مدرسه شبانه روزی خصوصی که در لابه لای بلندی های دور افتاده ایالت ورمانت قرار داشت،بیش از سیصد پسر که همگی روپوش دبیرستان را به تن داشتند، در در طرف راهروی بلند تالار، در میان چهره های پرغرور پدر و مادرهایشان به انتظار نشسته بودند. با ورود مرد کوتاه قد و مسنی که ردایی بلند و گشاد بر تن داشت، نی انبان ... دیدن ادامه » های اسکاتلندی لحظه ای نواختن گرفتند. مرد، شمعی را روشن کرد و پیشاپیش گام های موزون دانش آموزان پرچمدار، از برابر معلمان رادپوش و فارغ التحصیلان، از راهروی سنگفرش شده گذشت و به تالار پرقدمت نیایش وارد شد.چهار پسر پرچمدار، موقرانه تاسکوی خطابه پیش رفتند. چند پیرمرد هم که آخرین شان شمعی را با غرور در دست داشت،آرام آرام در پی آنان قدم بر می داشتند.
گیل نولان، مدیر مدرسه، که مردی درشت اندام بود و کمی بیش از شصت سالن سن داشت، تا رسیدن آنان بر سکو ایستاد. سپس با شور وشوق در حالی که به مرد شمع به دست اشاره می کرد، گفت:
“خانم ها، آقایان، … و … فرزندان من، .. . اینک مشعل دانش”.
۲۲ آبان ۱۳۹۴
سبحان معصومی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«آیا شاعران مُرده در بهشت جای دارند. در جایی بهتر از زمینی که انسان در آن زندگی می‌کند؟»
این عبارت از شاعری به نام جان کیتس است که نام داستان از آن گرفته شده است.
داستان این رمان در سال 1959 و در امریکا می‌گذرد. خانواده‌ها برای اطمینان از پذیرفته شدن پسرانشان در مجموعه دانشگاههای IVY League (شامل هاروارد، پرینستون و...) آنها را در دبیرستانی به نام ولتون ثبت‌نام می‌کنند. در این دبیرستان قوانین خشک و سختگیرانه‌ای اجرا می‌شود و اساسنامة آن بر چهار شعار استوار است:
... دیدن ادامه » «سنت»، «افتخار»، «انضباط» و «سرفرازی».
ماجراهای رمان در صدمین سال تأسیس دبیرستان ولتون واقع شده است. آقای نولان (مدیر سختگیر مدرسه) در گردهمایی شاگردان و والدینشان در شروع سال تحصیلی، جان کیتینگ را، که خود زمانی در همان‌جا درس می‌خوانده به‌عنوان معلم جدید ادبیات انگلیسی مدرسه معرفی می‌کند.
معلم جدید قواعد ثابت و یکنواخت مدرسه را به هم می‌ریزد. او در اولین روز کلاسش دانش‌آموزان را به تالار تشریفات مدرسه می‌برد. عکس جوانهایی را که شصت هفتاد سال پیش شاگرد آن مدرسه بوده‌اند به آنها نشان می‌دهد و خاطرنشان می‌سازد که آنها دیگر زنده نیستند. و بدین ترتیب اولین درس خود را آغاز می‌کند؛ «مرگ‌آگاهی»:
«الان بیشتر اونها خاکِ گُلهای نرگس رو بارور می‌کنند!»
و برای رهایی از فنا و نابودی، کمال بهره بردن از فرصتها را گوشزد می‌کند:

«گُل غنچه‌های سرخ را کنون که می‌توانی، برچین
اما باز زمانِ سالخورده در گذر است
و همین گُلی که امروز لبخند می‌زند،
فردا خواهد مُرد.»
(رابرت هریک، شاعر انگلیسی)

کیتینگ در ادامه به معنای عبارت اول این شعر در زبان لاتین اشاره می‌کند: Carpe Diem «دم رو غنیمت بشمارید. زندگی‌تون رو خارق‌العاده کنید.»
و منظور شاعر را این‌گونه توضیح می‌دهد:
«...ما خوراک کرمها هستیم، چون ما انسانها تعداد محدودی بهار و تابستان و خزان رو تجربه می‌کنیم. گو اینکه باور کردنش دشواره، اما یه روزی هیچ‌کدام از ما دیگه نفس نخواهیم کشید؛ جسممون سرد خواهد شد و خواهیم مُرد!»
انجمن شاعران مُرده زیستن از ژرفای وجود را القا می‌کند و این‌گونه، راه رهایی از نابودی و مرگ را در زندگی آگاهانه می‌داند:
«...هرآنچه را که زندگی نبود ریشه‌کن کنم، تا آن دم که مرگ به سراغم می‌آید، چنین نپندارم که نزیسته‌ام.»
معلم جدید سعی دارد که چگونه لذت بردن از زبان و واژه‌ها را به آنان آموزش دهد و آنها را به این نتیجه برساند که واژگان و اندیشه‌ها، قدرت تغییر جهان را دارند.
معلم
«انجمن شاعران مُرده» اسم گردهمایی پنهانی در زمان تحصیل این معلم است که در آن دختران و پسران به دور از چشم مسئولان مدرسه، در یک غار جمع می‌شدند و اشعار مورد علاقه خود و یا اشعاری را که سروده بودند می‌خواندند و حال دانش‌آموزان تصمیم می‌گیرند که دوباره آن انجمن را بازگشایی کنند. چندی بعد می‌بینیم که بچه‌ها از رخوت و انفعال حاکم بر مدرسه و خانواده بیرون می‌آیند و بر اساس دلبستگیهای خودشان زندگی می‌کنند. آنان دربارi انجمن شاعران مُرده مطلبی را نیز در نشریه دبیرستان به چاپ می‌رسانند که همین موضوع خشم مسئولان مدرسه را برمی‌انگیزد و از سوی مدیر مدرسه، که شخصیتی قرون وسطایی و توتالیتر دارد، مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند.
درونمایة رمان، تحلیل روشهای مستبدانه‌ای است که بعضی خانواده‌ها و مراکز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاکم می‌کنند و نشان می‌دهد که چگونه نوجوانان در مقابل این‌گونه خواسته‌های جابرانه دست به تظاهر می‌زنند و در نتیجه روابط آنها با اجتماع و جنس مخالف غیر شفاف و تودرتو و غیر صادقانه خواهد بود. معلم جدید در این میان سعی دارد که دانش‌آموزان را به ژرف زیستن و به مکیدن جوهر یا عصاره حیات ترغیب کند و این ضربه‌ای است بر روشهای مستبدانه تربیتی دبیرستان ولتون.
در جایی از داستان معلم جدید، روی میز می‌رود تا نگاه تازه‌ای را به اطراف نشان دهد؛ تماشای دنیا از زاویه‌ای دیگر. دانش‌آموزان را نیز به همین کار تشویق می‌کند تا مکانی را که مطمئن رویش ایستاده‌اند، خودخواسته ترک کنند و زاویه دیدی را که به سوی دنیا دارند، تغییر دهند. آن‌گاه بعضی چیزها کوچک‌تر می‌شود و بعضی چیزها بزرگ‌تر و این تجربه بی‌نظیری است. عادتهای قدیمی، زندگی بدون تفکر و ابتکار را تثبیت و ذهن انسان را محدود می‌کنند.
۱۳ آبان ۱۳۹۴
چقدر فیلم اقتباس شده از این کتاب دیدنی و زیبا بود...
۱۳ آبان ۱۳۹۴
O Captain! My Captain!
۳۱ تير ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید