:  ۵۱۸۵۴
:  داستان جهان
:  یادداشت های یک پزشک جوان
:  داستان های کوتاه مجموعه ها
   میخائیل بولگاکوف
   آبتین گلکار
:   ماهی
:  جیبی
:  ۱۲
:  ۱۶.۵
:  نرم
:  ۲۱۶
:  ۲۰۰,۰۰۰ ریال


این روزها که اوکراین یکی از مراکز مناقشه در جهان است، خواندن آثار نویسنده برجسته ی اهل کی یف، میخاییل بولگاکوف، خالی از لطف نیست. پزشک ما، که آثار مطرحی چون دل سگ (قلب سگی) و مرشد و مارگاریتا را در کارنامه اش دارد، مجموعه داستان های یادداشت های یک پزشک جوان را بر بنیاد خاطرات دوران خدمت خود در روستای دورافتاده ی نیکولسکویه در ایالت اسمولنسک نوشته است. وقایع داستان در حوالی سال های انقلاب روسیه( ۱۹۱۷) اتفاق می افتد؛ با این حال هم چنان که از یک روستای دورافتاده انتظار می رود، آشوب های انقلابی در این کتاب هیچ نشان و نمودی ندارد.
 
نویسنده/ پزشک تنها به شرح بیماران و رویارویی و احوال درون و بیرون یک پزشک تازه کار و ناآزموده با این موقعیت ها می پردازد و هر چند این پرده ها و صحنه ها، از افتادن دختربچه در کتان کوب تا خطر سفلیس که مردم ناآگاه را تهدید می کند، اغلب تلخ هستند با این حال لحن کلی داستان ها نوعی طنز درونی و عمیق را، که در همه ی آثار بولگاکوف جاری است، در بن مایه ی خود دارد. همین طنز در روایت تلویزیونی الکس هاردکسل از این کتاب (بریتانیا، شبکه ی اسکای آرتز، از ۲۰۱۲ تا کنون) برجسته تر می شود و از ناشی گری دکتر در بریدن استخوان پای له شده ی دختربچه یی که در کتان کوب افتاده است، صحنه یی تلخ اما کمیک آفریده است. 
 
هم چنان که نوشتم این داستان ها اغلب، اگر نگوییم تمامی، بر بنیاد تجربیات شخصی نویسنده نوشته شده اند و خاطرات و یادداشت های اطرافیان او این نظر را کاملا تایید می کند. به این نکته مترجم در مقدمه اشاره کرده و در جای جای داستان ها نیز ویراستار کتاب این همانندی ها را به صورت پاورقی توضیح داده است که خواندن شان خالی از لطف نیست. تنها داستان مورفین است که کمی از این واقع نگاری فاصله می گیرد و تجربه ی شخصی اعتیاد بولگاکوف به مورفین را با روایتی دم دستی به همکار و هم کلاسی سابق او نسبت می دهد. هر چند در این داستان نیز رد پای تجربیات خود او به وضوح دیده می شود. 
 
نکته ی دیگری که در مورد داستان مورفین وجود دارد، انتخاب موضعی موعظه گرانه است که این داستان را از خط دیگر داستان ها متمایز می کند و نیز خط روایت که به شیوه ی خواندن دست نوشته های پزشک معتاد، جایگزین شیوه ی روایت اول شخص محدود می شود. با این حال ذکر این نکته گفتنی است که هر چند در اغلب چاپ ها این داستان نیز در مجموعه ی یادداشت های یک پزشک جوان آمده است، اما خود بولگاکوف این اثر را بر خلاف دیگر داستان ها که با عنوان فرعی «یادداشت های یک پزشک جوان» چاپ می کرد به عنوان یک داستان مستقل نشر داده است. 
 
البته نباید از این مجموعه داستان توقع یک شاهکار داشت؛ آن چنان که مرشد و مارگاریتا آفریده شده. چه در واقع نیز بولگاکوف این نوشته های را برای درج در نشریات تخصصی پزشکی نوشت و مخاطب او نه ادیبان که پزشکان بوده اند و شاید غرض اولیه علاوه بر تامین معاشی مختصر، انتقال تجربیات دوران بی تجربگی خود به پزشکان جوان بوده باشد. بولگاکوف خود موفق نشد این اثر را به شکل کتاب آماده کند؛ هر چند که بنای این کار را داشت و برخی از داستان ها را اندکی ویراست. ناهم گونی نام روستای محل خدمت نیز از همین ناشی می شود و شاید اگر نویسنده این ویرایش و پیرایش را به اتمام می رساند با اثری نبوغ آمیزتر و ادیبانه تر رودررو بودیم. 
 
مترجم کتاب، دکتر آبتین گلکار، خود بی ارتباط با بولگاکوف نیست. گلکار در شهری تحصیلات عالی خود را دنبال کرده که میخاییل به دنیا آمده است: کی یف اوکراین. دانشگاه تاراس شوچنکو (شاعر و نویسنده ی اوکراینی در سده ی نوزدهم). همین تحصیل و تنفس در فضای روسی اوکراینی کی یف باعث شده تا ترجمه ی قابل قبولی از اثر حاضر به دست آید. هر چند از این اثر ترجمه ی هم زمانی نیز از فهیمه توزنده جانی در بازار موجود است که آن هم ترجمه ی بدی نیست. با این حال باید از فعالان صنعت نشر پرسید که آیا این مجموعه ی داستان آن حدی از جدیت و ادبیت را داراست که دو ترجمه از آن لازم باشد؟
 
یاداشت های یک پزشک جوان را نشر ماهی در قطع جیبی و ۲۱۴ صفحه در سال ۱۳۹۰ منتشر کرده که هم اکنون چاپ دوم آن با بها۶۰۰۰ تومان در قفسه ی کتاب فروشی ها است.

* معرفی کتاب از الف کتاب

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
این کتاب یکی از زیباترین های جیبی ماهی هست که ما رو دقیقا با فضای اون روستایی که این پزشک جوان برای سپری کردن طرح مجبور بوده در اون زندگی کنه .
به درستی که از ترجمه دقیق و رسایی برخورداره و هیچ کجای کتاب اجساس نمیشه که ترجمه افتاده یا به شکلی هست که مخاطب نتونه باهاش ارتباط بگیره .
سبک روایی این داستانمدلی که با ساعت و روز و تاریخ همراه ... دیدن ادامه » شده ، حس مستند هایی رو به ادم القا میکنه که از دیدن و مطالعشون سیر نمیشی .
۱۰ تير
مریم بحرانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین کتابهایی بود که خوندم. اونم ظرف چهار ساعت. واقعاً نفهمیدم کی تموم شد و چطوری؟
واقعاً عالی ترجمه شده. دست آقای گلکار درد نکنه
۱۳ دى ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی این داستان ها موم شد افسوس خوردم که ای کاش هیچ وقت تموم نمیشد خیلی سبک روایی جالبی داره .
۰۷ آبان ۱۳۹۴
رضا صرافی این را خواند
سمیرا بکتاش و حسام فولادی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید