:  ۵۰۶۶۳
:  داستان جهان
:  مفید در برابر باد شمالی
:  داستان های اتریشی
   دانیل گلاتائور
   شهلا پیام
:   ققنوس
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۳
:  ۱۴.۲
:  ۲۱.۳
:  نرم
:  ۲۴۷
:  ۱۶۰,۰۰۰ ریال


این کتاب بر اساس این سئوال شکل می گیرد که «آیا مکانی امن تر از فضای مجازی برای فرار از دلتنگی ناشی از روزمرگی وجود دارد؟»
 
لئو لایکه ایمیل هایی از غریبه ای به نام امی روتنر دریافت می کند و از روی ادب جواب می دهد؛ از آن جایی که امی خود را مجذوب حس می کند، به لئو جواب می دهد. بعدها لئو اعتراف می کند: امی عزیز، من به شما علاقه مندم اما می دانم که این علاقه مندی بیهوده و محال است، پس از اندک زمانی امی اعتراف می کند: سطور شما و قافیه بندهای من مردی را پیش رویم مجسم می کنند که احساس می کنم واقعاً وجود دارد.
 
به نظر می رسد اولین ملاقات حضوری فقط منوط به زمان است، اما این سؤال آن چنان هر دو را به دلشوره می اندازد که مدتی مردد از جواب دادن به آن طفره می روند. آیا ایمیل های مملو از عشقی که فرستاده، دریافت و ذخیره شده اند به ملاقات و آشنایی حضوری منتهی خواهند شد؟ و در این صورت بعدش چه می شود؟...
 
عشق و مفهوم بنیادین آن از دیرباز محل تفاهم و عدم تفاهم بین زن و مرد بوده است و رابطه های عمیق حکایت از روانشناسی و روانکاوی زن ها و مردهایی دارد که مفهوم عشق حقیقی را شکل داده اند .
 
نویسنده این کتاب در اصل روزنامه نگاری است که همکاری دائمی با یکی از روزنامه های پرتیراژ آلمانی دارد. در دانشگاه روانشناسی بالینی خوانده و در این کتاب بر اساس یک تصادف غیرمنتظره صحنه ها و رویدادهای به یادماندنی در برابر دیدگان مخاطب خلق می کند.
 
داستان از آنجا شروع می شود که خانم «روتنر» توسط ایمیل خواهان فسخ اشتراک مجلاتش از انتشارات لایکه می شود؛ چراکه معتقد است سطح کیفیت این مجله ها مدام در حال پایین آمدن است و او دارد پول های خود را هدر می دهد. اما او اشتباهی نامه را به جای دیگری می فرستد و بدین وسیله با فردی به نام لئو لایکه آشنا می شود که این خود سرآغاز ماجراست.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید

حالا که واکنش و ذوق و شوق اولیه م رو پس از خوندن یه کتاب عالی از سر گذروندم بد نیست چند خطی هم راجع بش بنویسم
شاید به راه راست هدایت شدین و هر چه زودتر رفتین این کتاب رو خوندین

تاثیر ... دیدن ادامه » اینترنت تو زندگی روزمره ی ما دیگه بر کسی پوشیده نیست
حالا اگه خیلی اتفاقی با فرستادن یه ایمیل اشتباه تو این فضا با کسی آشنا شدین و این رابطه ی غیر فیزیکی به پیشروی و عمق گرفتن خودش ادامه داد و شما رو نه تنها معتاد که عاشق کرد چی میشه؟

جذابیت داستان به خیلی موارد برمیگرده: سوژه ای نسبتا مدرن و امروزی، مسئله ای که این روزها اصلن بعید نیست یقه ی تک تک ما رو بگیره، فرم نوشتاری داستان که فقط و فقط در قالب ایمیل اومده و با اعلام فاصله های زمانی مثل پنج ثانیه بعد، ده دقیقه بعد یا هفت روز بعد از هم جداشون کرده

کتاب، کشش بالایی داره و وقتی دست گرفتین زمین گذاشتنش کمی سخت میشه. داستان برای من با این که کلن تمام وقت تو اوج بود ولی دو جا سه تا پیک شدید زد که نمی تونم بگم کجاهاش بود چون داستان اسپویل میشه :دی

از ابتدا فکر میکردم کسی که همچین سوژه داستانی رو انتخاب کرده چی جوری می خواد تمومش کنه؟ و پایان استادانه ش رو واقعن دوست داشتم. هرچند دلم برای امی و لئو تنگ شد

در پایان هفت هزار و پونصد تومنم نوش جون همه ی دست اندرکاران این کتاب بشه
۰۱ آذر ۱۳۹۴
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید