:  ۴۹۴۹۴
:  داستان جهان
:  مرگ آرام
:  داستان های فرانسه قرن 20
   سیمون دوبووار
   مجید امین موید
:   نگاه
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۹۶
:  ۱۲۵,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
از خود مرگ نمی ترسم از پرسش می ترسم ....
۱۰ آذر ۱۳۹۶
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت کمی بعد از شروع جنس دوم جلد اول حقایق و اسطوره‌ها علاقمند شدم تا ادبیات داستانی دوبووار رو هم امتحان کنم و بخاطر قیمت و حجم و نایابی بعضی آثار نویسنده ، خیلی تصادفی قرعه ی اولین کتاب به نام "مرگ آرام " افتاد. هر چند باز هم خیلی نمیشه نام رمان بر این اثر گذاشت چرا که در واقع، این اثر روایت سیمون از روزهای پایانی زندگی مادرشه . خوندن از روزهای پایانی زندگی یک فرد ، یک زن ، یک مادر موضوع چندان دلچسب و خوشایندی نیست. موردی که به دلیل رنج و اندوه بی پایان مادر، سیمون عبارت " جدال بین مرگ و شکنجه " رو براش مناسب دونسته ولی در این بین چیزی که کتاب رو برام جالب تر می کرد یادآوری هایی بود که سیمون از روزهای پیشین زندگی مادرش از کودکی از ازدواج ، روزهای ابتدایی بعد از ازدواج و تاثیر گذر زمان بر رابطه پدر و مادرش، از روزهای بعد از مرگ شوهر آورده بود. تحلیل شخصیتی مادرش به عنوان یک زن فرانسوی از خانواده ای بورژوایی به ماجرای کتاب ، قوت بخشیده بود. یادآوری سیمون از نوع رابطه ش با مادرش و همه اختلاف عقیده ها و بحث ها هم قسمتی از زندگی خود نویسنده رو برام به نمایش گذاشت که بیش تر از قبل به سمت خوندن کتاب خاطرات دوبووار ترغیبم کرد

قسمتی هست که سیمون می دونه با رضایت به جراحی مادر ، تنها روزهای رنج کشیدن مادرش رو بعد از عمل بیشتر می کنه. جای دیگری هم هست که میگه دوست نداشتم آخرین نفس کشیدن های مادرم رو ببینم ولی با این وجود خودش رو از پراگ به فرانسه می رسونه. فکر می کنم این دو قسمت برای خواننده جالب میشه وقتی می بینه حتی خود سیمون هم از واکنش غیرعقلانیش شگفت زده میشه و تعجب می کنه که رفتاری که اگه از جانب سایرین می دید نکوهش می کرد حالا تو موقعیت مشابه خودش ناتوان از اعمال تصمیم منطقی شده

اشاره ... دیدن ادامه » ای که سیمون به باور فامیل داره مبنی بر این که " سیمون آبروی خانوادگی ما رو خدشه دار کرد" یا مخالفتشون با محتوای آثارش ،فشار وارد بر زنان که استقامتی دوچندان رواز جانب اونها طلب می کنه ، پررنگ تر می کنه حتی اگه اون زن ، سیمون دوبووار فیلسوف فمینیست معروف باشه
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک دفترچه ی مرکب خشک کن که از کیلینیک آورده بودم، روی نوار کاغذی باریکی دو سطر نوشته یافتم که مامان با خطی به استواری و استحکام بیست سالگی اش ترسیم کرده بود: دلم میخواهد تدفینم بسیار ساده باشد. نه تاج گل نه گل.ولی با دعای فراوان.
بسیار خوب ! ما وصایای او را اجرا کرده بودیم و آنچنان وفادارانه که گل ها فراموش گشته بودند.
۱۶ آبان ۱۳۹۴
مهدی نیازی و سبحان معصومی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر دلهره انگیز است که آدمی خود را شی ای بی دفاعی احساس کند که پاک بازیچه ی پزشکان بی تفاوت و پرستاران درمانده از کار زیادی است. وقتی دچار هراس شوند دستی بر پیشانیشان کشیده نمی شود؛ اگر درد بر آن ها چیره شود مسکنی ندارند و دروغزن یاوه گویی نیست تا سکوت نابودی را پر کند
۱۶ آبان ۱۳۹۴
مهدی نیازی و مهدی قاسمی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید