اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۴۴۷۰۴
:  داستان جهان
:  خوشه های خشم
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   جان اشتاین بک
   شاهرخ مسکوب
:   امیرکبیر
:  رقعی
:  ۱۴
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۸۱۶
:  ۱,۱۲۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
تصویر تمام‌نمای قربانیان بدبختی بحران اقتصادی سال 1929 امریکا. توصیف وحشتناک جزئیات آنچه که در آن سال‌ها بر اقشار پایین‌دست امریکا گذشت، علیرغم گذشت سال‌ها هنوز هم این داستان و فیلم ساخته‌شده از روی آن را جذاب می‌سازد

آواهای وابسته

» خوشه های خشم

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
- میتونین از فکر بیرون بیاین و یه دقه به من گوش بدین؟
کیزی سرش را – سری که روی گردن دراز و ساقه مانندی جا داشت – برگرداند:
- همیشه من گوش میدم. برای همینه که فکر میکنم. به حرفهای مردم گوش میدم و تقریباً میدونم تو دلشون چه خبره. این طور، همیشه... من بهشون گوش میدم و حسشون میکنم. اونها مثل پرنده ای که توی انباری گم شده باشه بال میزنن. سعی میکنن بیرون برن و بالاخره بالهاشونو جلو جام شیشه ای کثیفی میشکنن.
توم ... دیدن ادامه » با چشمهای دریده او را نگاه میکرد. سپس سرش را چرخاند و چشمش به چادری خاکستری که ده متری آن ورتر افراشته بودند افتاد. یک شلوار کتانی، چندتا پیراهن و یک پیراهن بلند زنانه روی طنابهای چادر خشک میشد. با صدای خفه ای گفت: منم تقریباً همینو میخواستم بگم. و حالا خودتون گفتین که فهمیدین.
کیزی تصدیق کرد:
- بله، خودم فهمیدم. ماها همه مون مثل ارتشی هسیم که به امون خدا ولش کرده باشن.
سرش را خم کرد و آرام آرام دستش را توی موهایش فروبرد و افزود:
- من از همون اول فهمیده بودم. هر جایی که توقف کردیم، کسایی رو دیدم که گشنه ی یه خورده پیه بودن، و تازه وقتی گیرشون میومد به هیچ جاشون نمیرسید. و وقتی گشنه شون بود و همون هم گیرشون نمیومد از من میخواستن براشون دعا بخونم و خیلی وقتها میخوندم.
دستهایش را به دور زانوها حلقه کرد و آنها را پیش کشید. گفت: پیش از اینها خیال میکردم همین برای رفع گشنگی کافیه، یه تیکه دعا از مغزم میکندم و تحویلشون میدادم و همه ی غصه هاشون بهش می چسبید، مثل کاغذ مگس گیر. و دعا به باد میرفت و همه ی غم و غصه ها رو با خودش می برد. اما حالا دیگه نمیشه.
توم گفت: دعا هرگز پیه نمیشه. برای پیه درآوردن خوک لازمه.
کیزی موافقت کرد:
- آره. و قادر مطلق هنوز یک شاهی به مزدها اضافه نکرده. تمام آدمایی که اینجا هسن چیزی جز این نمیخوان که زندگی راحتی داشته باشن و بتونن بچه هاشونو براحتی تربیت کنن، و وقتی که پیر میشن میل دارن بتونن پای درهاشون بشینن و غروب آفتابو تماشا کنن. و وقتی که جوون هسن دلشون میخواد برقصن، بخونن و بغل همدیگه بخوابن. میخوان بخورن، سیر بشن و سرمست بشن، کار کنن آره! این جوریه. اونها فقط احتیاج دارن به عضلاتشون ور برن، تقلایی بکنن، دس و پایی بزنن و خسه بشن. خدایا!... چه وراجی ای میکنم.
توم گفت: نمیدونم. اما شنیدنش بی کیف نیس. کی شما فکر کردنو کنار میذارین و یه خورده کار کردنو شروع میکنین؟ باید شروع کرد. تقریباً دیگه کفگیر به ته دیگ خورده.
(خوشه های خشم، صفحات 443 الی 445)
۲۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

زیبایی رمان خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بک در این است که تجربه‌های خانواده جاد، بیانگر تجربیات هزاران خانواده‌ی دیگر نیز هست که به امید یک زندگی بهتر به سوی غرب سفر می کنند. چنین تجربه‌های مشترکی در زمینه‌های تاریخی هم دیده می‌شود که در همان آغاز رمان نمود پیدا می کند و در ساختار خود رمان نیز حضور دارد. این رمان اشتاین‌بک بین فصل هایی که به جزئیات زندگی اعضای خانواده جاد می‌پردازد و فصل هایی که به شکلی کلی‌تر به مهاجران می پردازد، در گذار است. در این فصل های رمان به رخدادها، جریانات و گرایشات وسیع‌تری پرداخته می شود و تجربیات مشترک مردم در این میان نمود پیدا می کند. این بخش‌های روایی رمان به شکل خاصی در ارتباط با این مضمون مؤثر واقع می شوند، چون این فصل ها همیشه مقدمه‌ای برای فصل هایی هستند که با جزئیاتی بیشتر به زندگی خانواده جاد می پردازند. در اصل آن‌ها زمینه را برای جنبه‌های خاصی از زندگی این خانواده آماده می کنند. به این صورت، تجربیات مشترک اهمیت و جاذبه‌ای به خوشه های خشم می بخشد، و آن را در میان آثار ماندگار و بزرگ ادبیات آمریکا جای می دهد.
حرص و طمع شرکت ها

هم ... دیدن ادامه » گام با پیشروی مضمون صنعتی شدن، حرص و طمع شرکت ها و ثروتمندان هم مضمونی کلی در این رمان است. این مضمون حتی ارتباطی غیرمستقیم با عنوان اثر هم دارد: عبارت خوشه های خشم را می‌توان هم در مکاشفه یوحنا و هم در سرود جنگ جمهوری نوشته جولیا وارد هوی پیدا کرد. هر دوی این اشارات، همان‌طور که از محتوای رمان اشتاین‌بک درک می شود، فریادی هستند نسبت به قدرت‌های بالاتر برای رسیدگی به ظلم و ستم‌هایی که قدرت‌ها نسبت به کشاورزان فاقد زمین روا داشته اند. طمع زمین داران ثروتمند از ابتدای رمان تا پایان آن نشان داده شده است، تند و بی رحم هستند و برای به دست آوردن سود و ثروت بیشتر به هر کاری دست می زنند.

این مضمون هم در فصل های روایت کلی و هم در فصل هایی که به صورت ویژه به جادها و روابط مسقیم شان با دیگران می‌پردازد، مشهود است. به خاطر حرص و طمع زمینداران، مردمانی همچون خانواده جاد زندگی غم انگیز و سختی را می گذرانند. آن‌ها به سختی می‌توانند با درآمد روزانه شان شکم شان را سیر کنند. با شرایطی سخت و مشقت بار از زندگی روبه رو می‌شوند. صدها هزار از مردم در رنج و زحمت هستند فقط به این خاطر که چند شرکت قدرتمند بتوانند پول بیشتری از یک جعبه هلو یا یک کیلو کتان جمع کنند. زیر فشار این وضعیت‌های سخت و دشوار، «خوشه های خشم» کارگران به جوش می‌آید، رشد می‌کند و شدت می گیرد.
ادامه نقد در سایت نقد روز:http://naqderooz.ir/62
۱۱ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این رمان در محکومیت بی‌عدالتی و روایت سفر طولانی یک خانواده تنگدست آمریکایی است که به امید زندگی بهتر از ایالت اوکلاهما به کالیفرنیا مهاجرت می‌کنند اما اوضاع آن‌گونه که آن‌ها پیش‌بینی میکنند پیش نمی‌رود. اتفاقات این رمان در دهه سی میلادی و در سال های پس از بحران اقتصادی بزرگ آمریکا روی می‌دهد.

جان اشتاینبک این رمان را در سال ۱۹۳۹ منتشر کرد.وی برای نگارش این رمان برنده جایزه پولیتزر شد. این رمان هم اکنون جزو چهل اثر کلاسیک سدهٔ بیستم به‌شمار می‌آید. مجله تایم نیز این رمان را در فهرست صد رمان برتر انگیسی زبان از سال ۱۹۲۳ تا سال ۲۰۰۵ جای داده‌است.

جان ... دیدن ادامه » فورد در سال ۱۹۴۰ فیلمی با همین نام با هنرپیشگی هنری فوندا بر اساس داستان این کتاب ساخته‌است.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
مهدیه دلجو این را دوست دارد
فیلمشم محشره به کارگردانی جان فورد
۱۵ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوشه های خشم داستان سرگذشت یک خانواده ی امریکایی از قشر کارگر و کشاورز جامعه در سال های بحران اقتصادی امریکا هستش که بدلیل تغییر ساختار اقتصادی امریکا و اتوماسیون اولیه ی صنعتی دچار مشکلات بسیاری میشن و مجبور به مهاجرت به شهر دیگه ای میشن.
کتاب گاها خسته کننده میشه نه بخاطر کمبود محتوای جذاب بلکه بخاطر گفتن حقایقی که ما اصولا ... دیدن ادامه » از بیان یا تغییرش عاجزیم. جان اشتاین بک حتما با عصبانیت این کتاب و نگارش کرده (همانطور که خودش گفته در زمان نگارشش شدیدا تحت تاثیر مشکلاتم بودم) اما چیزی که با ارزشه بیان انتقاد های به ساختار اقتصادی امریکاست که امروز بعد از گذشت نزدیک به پنجاه سال بسیار بسیار بیشتر به چشم میاد.
۰۶ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید