:  ۴۴۳۳۱
:  داستان جهان
:  عقاید یک دلقک
:  داستان های آلمانی قرن 20
   هاینریش بل
   شریف لنکرانی
:   امیرکبیر
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۱۴
:  ۱۴
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۲۷۲
:  ۲۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
عقاید یک دلقک از معروف‌ترین آثار هاینریش‌بل است که در سال 1972 جایزة نوبل ادبیات را از آنِ خالق خود کرده است. در این رمان با دلقکی آشنا می‌شویم که بیم و امیدها و شادی‌ها و دردهایش را در زیر نقاب مسخرگی و دلقکی پنهان می‌کند. رمان بل درعین‌حال یکی از قوی‌ترین داستان‌های عشقی ادبیات جدید است که در آن دو انسان به این جهت ناکام می‌شوند که یکی از آن‌ها به سنن و عقاید نقلی بیش از دیگری وابسته است. زیرا هر کلام و هرآنچه حکایت می‌شود فوراً ‌از حکایت محض به واقعه‌ای بی‌واسطه تبدیل می‌شود.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
من خیلی سعی کردم با این کتاب ارتباط برقرار کنم ولی موفق نشدم. اصن نمیفهمیدم چی میگفت! به نظرم یه کم دری وری میگفت. مثل بعضی شعرای سهراب بودش که از فرط معناداری بی معنا جلوه میکرد! منظورم اینه کلن نمیفهمیدم که دلقکه برای چی از زندگی ناله میکرد. یه سری احساسات اغراق شده داشت که توشون غرق شده بود. ولی نکته مثبت کتاب این بود که نویسنده خوب ... دیدن ادامه » تونسته بود ذهن مغشوش یه آدم افسرده رو نشون بده. منظورم توصیفات و فضاسازیش بود و هم چنان اعتقاد دارم داستانش برام جذاب نبود.
جناب آقای حبیبی
قبل از اینکه خواننده ای به محتوای حرف های شما توجه کنه از فرم انتخابیتون متعجب میشه.سعی کنید به احترام فضای فرهنگی حاکم این سایت تو انتخاب کلمات و واژه هاتون دقت بیشتری داشته باشید که هم زیبنده این اتمسفر باشه و هم نشونه قابل تاملی از ... دیدن ادامه » شخصیت والای شما.
در ضمن ارتباط برقرار نکردن شما با داستان دال بر ناتوانی یا هجو گویی نویسنده نیست.با اندک اشرافی به نقد های کارشناسی و معتبر تو سایت های بین المللی متوجه موضوع میشید.
تمسخر یا به ریشخند گرفتن شخصیتی مثل هاینریش بل یا معناگرایی،خود به خود خنده داره و مضحک.
از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می نمود.
۲۸ مهر
پسرم اولین قدم برا پیشرفت،دیدن و شنیدن غیر مغرضانه است و دارا بودن توانایی تحمل نقد.
من به نظر شما راجع به این داستان با وجود اینکه مخالفم احترام میذارم.همونطور که خود من هم با خیلی از شاهکار های دنیای ادبیات نتونستم ارتباط برقرار کنم.فقط روی صحبتم با ... دیدن ادامه » شمایل نوشتاری شما بود و گزینش واژگان و قضاوتی بدون فاصله قائل شدن نسبت به هنر و هنرمند.
ضمنا بنده چیزی رو به شخصیت شما تعمیم و بسط ندادم و جمله ام هیچ بار اهانتی نداشت فقط پیشنهاد کردم برای بیان ایده هامون از کلمات زیبا تری استفاده کنیم.که مطمئنا هم تاثیرش مانا تره هم شنیدنش دلنشین تر.البته قطعا هم بر این باورم که نحوه سخن گفتن انسان،بارقه ایه از شخصیتش.
پایان بخش حرفام یه عذرخواهی باشه از صمیم دل از تو پسر جوانم اگر از حرف من خاطرت مکدر و دلت رنجور شد و یه بیت از ملای روم:
آدمی مخفی است در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان
۰۸ آبان
بنده با دیدن نظر شما فهمیدم که بزرگتر از نسل من هستین چون مشخصا یه بزرگتره که میخواد سریعا نصیحت کنه و ... . ولی خب من به شخصه یاد گرفتم ساده تر و صریحتر صحبت کنم چون کار خیلی وقته از تعارف یا تشریفات گذشته. چونکه به نظرم همین تعارفها و در لفافه حرف زدنه که ... دیدن ادامه » ما رو عقب انداخته. طرف کارش خوب نیس سعی میکنیم هی مراعاتشو بکنیم و اونم هی از این لحاظ که کسی بهش چیزی نمیگه فک میکنه پیشرفت داره میکنه؛ در نتیجه اینجا دوتا ظلم کردن رخ میده یکی در حق خود طرف و یکی همقطارهای طرف. در نتیجه نسلی عقب افتاده خواهیم بود. طبیعتا منظورم از صریح حرف زدن به معنای صدمه زدن به احساسات بقیه نیست خواهش میکنم تفاوت این دو تا رو مورد توجه قرار بدین.
همچنین اولین جمله خودتون از آخرین نظرتون ایضا به خود شما نیز وارده.
ممنون که نظرتونو گفتین. مشخصا مشخصه که نیت شما خیر بوده و شکی درش نیست.
موفق باشین.
۱۱ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی‌دونم احساس دوگانه‌ام رو نسبت به این کتاب چه‌طوری بیان کنم!من ترجمه‌ی نشر چشمه رو خوندم و به نظرم به یه بار خوندنش می‌ارزه.اما چند نکته:
۱)به نظرم این اشتباهه که این کتاب رو جزو رمان یا داستان دسته‌بندی کنیم.بیش‌تر شبیه یه بیانیه‌ی سیاسی و مذهبی(یا شاید غیر مذهبی!) از طرف نویسنده هست.
۲)شاید تا وسط‌های کتاب بتونه خواننده رو با خودش همراه کنه،ولی به‌تدریج فلش‌بک‌های تکراری(مثل تکرار چندباره‌ی ترک کردن هانس توسط همسرش) و تکرار توضیح دادن شخصیت بقیه توسط دلقک(مثل این که چند بار تکرار می‌کنه که چرا از فلانی بدش میاد!) آدم رو از خوندن این کتاب خسته می‌کنه.
۳)تو بخش‌هایی ... دیدن ادامه » از کتاب(مثل رویارویی هانس با پدرش)،دلقک مدام خاطرات گذشته رو مرور می‌کنه و خواننده گیج میشه!
۴)علاقه‌ی بیش از حد دلقک به کارهایی که باعث رنجش خودش میشه،خواننده رو آزار میده.مثل وقتی که سکه رو پرت می‌کنه تو خیابون و تا آخر کتاب حسرت اون سکه رو می‌خوره.
۵)کتاب بیش از حد شلوغه.از یه کتاب سی‌صد و خورده‌ای صفحه‌ای(البته ترجمه‌ش رو عرض می‌کنم) انتظار نمیره که این همه شخصیت تو داستانش باشند که به نظرم خوب هم استفاده نشده.درباره‌ی بیش‌تر شخصیت‌ها یه توضیح مختصر داده که تازه خیلی‌هاشون مشابه هستند(مثل چند نفری که عضو انجمن کاتولیک بودند).با وجود این‌که اسم‌ها رو یادداشت می‌کردم،ولی باز هم گاهی یادم می‌رفت که این شخصیت‌ها چه گذشته‌ای داشتند!
-توضیح:این متن رو برای سایر ترجمه‌ها هم نوشتم.
زهرا اسکندری این را خواند
یوسف حبیبی سوها این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که با دیکری سر و کار مستقیم ندارد- هیچ کس در این دنیا با دیگری سر و کار ندارد- هر چیزی را بهتر یا بدتر از آن کسی که شخصاً دچار آن است می بیند، می خواهد خوشبتختی باشد یا بدبختی، عشق باشد یا سقوط هنری....
یوسف نیک نژاد این را خواند
بهنام قاسمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من گمان می کنم در تمام دنیا کسی پیدا نشود که بتواند یک دلقک را بفهمد حتی یک دلقک هم دلقک دیگر را نمی فهمد.
فهیمه سلیمی این را خواند
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از متن کتاب:

مدت هاست که دیگر با کسی درباره پول و هنر حرف نمی زنم.هر وقت که این دو با هم برخورد می کنند،یک جای کار لنگ است. هنر را یا گران می خرند یا ارزان....
اگر من جرات و ایمان داشتم که در این دنیا می‌توان کاری از پیش برد،می‌دانی چکار می‌کردم؟

تشکیلاتی درست می‌کردم که از بچه های ثروتمند سرپرستی کند. مغزهای علیل و نادان همیشه اصطلاح غیر اجتماعی را برای مردم فقیر به کار می‌برند.

یوسف نیک نژاد این را خواند
بهنام قاسمی ، یوسف حبیبی سوها و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"من به هیچ وجه چیزی را مسخره نمی کنم. این قدرت را دارم که به چیزی که نمی توانم درک کنم احترام بگذارم."


"هرگز ... دیدن ادامه » نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد!"


عقاید یک دلقک - هاینریش بل
سلام . به نظر شما کدام ترجمه این کتاب بهتر است ؟ اگر توضیحی در این مورد دارین بفرمایید .
۰۱ آبان ۱۳۹۴
با خانم اربابی موافقم. من هم ترجمه جناب لنکرانی رو دوست دارم ولی به علت مشکل حروف‌چینی ترجمه ی دیگه رو هم تهیه کردم
۲۱ اسفند ۱۳۹۵
به نظر من ترجمه ی لنکرانی از تمام ترجمه های موجود یک سرو گردن بالاتر هست
من کتاب با ترجمه های مختلف رو امتحان کردم و بیشتر از 10 صفحه پیش نرفتم
۳۱ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید