:  ۳۸۱۵۲
:  داستان جهان
:  مسخ
:  داستان های آلمانی قرن 20
   فرانتس کافکا
   صادق هدایت
:   جامه دران
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۶
:  نرم
:  ۱۲۰
:  ۱۸۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
وجود بعضی از اشکالات دستوری، موجب شد تا من در اصالت این متن شک کنم:
صفحۀ 42: «آیا باز چکار میکند؟»، صفحۀ 72: «امّا دختر کوچکم چه بایدمان کرد؟» و...
قطعاً چنین اشکالاتی از نویسندۀ صاحب نامی چون هدایت بعید است...
۰۹ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب دارای پنج داستان متفاوته که مسخ طولانی ترین آنهاست . اما به نظر من داستان های (مهمان مردگان) و (در کنیسه ی ما ) به مراتب مفهوم و پیام عمیق تری نسبت به مسخ داشتند .. همچنین وجود برخی تفسیر ها در کتاب منجر به شناخت بهتر و عمیق تر کافکا و آثارش می شود که به نوبه ی خود می تواند جالب و مفید واقع شود .
۰۴ خرداد ۱۳۹۶
روژیتا احمدی این را خواند
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جسمی که آنقدر محدود است که با سایر قسمت های دنیا ارتباطی ندارد و حتی خونش که نشانه ی سوزان پیوند با دنیاست دیگر جاری نمی شود
۰۳ خرداد ۱۳۹۶
روژیتا احمدی این را خواند
مریم جمالی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت من هیچ نمی دانم ، در این جا هرج و مرج غریبی حکم فرماست . ما منتظر کسی هستیم که بیاید و نظم را برقرار کند . آیا تو همان کس نیستی ؟
۰۳ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نیازمند چند بار خواندن است و در نهایت عالی ، به نظر من تک تک شخصیت ها نقشی مهم در داستان دارند.
۲۷ شهريور ۱۳۹۵
بنیامین اشرفی و سعید علی پور این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از برگرداندن هوشمندانه ی عنوان کتاب شروع میکنم....مسخ در لغت نامه ی دهخدا "صورت برگردانیدن و بدتر کردن" معنا شده. این برگردان هوشمندانه ی عنوان نوید یه ترجمه ی خوب رو میده.حالا ترجمه زیاد انتظارات منو برآورده نکرد و خیلی خیلی بهتر میتونست باشه.
داستان کتاب زندگی مردی رو ب تصویر میکشه ک یه روز از خواب بیدار میشه و متوجه میشه ک ب یه حشره ی بزرگ وحشتناک و کریه تبدیل شده....{اهمیت برگردان عنوان اینجا ب روشنی آشکار میشود:مسخ__>بدتر شدن}
چیزی ک توجه منو جلب کرد و متاثرم کرد وفور امثال گره گور در جامعه ی ماست....حالا نه اینکه آدما از لحاظ ظاهر ب یه حشره ی نفرت انگیز تبدیل بشن...نه!
منظور ... دیدن ادامه » مسخ درونیه.اینکه در جامعه ی ما با فردی ک اعتیاد داره همونجور رفتار میشه ک با گره گور.تا اعتیاد ندارن و واسه اطرافیان مفیدن ب چشم یک "کار راه انداز" بهشون نگاه میشه و بعد از اعتیاد....یک طفیلی.
نمیدونم تا چندروز تحت تاثیر صحنه های آخر کتاب بودم.آقای کافکا یه آدم شناس فوق العاده است.
بقول ناباکوف:
«اگر کسی 'مسخ' کافکا را چیزی بیش از یک خیال پردازی حشره‌شناسانه بداند به او تبریک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»
۰۷ آبان ۱۳۹۴
یوسف نیک نژاد و سعید علی پور این را خواندند
مهدی نیازی و آترین انصاری این را دوست دارند
مسخ معانی دیگری مانند زشت شدن و به شکل حیوان در آمدن نیز دارد که با توجه به کتاب و برای رساندن بیشتر مفهوم بهتر است از آن ها استفاده کنید .
۰۳ خرداد ۱۳۹۶
جسارتا فقط برای اطلاع به عرض می رساند که تناسخ از نظر موافقان این نظریه به چهار صورت می تواند رخ دهد:

1- هرگاه روح از بدن انسان خارج شود و به صورت انسانی دیگر به دنیای مادی بازگردد، آن را نسخ گویند،
2- هرگاه روح از بدن انسان خارج شود و به صورت جسم حیوانی ... دیدن ادامه » برگردد، آن را مسخ گویند،
3- هرگاه روح از بدن انسان خارج شود و به صورت جسم حشرات زمین و گزندگان برگردد، آن را فسخ گویند و
4- هرگاه روح از بدن انسان خارج شود و به صورت درختان و نباتات برگردد، آن را رسخ گویند.
۰۷ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من کافکا و نوشته هایش خواننده را وادار به فکر کردن و انتخاب می کند.
داستان هایی بدون جذابیت و سرد و البته دارای درون مایه ای که تاثیرات بنیادی در فلسفه ی افکار و عقاید خواننده دارد.
خواننده نمی تواند با اطمینان انتخاب کند که کتاب را دوست داشته یا نه.
مسخ ... دیدن ادامه » داستان بسیار ساده ی شخصی است فقیر و نان اور یک خانواده که یک روز از خواب بیدار می شود و می بیند که تبدیل به حشره شده است داستان در یک اتاق اتفاق می افتد همراه با صداها و تصویر سازی های راوی که البته بسیار فوق العاده انجام شده است شخص دیگران را می شنود و درک می کند ولی صدایش شنیده نمی شود کنار گذاشته می شود و ناعادلانه قضاوت می شود.
داستان بسیار ساده است اما خواننده برای لحظه ای به خود می اید که در جهان ممکن است این اتفاق برای او هم رخ دهد و ممکن است زمانی که ان ثبات گذشته را ندارید دیگر ان اعتبار و اعتماد را هم نداشته باشید. البته خواننده گاها هم از سوی کافکا متهم می شود که ممکن است کسی را ناعادلانه کنار بگذارید و همچون اشخاص بیرون از اتاق داستان مسخ شوید.
داستان مسخ ساده است و البته خیلی ساده هم نفوذ می کند و تکان می دهد
۲۴ شهريور ۱۳۹۴
من این کتاب رو بیش از 10 بار خوندم و هر بار یک نکته تازه ازش فهمیدم...هر بار انگار یک حرف تازه برای گفتن داره...
۲۸ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید