اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۳۶۹۷۰
:  داستان جهان
:  مرگ ایوان ایلیچ
:  داستان های روسی قرن 19
   لئون تولستوی
   صالح حسینی
:   نیلوفر
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۴
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۱۵۲
:  ۹۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
ایوان ایلیچ می دید که دارد می میرد،و نومیدی اش تمامی نداشت. قیاس حملی ک از کتاب منطق آموخته بود:"کایوس آدم است،آدمیان فانی اند.بنابراین کایوس فانی است"،در اطلاق به کایوس همیشه به نظرش درست آمده،اما در اطلاق به خودش یقینا درست نیامده بود.اینکه کایوس -انسان به مفهوم مجرد- فانی بود،درستِ درست بود،اما او که کایوس نبود،انسان تجریدی ... دیدن ادامه » نبود،موجودی بود جدا از دیگران.جدایِ جدا.روزگاری وانیا کوچولو بود که مامان و بابا داشت،اسباب بازی و سورچی و دایه داشت.کایوس چه میدانست؟آیا کایوس دست مادرش را آن جور بوسیده بود و حریر لباس مادرش برای کایوس آن جور خش خش کرده بود؟آیا کایوس آن جور عاشق شده بود؟کایوس راستی راستی فانی بود و حق هم همین بود که بمیرد.اما درباره ی من،وانیا کوچولو،ایوان ایلیچ،با همه ی اندیشه ها و عواطفم،قضیه به کلی فرق می کند.مردن من الکی که نیست.اگر بمیرم واویلاست.
۲۳ آبان ۱۳۹۴
پروین اربابی و سبحان معصومی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صالح حسینی، دهمین مترجم فارسی این اثر، در مورد علت ترجمه مجدد آن توضیح می‌دهد : من دست کم بیست بار این داستان را در دوره‌های مختلف ادبیات درس داده‌ام و گمانم بر این است که علاوه بر معنا و مضمون داستان و قصد نویسنده، تا اندازه‌ای هم به ریزه کاری‌های داستان واقفم. همین مسئله سبب شد که پس از ترجمه‌های موجود جسارت کنم و روایت دیگری از آن را نقل کنم.

حسینی که این کتاب را بعد از مترجمانی همچون احمد گلشیری، لاله بهنام، کاظم انصاری، سالومه مهوشان، صادق سرابی، هوشنگ اسماعیلیان، و علی‌اصغر بهرامی ترجمه کرده است، در مورد ترجمه‌های پیشین این داستان این گونه توضیح می‌دهد : ‌معیارم برای ترجمه این بود که اگر تالستوی امکانات زبان فارسی را در اختیار می‌داشت، «مرگ ایوان ایلیچ» را چگونه می‌نوشت. ترجمه‌ حاضر به هیچ عنوان کاستن از ارزش ترجمه‌های پیشین نیست و به یقین آخرین ترجمه هم نخواهد بود.

وی ... دیدن ادامه » در مورد ترجمه
صالح حسینی : تالستوی در این داستان درصدد القای این نکته است که نوعی از زندگانی که آدمیزاد در پیش گرفته غلط است و شایسته این است که به فطرت خویش بازگردد.
این کتاب از متن انگلیسی‌اش گفت: مدت‌ها بود که تصمیم گرفته بودم هیچ اثری را از روی زبان واسطه به فارسی برنگردانم، اما ترجمه‌ انگلیسی این اثر به دست زنی روسی تبار و مقیم بریتانیا به همراه همسر انگلیسی اش که او نیز 27 سال را در روسیه سپری کرده انجام شده است و نسخه‌ای بسیار قابل اعتماد است.

«مرگ ایوان ایلیچ» داستان یک قاضی صاحب منصب روسی را نقل می‌کند که از قشر مرفه و خوشگذران زمان خویش محسوب می‌شود، اما بر اثر بیماری اندک اندک به خود می‌آید و این سرآغاز معرفتی جدید برای وی می‌شود.

صالح حسینی در مورد این اثر این گونه توضیح می‌دهد : تالستوی به جای اینکه داستان ایوان ایلیچ را با زندگی او آغاز کند، با مرگ او آغاز می‌کند و با زندگی او پایان می‌دهد. پیام داستان نیز ساده و روشن است و تقریبآ همانند همه نوشته‌های تالستوی درصدد القای این نکته است که نوعی از زندگانی که آدمیزاد در پیش گرفته غلط است و شایسته این است که به فطرت خویش بازگردد.
لی‌یف نیکولاویچ (لئون) تالستوی، نویسنده روسی، در سال 1828 در یکی از شهرهای مرکزی روسیه متولد شده و در عمر 82 ساله خویش رمان‌های تاریخی‌ای همچون «جنگ و صلح»،‌ «آناکارنینا»،‌ «پتر اول»،‌ چندین مجموعه زندگینامه از مشاهیر جهان و چندین داستان کوتاه به نگارش در آورده است.

موخره نسبتا مفصلی بر این داستان در صفحات انتهایی این کتاب با نام «حدیث مرگ و رستاخیز» به قلم صالح حسینی انتشار یافته و همچنین مجموعه کوتاه «آخرین گل» با نگارش و تصویرگری جیمز تربر، آخرین صفحات کتاب را اشغال کرده است.
۱۲ آبان ۱۳۹۴
مرجان قاسمی این را خواند
مریم محمدی وند این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید