:  ۳۶۸۷۷
:  داستان جهان
:  ناتور دشت
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   سلینجر
   محمد نجفی
:   نیلا
:  رقعی
:  ۱۳۹۳
:  ۹
:  ۱۴.۴
:  ۲۱.۴
:  نرم
:  ۲۰۸
:  ۱۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

ناطور دشت مشهورترین اثر نویسنده آمریکایی جروم دیوید سالینجر است. این کتاب دو بار، ابتدا در دهه پنجاه شمسی توسط احمد کریمی و بار دیگر در دهه هفتاد به قلم محمد نجفی به فارسی ترجمه شده است. هولدن کالفیلد شخصیت اصلی ناتور دشت در نظرسنجی مجله کتاب عنوان دومین شخصیت ادبی جهان را به دست آورد. کتاب، روایت بیگانگی جوانی است با دنیای پیرامونش. بیان شیرین راوی که گاهی لبخند به لب خواننده می آورد، سرگردانی و یاس متعلق به این جوان جستجوگر را دلنشین می سازد. به طوری که با او همدل و همفکر می شوی. داستان ، گرچه گاهی تلخ است اما به سادگی خصوصیات آدمهایی را بیان میکند که ظاهرا خوب و منطقی هستند اما در واقع به بیماری خودبینی و غرور کاذب کامل بودن مبتلا می باشند بدون آنکه خبر داشته باشند.ناطور دشت، حکایت جوانهای جستجوگری است که به دنبال مفهوم واقعی زندگی و زنده بودن می روند. گاهی موفق. گاهی ناموفق. در هر صورت، همرنگ جماعت نمی شوند حتی اگر به قیمت خوبی برایشان تمام نشود.

ناتور ِ دشت، یک ترکیب دو کلمه ای است: ناتور+ دشت؛ و ناتور به معنای نگهبان و پاسبان است و ناتور ِ دشت، یعنی نگهبان دشت و ارتباط اش با داستان هم کاملن مشخص است. در فصول انتهایی رمان که «هولدن کالفیلد» (قهرمان رمان) با خواهرش «فیبی» راجع به این که دوست دارد در آینده چه کاره شود صحبت می کند، می گوید: «همه ش مجسم می کنم که هزارها بچه ی کوچیک دارن تو دشت بازی می کنن و هیش کی هم اون جا نیس، منظورم آدم بزرگه، جز من. من هم لبه ی یه پرت گاه خطرناک وایساده م و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم... تمام روز کارم همینه. یه ناتور ِ دشتم...».

 
 
 
 
 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
پسر عجب رمانی بود، جدی میگم
۰۱ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش هیچ تحملِ کشیش جماعتو ندارم. مخصوصا اونایی رو که می‌اومدن تو مدرسه‌ها و با لحنِ مقدس خطابه می‌خوندن. خدایا، چقدر از اون لحن بدم می‌آد. نمی‌فهمم چرا نمی‌تونن با لحنِ معمولی حرف بزنن. موقعِ حرف‌زدن خیلی حقه‌باز به نظر می‌اومدن. (کتاب ناتور دشت – صفحه ۱۰۱)


www.kafebook.ir
۲۰ ارديبهشت
توصیه می شود کمی وقت برای کتب علمی روز نیز داشته باشید ما همیشه در داستان زندگی خود حضور داریم.
۲۲ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سقوطی که من ازش حرف می زنم و گمونم تو دنبالشی، سقوط خاصیه، یه سقوط وحشتناک. مردی که سقوط می کنه حق نداره به قهقرا رسیدنشو حس کنه یا صداشو بشنوه. همین طور به سقوطش ادامه می ده. همه چی آماده س واسه سقوط کسی که لحظه ای تو عمرش دنبال چیزی می گرده که محیطش نمی تونه بهش بده. واسه همینم از جست و جو دس می کشه. حتا قبل از این که بتونه شروع کنه دس می ... دیدن ادامه » کشه.

- ص 182
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قضیه اینه که وقتی دخترا از کسی خوش شون بیاد،هر چقدرم طرف پَست و حرومزاده باشه،باز میگن پسره کمبود عاطفی داره.برعکس اگه از یکی خوش شون نیاد هر چقدرم پسره خوب باشه میگن از خود راضیه.حتی دخترای باهوش هم اینجوری اَن.
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم شاید ایراد از منه که خیلی از کتابایی که اسم شاهکار روشون هست رو دوست ندارم (مثل 100 سال تنهایی(. واقعا به نظرم کتاب خوبی نبود خیلی سبک بودو متن های جالبی داشت که به تنهایی زیبا بودن ولی واقعا با داستان کتاب همخوانی نداشت
۰۲ خرداد ۱۳۹۶
با شما در مورد تفاوت زیاد سلیقه ها موافقم. این که افراد خاصی یک اثر را شاهکار بنامند الزاما به این معنی نیست که همه باید ان را دوست بدارند و هر کس چنین نباشد بی سلیقه است. این تفاوت سلیقه در وجوه مختلف زندگی از جمله شغل یابی یا ازدواج قابل مشاهده است.
نهایتا ... دیدن ادامه » من درباره این کتاب با شما موافقم
۰۲ خرداد ۱۳۹۶
چرا احساس میکنین همه باید از یک کتاب خوششون بیاد ؟ انتقاد از بعضی کتاب ها تابو شده که اگر کسی برعلیهشون صحبت کنه روشنفکریش به خطر میفته . بهتره به سلیقه های همه احترام بذاریم
۱۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیز دیگه ای که تحصیلات به آدم می ده، البته اگه آدم به اندازه ی کافی تحصیل کنه ، اینه که اندازه ی ذهن آدمو نشون می ده.......یاد می گیره ذهنشو اندازه بگیره و لباس ذهنشو به اندازه بدوزه
۲۹ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی گیرا ولی ویراستاری کتاب ضعیف بوده که باعث می شد هنگام خواندن سکته هایی به وجود آورد.
۲۹ آذر ۱۳۹۵
فرشته حسین پور این را خواند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیزی که خیلی روم تاثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه ش گریه می کرد.هر چی فیلمه مزخرف تر می شد بیشتر گریه می کرد.آدم فکر می کرد چون آدم مهربونیه داره گریه می کنه ولی از این خبرا نبود. من بغلش نشسته بودم و خوب می دونم.یه بچه همراش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و می خواست بره دستشویی ولی خانومه هی بهش می گفت آروم بگیره و مواظب ... دیدن ادامه » رفتارش باشه.اندازه ی یک گرگ مهربون بود.بعضی ها این طوری ان. واسه یه فیلمِ چرت و پرت اشک می ریزن ولی تو بیش ترِ موارد حرومزاده های پستی ان.


ناتور دشت
۳۰ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چاخان ترین آدمی ام که کسی تو عمرش دیده. افتضاحه. حتا وقتی دارم می رم سر کوچه مجله بخرم، اگه کسی ازم بپرسه کجا داری می ری نذر دارم که بگم دارم می رم اپرا.وحشتناکه. "
.
" من و افسره به هم گفتیم که از ملاقات هم خوش وقت شدیم. این حالمو به هم می زنه. همیشه دارم به یکی می گم "از ملاقاتت خوشحال شدم" در صورتی که هیچم از ملاقاتش خوشحال نشده م. گرچه، فکر می کنم اگه آدم می خواد زنده بمونه باید از این حرفام بزنه. "
.
" ... دیدن ادامه » فقط بابت اینکه یکی مُرده از دوس داشتنش دس نمی کشیم که. مخصوصا وقتی از همه ی اونایی که زنده ن هزار بارم بهتره."
.
" امیوارم اگه واقعن مردم، یه نفر پیدا شه که عقل تو کله ش باشه و پرتم کنه تو رودخونه، یا نمی دونم، هر کاری بکنه غیر گذاشتن تو قبرستون. اونم واسه اینکه مردم بیان و یکشنبه ها گل بزارن رو شکمم و این مزخرفات. وقتی مردی گل می خوای چیکار؟ "
.
"یه چیزی که خیلی روم تاثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه اش گریه میکرد هر چی فیلم مزخرفتر میشد بیشتر گریه می کرد. آدم فکر میکرد چون آدم مهربونیه داره گریه میکنه ولی از این خبرها نبود من بغلش نشسته بودم و میدونم. یه بچه همراهش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و میخواست بره دستشویی ولی خانومه هی بهش میگفت که آروم بگیره و مواظب رفتارش باشه. اون اندازه یک گرگ خوش قلب بود. بعضی ها این طوری هستند. واسه یه فیلم چرت و پرت اشک می ریزند ولی در اغلب موارد حرومزده های پستی هستند جدی میگم"
۱۹ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه دختری که با آدم قرار داره خیلی خوشگل و مامانی باشه کی اهمیت میده که دیر میاد یا زود؟ هیشکی...
۱۴ شهريور ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- پسرم زندگی مسابقه س .
زندگی مسابقه ای است که آدم باید آن را درست بازی کنه .
- بی شعورها هچ وقت اهل بحث عاقلانه نیستند ..
۱۱ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم اگه مردم یه نفر پیدا بشه که عقل توی کله اش باشه و پرتم کنه توی رودخونه یا....
هرکاری بکنه غیر از گذاشتن توی قبرستون اونم واسه اینکه مردم بیان و یکشنبه ها گل بزارن روی شکمم و این مزخرفات!!!
تا هستیم قدر همو بدونیم....
۱۹ تير ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بار سبکی داره,شاید اگه تو12سالگی میخوندم
به نظرم کتاب جالبی میومد
ترجمه عالیه
۱۳ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو یه شازده اصیلی میدونستی؟
الکی نیست که میلیون ها نفر با هولدن همزات پنداری کردن واقعا میگم این کتاب یه شاهکاره ،من فایل pdf اش رو خوندم اما دوست دارم یه نسخه ازین کتاب داشته باشم.
ام «ناطور دشت» ترجمهٔ Catcher in the Rye است. «ناطور (ناتور)» به‌معنی حافظ و نگهدارِ باغ و دشت است
۲۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تفاوت میان یک انسان بی‌تجربه و انسانی مجرب در این است که اولی به هر بهانه خواهان مرگی شرافت‌مندانه است، در حالی‌که دومی به خاطر هر چیزی به فروتنی زندگی را دوست دارد.

جی دی سالینجر
۱۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می دونم مُرده

فکر می کنی نمیدونم ؟

ولی ... دیدن ادامه » بازم میتونم دوسش داشته باشم

نمی تونم ؟

فقط بابت این که یکی مُرده از دوس داشتنش دَس نمی کشیم که

مخصوصا وقتی از همه ی اونایی که زنده ن هزار بارم بهتره
۱۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
؛مشخصه ی یک مرد نابالغ این است که میل دارد به دلیلی با شرافت بمیرد٬و مشخصه ی یک مرد بالغ این است که میل دارد به دلیلی ٬با تواضع زندگی کند.؛

۱۰ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر واقعا می‌خواهید از این ماجرا مطلع شوید، حتما اولین چیزی که می‌خواهید بدانید این است که کجا به دنیا آمده‌ام و بچگی مزخرفم چطور بوده و پدر و مادرم چه کاره بودند و قبل از دنیا آمدن من چه می‌کردند و همه این چیزهای مسخره دیوید کاپرفیلدی،اما راستش را بخواهید من حالش را ندارم این حرف‌ها رابزنم.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ وقت شخصیت هولدن کالفیلد رو فراموش نمیکنم ینی نمیتونم فراموش کنم.
۰۵ آبان ۱۳۹۴
شخصیت محبوب من
۰۵ آبان ۱۳۹۴
من با این کتاب عاشق نویسنده داستان شدم و باعث شد خیلی دیگه از کتاباشو بخونم و خوشبختانه قبل از مرگ نویسنده خوب بشناسمش تا بعدا حسرت نخورم.واقعا واقعا واقعا دوسش داشتم.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطمئنا اگه تا این لحظه بخوام یک کتاب چرند و بی محتوا معرفی کنم گزینه ای قوی تر از این اثر پیدا نخواهم کرد... تاکید میکنم تا این لحظه!
۰۵ مهر ۱۳۹۴
کیهان کیهان این را دوست دارد
:))))))))))))
تاکیدتون خیلی جالبه:)
۰۵ مهر ۱۳۹۴
و من تاکید زیادی بر خوندنش دارم. سالینجر نقطه عطفی ست در داستان نویسی.
۲۲ آبان ۱۳۹۴
بسیار خرسندم از وجود چنین دوستانی که هنوز ارزشهایی برای مباحثه دارند...
سال نو مبارک
حق
۰۲ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخواهم برای کسی کتاب کادو بخرم بدون شک این اولین انتخابم است.
۲۹ شهريور ۱۳۹۴
این کتاب پر از جسارت و تخلفات دوست داشتنیه.
هیجان انگیز برای نوجوان ها و جوان ها
۳۰ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب بود من فقط با اسم کتاب مشکل داشتم
۲۸ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بی نظیریه اگه دیوونه باشید و احساساتی حتمن ازش لذت میبرید
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
قاریاقدی یُلمه این را خواند
هاه! "دیوونه باشید"
کاملا منظورتون رو می فهمم!
۰۴ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
" من چاخان ترین آدمی ام که کسی تو عمرش دیده. افتضاحه. حتی وقتی دارم میرم سر کوچه مجله بخرم،اگه کسی ازم بپرسه کجا میری، نذر دارم که بگم دارم میرم اپرا. وحشتناکه! "

یکی از بهترین کتابایی که خوندم و عاااااااشقش شدم. داستان جذاب با درون مایه طنز به همراه ترجمه عاااالی محمد نجفی باعث شده بود یه بند مشغول خوندنش باشم. بهتر از این نمیشد ... دیدن ادامه » این کتاب و ترجمه کرد...
۲۶ تير ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی....
۰۴ فروردين ۱۳۹۴
باحال بوود
۱۰ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید