:  ۳۶۵۴۱
:  داستان جهان
:  کجا میریم بابا
:  نویسندگان فرانسوی قرن 21
   ژان لویی فورنیه
:   نگاه
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۳
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۱۶۰
:  ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۵۶۴۵
:  ۱۵۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید

یک بار خوندنش به همه توصیه میشه. بدون شک خالی از لطف نخواهد بود.
کتاب شامل قطعات مینی مال نویسنده ایه که اتفاق خاصی رو تو زندگیش تجربه کرده: داشتن نه یک که دو فرزند عقب افتاده و اسم کتاب " کجا میریم بابا؟ " هم تنها سوالیست که پسر نویسنده هردفعه بارها و بارها پشت هم ازش می پرسه و فورنیه بارها و بارها بی این که نتیجه ای داشته باشه، جواب میداده

حالا ... دیدن ادامه » این که تو ذهن همچین پدری چیا می تونه بگذره رو فورنیه خیلی زیبا به تصویر کشیده. پدری که گاه با خودش فکر می کنه خیط کاشته! گند زده و بابت درست کردن همچین بچه هایی شرمنده ست

حسرت همه اون نگرانی هایی رو میخوره که والدین بچه های عادی برای آینده فرزندانشون متحمل میشن و اون هرگز. گاهی اوقات این حسرت ها ان چنان ریزترین قسمت های زندگی انسانی رو هدف میگیره که همون لحظه به خاطر داشتنشون پر از سپاس و شکرگزاری میشین: حسرت دو کلمه حرف با پسرش، کتاب هدیه دادن، سینما بردنشون، سر و کله زدن برای انجام تکالیف مدرسه

به نظرم طنز سیاه قلم فورنیه بیشتر از هر روش دیگه ای تونسته ناقل نهایت حس دردمندی همچین پدری باشه

با وجود موضوع و پرداخت بی نهایت جذاب کتاب، تنها ایرادی که میشه بهش گرفت "تکرار" محتواست که خواننده از اواسط به بعد حس میکنه درگیرش شده. تصویر جلد کتاب هم چندان با محتوا همخوانی نداره
۰۱ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

یک بار خوندنش به همه توصیه میشه. بدون شک خالی از لطف نخواهد بود.
کتاب شامل قطعات مینی مال نویسنده ایه که اتفاق خاصی رو تو زندگیش تجربه کرده: داشتن نه یک که دو فرزند عقب افتاده و اسم کتاب " کجا میریم بابا؟ " هم تنها سوالیست که پسر نویسنده هردفعه بارها و بارها پشت هم ازش می پرسه و فورنیه بارها و بارها بی این که نتیجه ای داشته باشه، جواب میداده

حالا ... دیدن ادامه » این که تو ذهن همچین پدری چیا می تونه بگذره رو فورنیه خیلی زیبا به تصویر کشیده. پدری که گاه با خودش فکر می کنه خیط کاشته! گند زده و بابت درست کردن همچین بچه هایی شرمنده ست

حسرت همه اون نگرانی هایی رو میخوره که والدین بچه های عادی برای آینده فرزندانشون متحمل میشن و اون هرگز. گاهی اوقات این حسرت ها ان چنان ریزترین قسمت های زندگی انسانی رو هدف میگیره که همون لحظه به خاطر داشتنشون پر از سپاس و شکرگزاری میشین: حسرت دو کلمه حرف با پسرش، کتاب هدیه دادن، سینما بردنشون، سر و کله زدن برای انجام تکالیف مدرسه

به نظرم طنز سیاه قلم فورنیه بیشتر از هر روش دیگه ای تونسته ناقل نهایت حس دردمندی همچین پدری باشه

با وجود موضوع و پرداخت بی نهایت جذاب کتاب، تنها ایرادی که میشه بهش گرفت "تکرار" محتواست که خواننده از اواسط به بعد حس میکنه درگیرش شده. تصویر جلد کتاب هم چندان با محتوا همخوانی نداره
۰۱ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید