:  ۳۴۷۴۸
:  داستان جهان
:  رنج های ورتر جوان
:  داستا های آلمانی قرن 18
   محمود حدادی
:   ماهی
:  جیبی
:  ۱۳۹۸
:  ۱۵
:  ۱۲
:  ۱۶.۵
:  نرم
:  ۲۲۰
:  ۲۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

رنج های ورتر جوان در تاریخ ادبیات آلمانی، نخستین داستان تراژیک از نوع مدرن است. داستانی عاشقانه که در آن جدال نیکی و بدی مرگ غمبار قهرمان آرمانی آن را رقم می زند. نگاه وحدت وجودی در این اثر، نیک و بد را به جای رودررویی با هم، به درون روابط پیچیده ی ذهن فرد و اجتماع می برد. این تراژدی، که از عملکرد گناه و عامل شر خالی است، اثری پیشگام در مبارزه با کهنه اندیشی قرون وسطایی و به سهم خود راهگشای فکری انقلاب بزرگ فرانسه شمرده می شود.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
... پس این روزهایی که با مباهات می‌گوید برای خودش شوکت و دولتی داشته، کی بوده‌است؟ مادر با لبخندی ترحم‌آمیز گفت امان از این آدم خل. منظورش آن روزهایی است که هیچ خودش را نمی‌شناخت. به این روزهاست که حسرت می‌برد، آن روزهایی که در کنج تیمارستان بود. آن روزها که نمی‌دانست کیست و کجاست.
۱۱ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه اصلا خوب نبود.
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
خواندم ولی خوشم نیامد شاید ایراد از مترجم بود
۱۷ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

شاید نیم‌ساعتی در افکار تلخ و شیرین وداع و بازگشت سیر کرده بودم که صدای پای او را بر سر ایوان شنیدم. به طرفشان دویدم و با هراسی در دل دست لوته را گرفتم و بوسه‌ای بر آن زدم. هنوز درست سر ایوان نیامده بودیم که ماه از پشت درخت‌های تپه بالا آمد. کمی از اینجا و آن‌جا گفتیم و بی‌آنکه متوجه شویم در پای اتاقک تاریک بودیم. لوته ... دیدن ادامه » داخل رفت و نشست، آلبرت در کنار او، و من هم. ولی بی‌قراری من دوباره بر سر پا بلندم کرد. کمی مقابل او ایستادم، بالا و پایین رفتم و یک بار دیگر نشستم. ترس دلگیری داشتم. لوته شروع کرد از دلنشینی نور ماه گفتن، چرا که از پرتو آن پهنه‌ی ایوان روشنی گرفته و چشم‌اندازی شگفت آفریده بود، خاصه آنکه جز این پهنه، همه چیز در حلقه‌ی درختان اطراف در تاریکی غلیظ پنهان بود...
۱۵ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ین کتاب در اوایل انتشار به دلیل توجیه مسئله خودکشی مخالفت گسترده روحانیون را در پی داشت و در نتیجه فروش آن ممنوع اعلام شد اما هیاهوی ناشی از این ممنوعیت به فروش بیشتر اثر کمک کرد و طولی نکشید که به چندین زبان گوناگون ترجمه شد. این کتاب شهرت فراوانی برای گوته به همراه داشت و آوازه او را به سراسر اروپا رساند. ناپلئون در دیداری خصوصی خود ... دیدن ادامه » به گوته اقرار کرد که ورتر را شش یا هفت مرتبه مطالعه کرده است
۰۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب رنج های ورتر جوان اثر یوهان ولفگانگ فون گوته

«رنج‌های ورتر جوان» اثر داستانی منحصر به فرد گوته در 25سالگی به شمار می‌رود؛ اثری که در ادبیات آلمانی از بهترین‌هاست، داستانی عاشقانه و پرسوز و گداز که پایانی بس غمگین دارد؛ پایانی تراژیک که اشک به چشم خواننده می‌آورد یا دست‌کم گوشه‌ای از قلبش را مکدر می‌کند. به طور کلی رنج‌های ورتر جوان از نمونه‌های برجسته رمانتیسم است؛ رمانتیسمی «که اصرار دارد از جنبه فجیع و تراژیک زندگی بگوید.» شاخصه‌های رمانتسیم به وضوح در این اثر نمایان است. شخصیت داستان به دنبال «آزادی» از قیود کلاسیک است و دچار «هیجان و احساسات» و اینکه دل باید «بی‌پرده» سخن بگوید. «گریز و سیاحت» به خاطر آزردگی از محیط و زمان موجود و فرار به سوی فضاهای جدید، همچنین «کشف و شهود» در جای جای اثر گوته دیده می‌شود.
«نگاه ... دیدن ادامه » وحدت وجودی در این اثر نیک و بد را به جای رودررویی با هم، به درون روابط پیچیده ذهن فرد و اجتماع می‌برد. این تراژدی که از عملکرد گناه و عامل شر خالی است، اثری پیشگام در مبارزه با کهنه‌اندیشی قرون وسطایی و به سهم خود راهگشای فکری انقلاب بزرگ فرانسه است.» نخستین بار نصرالله فلسفی در سال 1305این کتاب را به فارسی ترجمه کرد. پس از آن چند مترجم دیگر از قبیل زهرا خانلری و فریده مهدوی دامغانی آن را به فارسی درآوردند.

"گفته می‌شود ناپلئون این کتاب را بیش از هفت بار خوانده است."

این رمان شرحی است از گسیختگی روانی و خودکشی هنرمندی جوان بر اثر عشقی بی‌فرجام و غم‌انگیز و همچنین شرحی است از اندوه ورتر جوان که ناشی از حساسیت او به مصائب این جهان است.
آنچه گوته در این رمان توصیف می‌کند سرخوردگی ورتر نیز هست؛ او نمی‌تواند احساسات خود را به خوبی بیان کند.
شخصیت اصلی این رمان ورتر است که منتقدان گفته‌اند او تجسم زندگی شخصی گوته است. یوهان ولفگانگ فون گوته در دوره‌ای از زندگی خود در شهر کوچک وتسلار، دوره کارآموزی وکالت را می‌گذراند و همان جا بود که دلبسته دختری به نام شارلوت بوف شد.
گوته رمان عاشقانه «رنج‌های ورتر جوان» را طی چهار هفته و در نتیجه‌ مکاتبات خود با نامزد شارلوت بوف نوشت.
پایان رمان صحنه‌ای است که ورتر تپانچه‌ خود را پر می‌کند و آخرین لیوان نوشیدنی‌اش را سر می‌کشد. اما باز در همین صحنه او همچنان ناتوان از بیان احساس خود نسبت به معنای مرگ است.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید