:  ۳۱۳۹۵
:  داستان جهان
:  کوری
:  داستان های پرتغالی قرن 20
   ژوزه ساراماگو
:   نشر علم
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۲۳
:  ۱۵.۲
:  ۲۲
:  ۳۶۶
:  ۴۶۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

داستان از ترافیک یک چهارراه آغاز می شود. راننده ی اتومبیلی به ناگاه دچار کوری می گردد. به فاصله ی اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم پزشک می باشند، دچار کوری می شوند. پزشک با معاینه ی چشم آنها درمی یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آنها هیچ چیز نمی بینند. جالب آن است که بر     خلاف بیماری کوری که همه چیز سیاه است، تمامی این افراد دچار دیدی سفید می شوند  و................. 
در پایان زن دکتر که خود منجی جامعه است،از دکتر می پرسد چرا کور شدیم؟ دکتر جواب می دهد نمی دانم، اما شاید روزی بفهمیم. زن دکتر جواب می دهد می خواهی نظر مرا بدانی؟ من فکر می کنم ما کور نشدیم، ما  کور هستیم، کور اما بینا، کورهایی که می توانند ببینند، اما نمی بینند      
                                        .                         .
کوری» یک رمان خاص است، یک اثر تمثیلی ، بیرون از حصار زمان و مکان، یک رمان معترضانه اجتماعی، سیاسی که آشفتگی اجتماع و انسانهای سر در گم را در دایرة افکار خویش و مناسبات اجتماعی به تصویر می کشد.          
مینو مشیری، مهدی غبرایی و اسدالله امرائی سه مترجم به نامی هستند که از این رمان ترجمه هایی روانه بازار کرده اند.
 
 
 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
البته من این ترجمه رو نخوندم و نمیدونم چطوره..ترجمه کتاب توسط عاطفه اسلامیان رو خوندم که به نظرم عالی بود و خوشم اومد. .


-همان ... دیدن ادامه » اول که آمدندوخواسته شان راگفتند آنطورکه بایدمقاومت نشان ندادیم.
-البته ترسیده بودیم وترس همیشه ناصح فهمیده ای نیست.
.
.
.
بدترازهمه این بودکه بگویندصبورباشید. حرفی بی رحمانه تر ازاین نمیشود.ادم رابه فحش و بدوبیراه ببندند،بهتر است.
.
.
.
مردهاهمه شان مثل همند،فکرمیکنند چون ازشکم یک زن بیرون آمده اند،همه چیزرادر موردزنهامیدانند.
.
.
.
اندرون ماچیزی هست که هیچ اسمی ندارد، آن چیزهمان است که هستیم.
.
.
.
اگرنمیتوانیم درست مثل آدم زندگی کنیم حداقل بیاییدتمام نیرویمان رابه کارگیریم تامثل یک حیوان زندگی نکنیم
"کوری_ژوزه ساراماگو/ترجمه عاطفه اسلامیان"
۲۶ مرداد ۱۳۹۵
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دربخشی ازمقدمه مترجم برکتاب آمده :
"کوری،کابوسی هولناک که واقعیت می یابد.داستان این کتاب باکوری غیرمنتظره و غیرقابل توجیه یک راننده اتومبیل پشت یک چراغ قرمز آغازمیشود.کوری سفید،نه سیاه.که درمدتی کوتاه شهری بی نام را غرق درسفیدی مطلق میکند.کورها قرنطینه میشوند،اماکوری به تدریج ومستمرانه به مانندطاعونی سراسرکشوررافرامیگیردو دنیای مدرن امروزی راناگهان به بربریت باز میگرداند.کوری به واقع استعاره ای بر بدبختی فردی وفجایع اجتماعی وسیاسی ونحوه واکنش انسان دربرابرآنهاست و ساراماگوبیماری رابه عنوان وسیله ای برای نمایش این بحرانهاانتخاب میکند.درحقیقت وی بااین کابوس هولناک ارزشهای انسانی فراموش شده رابه یادانسانها می اندازد تاکودک درونشان را زنده نمایند.همان ارزشهای انسانی که درداستانهای کودکان وجود دارد ودرزندگی واقعی آدم بزرگها به قهقرارفته است!ساراماگو نویسنده ای سطحی نگروبازاری نیست بلکه باجای دادن صحنه های فجیعی از خشونت،بی عدالتی وتجاوزدرلایه های داستانش مفاهیم عمیقی ازواقعیت رابه تصویر میکشد،واقعیتی که تلخی آن را به خواننده نیز میچشاند.وی خود میگوید:"این کوری یک کوری واقعی نیست. بلکه کوری خردومنطق است.مامخلوقات اهل عقل و تفکریم اما عاقلانه رفتارنمیکنیم. میبینیم ولی تامل نمیکنیم وگرنه دراین دنیا اینقدرشاهدگرسنگی وبدبختی نبودیم."


کتاب ... دیدن ادامه » واقعا عالی و تاثیر گذار نوشته شده و دنیای کثیفی -که مدنظر نویسنده بود -و به نوعی واقعیت دنیای خودمون خیلی خوب به خواننده القا میشه.
انقد خوب که جاهایی از کتاب انقد اعصاب خورد کن و چندش بود که مجبور میشدم کتابو ببندم و چند لحظه تنفس..و از نو شروع کنم.

کتاب جایزه نوبل ادبی سال 1998 رو ازآن خودکرد.
۲۶ مرداد ۱۳۹۵
مشتاق حسین این را خواند
بهنام قاسمی و محمد علی بیک این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خیلی خوبی بود. از اون کتاب هاست که دوست داری زود به آخر برسی
۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵
مشتاق حسین و Sadaf Kh این را خواندند
مهدی نیازی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نویسنده در جای جای این اثر سعی کرده که نشان دهد که در دنیا همه چیز نسبی است و هیچ اطلاقی وجود ندارد ؛ هر کار و رفتاری در هر موقعیتی با موقعیت و شرایط دیگر متفاوت است .

اعمال انسانی در « موقعیت» معنا میشود و ملاک مطلقی برای قضاوت وجود ندارد، زیرا موقعیت انسان ثابت نیست و در تحول دائمی است. دغدغه عمده ذهن ساراماگو در این رمان فلسفی مسئله سرگشتگی انسان معاصر یا « انسان در موقعیت» است که از خلال ابعاد و لایه های مختلف و واکنشهای آنان بررسی می شود.

عشق ... دیدن ادامه » در کوری از عشق به همسر شروع می شود و تا عشق به انسان ها و به زیبایی گسترش می یابد.
۱۰ آذر ۱۳۹۴
مشتاق حسین این را خواند
حسن ده گلی و واصف جهانگیری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان از ترافیکِ یک چهارراه آغاز می‌شود. رانندهٔ اتومبیلی به‌ناگاه دچار کوری می‌گردد. به فاصلهٔ اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم‌پزشک‌اند، دچار کوری می‌شوند. پزشک با معاینهٔ چشم آنها درمی‌یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آنها هیچ‌چیز نمی‌بینند. جالب آن است که برخلاف بیماری کوری، که همه‌چیز سیاه است، تمامی ... دیدن ادامه » این افراد دچار دیدی سفید می‌شوند.

پزشک می‌فهمد که این نوع کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی‌کند. از طرف دولت، تمامی افراد نابینا جمع‌آوری و در یک آسایشگاه اسکان داده می‌شوند. پزشک نیز خود دچار این بیماری می‌شود. پلیس برای جلوگیری از شیوع بیماری، پزشک را نیز روانهٔ آسایشگاه می‌کند. همسر پزشک نیز به‌دروغ اذعان به کوری می‌نماید تا بتواند درکنار شوهرش باشد. آنها به آسایشگاه یادشده برده می‌شوند و...
۲۴ آبان ۱۳۹۴
مشتاق حسین این را خواند
فاطمه نوروزی ، مریم منجزی و ناردون شهسواری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عجبا....
من چقدر دیر این شاهکارو خوندم...
بحق ک شایسته ی دریافت جایزه ی نوبل بوده.البته با ترجمه ی خانم مشیری ک حرف نداشت!!
چ ... دیدن ادامه » درسهایی میداد این کتاب:
"ما آنقدر از مرگ میترسیم ک همیشه سعی میکنیم از تقصیرات اموات بگذریم.انگار پیشاپیش میخواهیم وقتی نوبت خودمان شد از تقصیرات ما هم بگذرند..."
ساراماگو را بسی دوست میدارم...
۰۷ آبان ۱۳۹۴
مشتاق حسین این را خواند
صدیقه فرخ سیر ، ناردون شهسواری و مریم محلی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ساراماگو در رمان کوری برای شخصیت‌ها اسم انتخاب نکرده‌است. باوجوداین، پیچیدگی در رمان ایجاد نشده و خواننده به‌راحتی می‌تواند با شخصیت‌های رمان ارتباط ذهنی برقرار کند. ویژگی دیگر این رمان در بازگشت‌های زمانی به گذشته و آینده در خیال شخصیت‌های رمان است که به زیبایی و جذابیت آن افزوده‌است.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه کتاب خوبه اما قالب بندی ها بنظرم میشد بهتر باشه
نمیدونم نویسنده توی کتاب اصلی گفتگو میان شخصیت هارو چطور مشخص کرده
بنظرم اینکه گفتگو میان شخصیت ها جدا نشده یمقدار خسته کننده هستش ، مثلا توی یک خط دو جمله از دو فرد مختلف پشت سر هم میخونین ،این مورد فقط یکم اذیت میکنه
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
اینکه گفتگو میان شخصیت ها جدا نشده ربطی ب ترجمه ندار....خانم مشیری کارشونو بلدن.این سبکه ساراماگوست.میخواد نتونیم تشخیص بدیم کی داره صحبت میکنه و در واقع ابهام ایجاد میکنه و فکر مخاطبو درگیر گفتگو ها میکنه.بنظر من هوشمندانه است.ساراماگو میخواد مخاطب ... دیدن ادامه » با تمام وجود و با تمرکز بالا کتابشو بخونه تا بتونه لابلای گفتگوها درسهایی ب ما بده.
باتشکر
۰۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بی نظیر و شاهکار حتما این کتاب رو بایستی خوند....
بخونیذ و لذت ببرید من با ترجمه مینو مشیری رو پیشناهاد میدم بخونید
۰۴ فروردين ۱۳۹۴
خیلی بد ک تا این حد راحت طلبین ک چی عالی شاهکار پیشنهاد میدم......
۰۴ فروردين ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید