:  ۲۷۷۵۷
:  داستان جهان
:  ساده دل
:  داستان های فرانسوی قرن 18
   ولتر
   محمد قاضی
:   جامی
:  رقعی
:  ۱۳۹۳
:  ۲
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۶
:  نرم
:  ۱۴۴
:  ۱۶۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
واقعن اوج بدسلیقگی است تعبیر کاندید به ساده دل... کاندید یعنی خوش بینی... امان از دست آقای قاضی و ترجمه های خیلی آزادشان
۲۹ دى
سِیّد عِرفان باقِری این را خواند
هر دو رمان کوتاه «کاندید» و «ساده‌دل» را ولتر نوشته است اما کاندید را در سال 1759 و ساده دل را در سال 1767 میلادی. برخی به اشتباه تصور می‌کنند که این دو رمان کوتاه یکی هستند اما اینگونه نیست. مشخصات کامل‌تری از این دو رمان در ذیل آمده است.

- رمان «کاندید یا خوشبینی»
Candide ou L'Optimisme (Candid or the Optimism) by Voltaire 1759

- در واقع کلمه Candid دارای معنای صاف و ساده٬ سر راست و بی پرده٬ راستگو و بی غل و غش است. همچنین در این رمان فردی که نام کاندید را دارد٬ بسیار ساده لوح به نظر می‌آید.

- رمان "ساده دل" دارای مشخصات L'ingenu (The Ingenuous) by Voltair 1767
است که مرحوم محمد قاضی آن را در سال 1333 شمسی به خوبی ترجمه نموده و اکنون توسط نشر جامی(در 140 صفحه) نیز مجددا جاپ گردیده است.

لازم ... دیدن ادامه » به ذکر است که «کاندید» در سال 1352 توسط مرحوم جهانگیر افکاری در 198 صفحه رقعی ترجمه شده و انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، آن را همان در سال 1352 منتشر کرده‌اند اما انتشارات علمی و فرهنگی در 130 صفحه رقعی نیز اخیراً آن را چاپ کرده است، که حذفیات نسبتاً زیادی دارد.

بنده فایل pdf بدون حذفیات سال 1352 «کاندید» را برای علاقه‌مندان در پیوند زیر آپلود نموده‌ام:

http://s9.picofile.com/file/8303231684/Candide_ou_L_optimisme_1759_Voltaire_FARSI.pdf.html
۰۱ بهمن
آقای امامی پور عزیز سپاس... این اشتباه از اونجایی بهم دست داد که یک اثر ولتر رو عینن از یک مترجم هر دو نشر جامی و علمی فرهنگی که همون شاهزاده خانم بابل بود،به چاپ رسیده بود...یک دنیا ممنون از اصلاح اشتباه من... به پای جوانی و البته نادانی من بگذارید...خیلی ... دیدن ادامه » یاد گرفتم...یک دنیا ممنون
۰۴ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
◇ من مانند هوا، آزاد بدنیا آمده ام. من دو روح داشتم یکی آزادیم بود و دیگری معشوقم... و این هر دو را از من گرفته اند... اینک ما هر دو در بند و زنجیریم بی آنکه دلیل آن را بدانیم و بی آنکه بتوانیم علت آن را بپرسیم... من بیست سال به صورت یک فرد " هورون " زندگی کردم. می گویند " هورون " ها وحشیند چون از دشمنان خود انتقام می گیرند. ولی ایشان ... دیدن ادامه » هیچگاه دوستان خود را نیازرده اند. من هنوز پا به خاک فرانسه نه نهاده بودم که خون خود را در راهش ریختم و شاید ولایتی را نجات داده ام، اینک به پاداش آن خدمت مرا در گور زندگان مدفون کرده اند و اگر شما نبودید من از فرط خشم دق می کردم... مگر در این مملکت قانون وجود ندارد؟ مردان را بی آنکه به سخنشان گوش بدهند محکوم می کنند.

* هورون: یکی از قبایل بومی و وحشی سرخ پوست آمریکای شمالی.
۱۰ شهريور
ساده دل یک اثر فوق العاده خواندنی با درون مایه ی فلسفی
۱۹ آذر
با سلام و عرض ادب خانم مکوندی
مدتیه که در گیر مطالعه فلسفه شدم . تاریخ فلسفه ویل دورانت رو خوندم. یک جایی توی همین کتاب تاریخ فلسفه ، آقای ویل دورانت از قول ولتر در پاسخ به این سوال که میشه بدون خدا هم زندگی کرد ؟ ایشون میگه بله ولی بشرطی که همه انسان ها ... دیدن ادامه » فیلسوف باشند و الا دین و خدا برای شکل بخشیدن به نظم جامعه لازمه .
رمان ولتر هم به نوعی با فلسفه و دنبال آرامش گشتن انسان سرو کار داره که آخر داستان درک میکنه که باید بره و سر همون زمین زراعتی با کار خودش رو از مشکلات نجات بده
۲۶ آذر
متشکرم بابت پاسخگویی، پیروز باشید.
۲۷ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خواندن، روح را بزرگ می‌کند و داشتن دوست روشن‌ضمیر، جان را تسلی می‌بخشد.

ساده‌ دل، چون از ابتدای به دنیا آمدن در قبایل بومی و وحشی سرخ‌پوست زیسته بود پس هیچ چیزی از تمدن جدید نیاموخته بود، لاجرم چیزی هم از تعصبات و اوهام آنها نمی‌دانست. او اشیاء را همچنان که هستند می‌دید و حال آنکه ما بر اثر افکاری که در کودکی به مغزمان فرو می‌کنند اشیاء را غیر از آنچه هستند، می‌بینیم.


- ... دیدن ادامه » "ساده دل" در طول داستان آنگونه تیزبین است و در برهه‌ای از داستان چنان در عرصه مطالعه پیش می‌رود، تاریخ جهان را دوره می‌کند و زیر و بم کتاب مقدس را در می‌آورد که در نهایت فلاسفه قدیم و جدید و نوشته‌هایشان را به هم می دوزد و باطل بودن همه را عیان می‌کند.

- ما وقتی در یک جامعه رشد می‌کنیم و تربیت می‌شویم و فرآیند اجتماعی شدن را از سر می‌گذرانیم، چندان قادر نیستیم متوجه تناقض‌ها و ضعف‌هایی که در سیستم است، بشویم.

- نحوه رشد و تربیت انسان هر چه به طبیعت انسان نزدیک‌تر باشد، بازدهی بهتری دارد.

- ترجمه مرحوم محمد قاضی بسیار خوب است.
۰۷ شهريور ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید