:  ۱۴۳۵۷۶
:  داستان جهان
:  هنوز هم من
:  داستان انگلیسی قرن 20
   جوجو مویز
   مریم مفتاحی
:   آموت
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۶۱۶
:  ۵۳۰,۰۰۰ ریال


رمان پیش رو ادامه ی رمان های من پیش از تو و پس از تو است. این رمان سه جلدی داستان دختری است به اسم لوئیزا الیزابت کلارک.

در جلد حاضر لوئیزا برای کار و زندگی به نیویورک مهاجرت می کند و به عنوان خدمتکار و دستیار جدید، در خانه ی خانم ثروتمندی به نام لئونارد کاپینک مشغول به کار می شود. او که کیلومتر ها با دوستش سام و خانواده اش فاصله دارد، با خانواده و آدم های جدید و ثروتمند نیویورکی آشنا می شود و دست سرنوشت اتفاقات عجیبی بر سر راهش قرار می دهد که یکی از آن ها آشنایی با فردی به اسم جاش است، کسی که دختر را یاد عشق قدیمی اش ویلیام می اندازد. حالا او  باید تصمیم بگیرد و انتخاب کند، یک انتخاب سخت….!

  • گزیده ای از کتاب

سام آن روز به نیویورک پرواز می کرد و تا دوشنبه شب می ماند. برای خودمان هتلی در حوالی میدان تایمز رزرو کرده بود. با توجه به حرف انگس که به من گفته بود نباید از هم جدا می شدیم، من ازش درخواست کردم که اگر می شود بعد از ظهر را بهم مرخصی بدهد. لحنش وقتی گفت شاید، به نظرم مثبت آمد، اگرچه کاملا حس می کردم از این که سام آخرهفته آنجاست، دلخور است. با این همه، من جست و خیز کنان با ساک آخرهفته ام پیاده تا ایستگاه پن رفتم، سپس با ترن هوایی خودم را به فرودگاه جان اف کندی رساندم. کمی زودتر از موقع به فرودگاه رسیدم و از این که قرار بود سام را ببینم سخت ذوق زده بودم.




دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
انگار با دیدنش چیزی در اعماق وجودم دوباره تنظیم شد و من آرام گرفتم. ص 613
۰۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لی لی طبق قولش همراه خانم ترینر در ماه آوریل به نیویورک آمد.چند چهار راه دورتر، در هتل ریتز کارلتون اتاق گرفتند و من و مارگو را به ناهار دعوت کردند.وقتی آنها کنارم بودند، حس کردم بخش های مختلف زندگی ام را با نخ و سوزن به هم وصل کرده اند. ص479
۰۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیمنطور که داشتم شماره ی سام را می گرفتم از فکر این که صدایش را می شنوم به شدت ذوق زده شدم.گاهی چنان دلم برایش تنگ می شد که همه وجودم درد می گرفت. ص 198
۰۲ مرداد
سعید نجفیان این را خواند
سِیّد عِرفان باقِری ، fatemeh mozaffarpour و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کاری که انجام میدهم استخدام نشده ام، بلکه استخدام شده ام تا هر کاری از دستم برمی آید انجام بدهم. ص 67
۰۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم ها وقتی از منطقه امن خودشان بیرون می آیند، احساس غریبی به آنها دست میدهد.گویی انعکاس حرف های ویل را در نامه ی آخر از دوردست می شنیدم.ص 63
۰۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتابم مثل اون دو تای قبلیش چهار روزه خوندم، با تفاوت یه روز، دلم نمیخواست تموم بشه، اصلا دلم نمیخواست بخونمش که تموم بشه، قلمشو دوس دارم بهم پشنهاد بدین کتاب مثل این، هم طنز داخلشه هم حرفای جالب و دیالوگ های باحال ، با خوندن رمان فضا را میشه تجسم کرد و این بیشتر ذهن آدمو درگیر میکنه و خیلی حس خوبی بهم میده، عاشق شخصیت لوییزا کلارک ... دیدن ادامه » شدم، غصم شد تموم شد حالا امروز میخوام غرور و تعصب جین استین را بخونم خدا کنه خوشم بیاد
۰۲ مرداد
من این کتاب رو نخوندم ولی غرور و تعصب داستان قشنگی داره :) امیدوارم از خوندنش لذت ببری
۰۲ مرداد
سبک کتاب های جوجو مویز همه به همین صورته غمگین آمیخته به طنز کتاب دختری که رهایش کردی که آن هم اـر جوجو مویز است هم مانند این سه کتاب زیباست
من هم قلم این نویسنده را خیلی دوست دارم
۰۲ مرداد
من کتاب "جایی که عاشق بودیم" رو توصیه میکنم، البته زیاد رمان عاشقی نمیخونم و باید بگم به کارهای مویز تا حدودی شباهت داره و مخاطبش نوجوان و جوان هستش.
۰۳ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب سوم از سری سه گانه جوجو مویز (من پیش از تو، پس از تو)
متن کتاب مثل 2 کتاب قبلی گیراست و تا انتهای داستان همراهی خواننده را بر می انگیزد.
حتما باید 2 کتاب قبلی را خواند تا داستان این کتاب مفهوم باشد چون هر سه کتاب به ترتیب و داستان ادامه دار است.
متن ... دیدن ادامه » کتاب مثل بقیه کتب های جوجو مویز جالب و گیراست و خواننده از دنبال کردن داستان خسته نمی شود.
۲۶ دى ۱۳۹۷
شما پیشنهاد نکن دیگه
۲۶ دى ۱۳۹۷
سهیل ملکی عزیز اینکه شما با این نوع صحبت کردن نظر میدید و نظرتون رو اعلام می کنید خودش گویای همه چیز هست.
در ضمن شما که ادعای عضویت در جامعه کتاب خوان و فرهنگی رو دارید اجازه ندارید که به دلیل اینکه به هر عنوان از کتابی خوشتون نیومده در مورد سلیقه دیگران ... دیدن ادامه » نظر بدین و اهانت کنید.
۲۹ دى ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد چنین امده:
لو میخواهد بداند اگر عاشق کسی هستی،آیا برای داشتنش باید از رویاهایت دست بکشی؟یا میتوان هردو رو باهم داشت و هیچ یک را فدا نکرد؟



... دیدن ادامه » در نهایت به این نتیجه میرسی که میتوان هردو را باهم داشت وهیچ یک را فدا نکرد...!
۲۷ شهريور ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در مورد زن ها چرند میگویند.(تو هرگز نمیتوانی،تو هرگز موفق نمی شوی)زن ها همیشه مجبورند انتخاب های سختی بکنند.ولی وقتی کاری را که عاشقش هستی انجام می دهی به آرامش خاصی می رسی.
۲۶ شهريور ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب ها هستند که به آدم درس زندگی می دهند.کتاب ها به آدم درس همدلی می دهند.اگر بتوانی از جایی کتاب کرایه کنی،دیگر مجبور نیستی بروی بخری.بنابراین آن کتابخانه منبع حیاتی است!لوئیزا وقتی کتابخانه ای تعطیل میشود،فقط درِ یک ساختمان نیست که بسته می شود،بلکه امید هم همراهش تعطیل می شود.
۲۴ شهريور ۱۳۹۷
چقدر قشنگ ☆
۰۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید