اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۲۵۰۱۵
:  داستان جهان
:  هیولا
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   پل استر
   خجسته کیهان
:   افق
:  رقعي
:  ۱۳۹۰
:  ۳
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۳۳۶
:  ۶۵,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
شش روز پیش در کنار یکی از جاده های شمالِ ویسکونزین مردی خود را منفجر کرد . شاهدی در آنجا نبود،ولی ظاهراً مرد در کنار اتومبیلش که نزدیک چمن ها پارک شده بود ،نشسته بود و بمبی که در حال ساختن آن بود،تصادفاً منفجر شد.

این آغاز رمان "لویاتان" است که به فارسی هیولا ترجمه شده است. طبق یادداشت مترجم در ابتدای کتاب واژه ی لویاتان (یا در تلفظ صحیحش لِوای تِن) در انجیل به معنی حیوانی افسانه ای است،نوعی هیولای عظیم و بسیار نیرومند دریایی که هیچ قدرتی یارای برابری با آن را ندارد. نخستین بار در قرن هفدهم توماس هابز این نام را برای کتابی که درباره جامعه و سیاست نوشته بود برگزید و وام گرفتن این عنوان از سوی استر که به جامعه ی امریکا با دیدی انتقادی می نگرد هم جای تعجب ندارد . با این تفاوت که استر بر خلاف هابز در این کتاب منظورش از هیولا و قدرت مطلقی که هیچ نیرویی یارای برابری با آن را ندارد سیاست نیست بلکه مسئله ای است که استر در بیشتر رمان هایش به آن می پردازد و آن چیزی نیست جز تصادف.همانطور که در یکی از رمان هایش می گوید:

"آن چه ... دیدن ادامه » بر جهان حکومت می کند، پیشامد و احتمال است ،تصادف محض و تصادف هر روز مثل سایه ما را تعقیب می کند ..."

در وبلاگ درباره این کتاب بیشتر می توان خواند:
http://ketabnameh.blogsky.com/1396/11/17/post-41
۲۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ گفتم :” این که نمی توانی بدون دیگران زندگی کنی ، وقتی کنار آدم ها هستی دنیای واقعی کفایت می کند ، ولی موقع تنهایی ناچاری شخصیت های تخیلی بیافرینی ، به آن ها برای همراهی نیاز داری ” (ص ۲۰۳)

” دیگران ” همان اتفاق های اجباری اطراف ما هستند . اگر لحظه ای تمام این ” دیگران ” حذف شود ، دو راه برایمان باقی می ماند : خلق شخصیت های جدید و زاده از ذهن و یا خاطره سازی های پی در پی و تکرار مدام یک انسان که به شدت در ما نفوذ کرده بوده و گاه چنان به آن شخص نزدیک می شویم که هستی مان را در بر می گیرد .

در ... دیدن ادامه » ” هیولا ” راوی ( پیتر ) ناگهان نزدیک ترین دوستش (ساچز) را از دست می دهد و تصمیم می گیرد زندگی رابطه خود با آن دوست را از لحظه ی شکل گیری در قالب یک کتاب توضیح دهد و علت هم آن است که می خواهد دلایل تمام رفتار های دوستش را برای همه ی کسانی که او را نشناختند و یا برای رفتار هایش توجیحی نیافتند تشریح کند.

کتاب با مرگ آغاز می شود و در میان کتاب ساچز چنان مرگ را تعریف می کند که خواننده را به حیرت می آورد . مرگی که بدون از بین بردن جسم روح را آزرده است ، اما کمی بعد اتفاقی می افتد که خواننده را عجیب می ترساند این که ساچز ترس و واهمه ای را که در مرگ خود تجربه کرده بود در قتل شخصی دیگر ندارد و حتی موضوع خیلی راحت تر برایش حل می شود . از طرف دیگر در این قتل چنان به شخصیت مقتول نزدیک می شود که حتی جای او را در خانواده اش می گیرد و طی اتفاقی آرمان های او برایش ارزشمند می شود و به خاطر آن ها مبارزه می کند .

شاید در “هیولا ” هر مرگ شخصیت ها را به هم نزدیک تر می کرد ، هر از دست دادنی به دست آوردن زندگی دیگری ست.

شخصیت های “هیولا ” عجیب هستند ، هر کدام شان در دنیای جداگانه ای به سر می برند ، دنیاهایی که برای نویسنده و خود شخصیت ها تعریف شده اند و همین باعث ثبات آن ها شده ، و البته این که خواننده به راحتی همه ی شخصیت ها را می بیند چرا که استر به خوبی از پس توصیف آن ها بر آمده .

عجیب و دوست داشتنی ترین شخصیت در این کتاب برای من “ماری ” است که بر گرفته از شخصیتی واقعی به نام sophie calle عکاس و نویسنده ی فرانسوی است که از هر سوژه ای برای پروژه هایش استفاده می کند و آن را به دنبال می کند حتی آدم های یک دفترچه تلفن گم شده .

در جایی از کتاب گویی استر خود و آثارش را به وضوح تعریف می کند :

_ ساچز فهمید که همه ی کار های من دارای داستان بودند ، و اگر چه واقعیت داشتند در عین حال آفریده ی خیال هم بودند یا با این که ساختگی بودند حقیقت هم داشتند . (ص ۱۸۵)

در آخر این که “هیولا” از آن کتاب هایی ست که در روز های خالی از خود و تنهایی ، پر می کند شما را از آدم ها ، آدم هایی که آن قدر نزدیک می شوند به شما ، که خود فراموش شوید .

_ بعضی حکایت ها چنان هولناک اند که فقط می توان از آن ها گریخت ، به آن ها پشت کرد و در تاریکی ناپدید شد . (ص ۳۱۷ )

_ هیچ کس نمی تواند بگوید یک کتاب از کجا می آید ، به خصوص کسی که آن را می نویسد . کتاب ها از نادانی زاده می شوند و اگر پس از نوشته شدن به زندگی ادامه می دهند ، فقط به این خاطر است که درست درک نمی شوند . (ص ۵۹)

_ هر بار که ساچز برای عکسی ژست می گرفت ، ناچار بود ادای خودش را در بیاورد و به ناچار نقش خود واقعی اش را بازی کند . ظاهرا این کار پس از مدتی روی او تاثیر گذاشته بود ، با تکرار این فرآیند حتما به جایی رسیده بود که خود را از چشم ماریا می دید ، تا جایی که بر اثر بازتاب این تصویر توانست بار دیگر با خودش رو به رو شود ، می گویند ممکن است دوربین روح آدم را بدزدد ، به نظر من در این مورد ، کار بر عکس بود . این دوربین آرام آرام روح ساچز را به او پس داد . (ص ۱۸۸)

_ هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد . هر طور که باشد همیشه اتفاق می افتد . (ص ۲۲۸ )

_ نقطه ای وجود دارد که در آن کتاب بر زندگی آدم مسلط می شود ؛ هنگامی که جهانی که تصور کرده ای ، برایت از دنیای واقعی مهم تر می شود . (ص ۳۰۲ )
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
اتنا تقوی این را خواند
محمدرضا کشاورزی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید