:  ۵۴۵۱۹
:  داستان جهان
:  نان زنان افسونگر
:  مجموعه داستان خارجی
   ا.هنری
   علی فامیان
:   نیستان
:  رقعی
:  ۱۳۹۱
:  ۲
:  شومیز
:  ۲۰۸
:  ۶۵,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

ماکسول سراسیمه وارد اتاق مجاور شد و مقابل میز تندنویس ایستاد. لسلی لبخندزنان به او نگاه کرد. گونه هایش سرخ شد، در نگاهش مهربانی و صداقت موج می زد. ماکسول آرنجش را روی میز گذاشت. هنوز کاغذهای لرزان را در دست داشت و خودنویس روی گوشش بود. باعجله گفت:"دوشیزه لسلی، فرصت زیادی ندارم. در همین فرصت کوتاه می خواهم چیزی بگویم. همسر من می شوید؟ من تا به امروز وقت نداشتم مثل بقیه ی آدم ها عشق خودم را به شما نشان بدهم، اما واقعا دوستتان دارم. لطفا عجله کنید، یک عده دارند پول روی هم می گذارند تا سهام بخرند."
زن ... دیدن ادامه » جوان بی اختیار داد زد:"اوه!درباره ی چی صحبت می کنی؟" بعد، از روی صندلی بلند شد و با چشمانی از حدقه درآمده به او خیره شد. ماکسول با بی قراری گفت:"متوجه نشدید؟ از شما می خواهم با من ازدواج کنید. من عاشق شما هستم دوشیزه لسلی!می خواستم قبلا این موضوع را به شما بگویم اما حالا که کار کمی سبک شده از فرصت استفاده کرده ام. خب دوشیزه لسلی، چه می گویید؟"
تندنویس مات و مبهوت مانده بود. اول انگار بر خود مسلط شده بود، ولی بعد یکباره اشک از چشمانش جاری شد.
۲۴ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید