:  ۱۲۱۹۹۷
:  داستان جهان
:  ریگ روان
:  داستان های اسپانیایی امریکایی قرن 20
   استیو تولتز
   پیمان خاکسار
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۳۹۸
:  ۱۷
:  ۱۵
:  ۲۲
:  سخت
:  ۴۴۰
:  ۶۲۰,۰۰۰ ریال


درباره‌ی کتاب:

ریگ روان جدیدترین اثر استیو تولتز پس از رمان تحسین‌شده‌ی جزء از کل است. تولتز در مصاحبه‌ای گفته جزء از کل را درباره‌ی ترس از مرگ نوشته و ریگ روان را درباره‌ی ترس از زندگی.

ای خدا، چرا نقش من در این دنیا صرفاً دلقک سقوط‌کرده نیست؟ چرا باید دلقک سقوط‌کرده‌ای باشم که بقیه‌ی دلقک‌های سقوط‌کرده رویش سقوط می‌کنند؟ به عبارت دیگر چرا روی پیشانی‌ام نوشته هر پیرزنی که در سوپرمارکت لیز می‌خورد باید بازوی من را بگیرد؟


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
این کتاب در عرض سه ماه 50 درصد گرونتر شده من خریدم 36 تومن و الان 54 تومن. چرا؟ با دلار هم بسنجیم دلار در سه ماه گذشته تغییر نکرده. یورو هم تغییر نکرده. فقط سیل اومده که اون هم ربطی به کتاب نداره. کتاب را نمیکارند که سیل زمینهایش را خراب کرده باشه. کتاب را چاپ میکنند.
چاپ مجدد هم نیست که بگیم با محدودیت کاغذ یا گرونی کاغذ مواجه شده.
جدا چرا ... دیدن ادامه » بیخودی گرون میشه؟
این گران شدن بی منطق کمک میکنه که نسخه های الکترونیکی غیرقانوی درست بشه و پخش بشه
۰۸ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آلدو میتونست خودکشی بدون درد داشته باشه مثلا از کیسه خروج استفاده کنه نمیتونست؟ ولی قرص خواب خورد با ماشین رفت تو دیوار چرا؟ هرچند انقدر بدشانس بود شاید بازم نمیمرد ...
کتاب خوبی بود آدم و یاد آثار کافکا میندازه
۱۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی هست در کل .ولی نویسنده در به کار بردن ویژگی های منفی شخصیت داستان (الدو )بسیار اغراق کرده یعنی این ادم اصلا ویژگی مثبتی نداشته ؟به نظر من اگر از جنبه های مثبت این ادم هم میگفت بهتر بود وکسی که داستان را روایت میکنه همیشه حضورش کم رنگه ترجمش هم نسبتا خوب بود با این که من اثار ترجمه اقای خاکسار را دوست دارم نظرم در مورد ریگ روان ... دیدن ادامه » متوسطه.
۱۹ تير ۱۳۹۶
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
الدو گفت مردم با سگ ها بد رفتاری میکنند چون تحمل این شکل از وفاداری را ندارند...گفت مهمترین تاثیر دنیای دیجیتال بر دنیای ما این است که وقتی میبینیم یکی دارد عکس میگیرددیگر صبر نمیکنیم عکسش را بگیردو از جلوی دوربین اش رد میشویم همون طور راهمون را مثل گاو میکشیم ومیریم.ریگ روان
۱۵ تير ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نظریه های یک هنرمند درباره هنر همیشه در ناکامی های هنری اش ریشه دارند میزان عشق وعلاقه اش به این تیوری ها نسبت مستقیم دارد با شدت شکست هایش./ریگ روان
۱۲ تير ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به محض این که شغلی پیدا کنید که مورد علاقه تان نیست هر چقدر هم مقاومت نشان دهید باز به ان وابسته می شوید./ریگ روان
۱۲ تير ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ پشیمانی بزرگ تر از تصمیمات غلطی نیست که برای گرفتنشان پدر خودت را در آورده ای.
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ پشیمانی بزرگ تر از تصمیمات غلطی نیست که برای گرفتنشان پدر خودت را در آورده ای.
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها گواه تکامل اخلاق این است که یاد گرفته ایم خود را در حین ارتکاب گناه ببخشیم نه بعدش.
۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
یوسف نیک نژاد این را خواند
نازنین بنایی ، عادل خالدی کلهر و روژیتا احمدی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم در خوشحال های شان فرایند دلسرد کننده را که برای موفقیت طی کرده اند مشاهده می کنند : بلند پروازی، شکست های پیاپی، سرخوردگی، پذیرش شکست، راضی شدن به کم، پذیرش از سر ناچاری، و بالاخره خشنودی از چیزهای کوچک، یک جورهایی زیباست برای یک شخص، ولی وقتی می بینی هزار سال بعد از زمان مقرر اتفاق افتاده افسرده می شوی.(ص268)
۱۱ فروردين ۱۳۹۶
امیرحسین آل عوض و یوسف نیک نژاد این را خواندند
atefeh javid و مهنّا صحافی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی جوان بودم در خلاص کردن خودم تخصص پیدا کردم، وگرنه که آدمها یک گوشه به دامم می انداختند و جلو علامت رنگی نشوید یا لای ماشین های لباس شویی نگهم می داشتند و حرف می زدند و حرف می زدند و حرف می زدند. قبلاً این کارشان دیوانه ام می کرد، تا روزی که متوجه شدم مردم منبع لایزال حکایت اند و انرژی غریب و وقت بی پایان برای روایت شان دارند و اصلا ... دیدن ادامه » ملاحظه ی شنونده را هم نمی کنند. این شد که در مواقع بی کاری و بعد از ورشکستگی ها و قبل از دریافت چک های بیمه ی بی کاری راهی برای زنده ماندن پیدا کردم. بعضی آدمها برای پول کف بینی می کنند، بعضی ساز می زنند و آواز می خوانند، بعضی رو می آورند به فحشا، بعضی گدایی می کنند؛ من مثل یک متعصب گوش می کردم. نشسته روی جعبه ی شیر، تکیه داده به نرده های بالکن، نشسته روی نیمکت پارک، با لبخند و گوش پذیرا__کار شاق شنیدن اضطراب های مردم را تحمل می کردم، یا به قول خودم رازهای کال بدبخت ترین آدم ها را پوست می گرفتم. (ص226)
۱۱ فروردين ۱۳۹۶
atefeh javid و امیرحسین آل عوض این را خواندند
احسان انجم و مهنّا صحافی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید