:  ۱۷۱۰۸
:  داستان جهان
:  دوست بازیافته
:  داستان های انگلیسی قرن 20
   فرد اولمن
   مهدی سحابی
:   ماهی
:  جیبی
:  ۱۳۹۷
:  ۱۸
:  ۱۱.۵
:  ۱۶.۵
:  نرم
:  ۱۱۲
:  ۱۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

دوست بازیافته ماجرای دوستی دو نوجوان در سال هایی است که هیتلر در آلمان قدرت مطلق را به دست می گیرد و در پی آن جنگ جهانی دوم نیز روی می دهد. هانس شوارتس، نوجوانی یهودی، در مدرسه با کنراد فون هوهنفلس، فرزند خانواده ای سرشناس و اشرافی، دوست می شود. دوستی این دو در بحبوحه ی روی کار آمدن حزب نازی و قدرت گرفتن هیتلر در سال ۱۹۳۲ شکل می گیرد. این وقایع سیاسی بر دوستی هانس و کنراد اثر می گذارد و زندگی هر دو آن ها را دگرگون می کند. فرد اولمن با نگاهی انسانی و روایتی خواندنی و روان از تأثیرات جنگ و فاشیسم سخن می گوید. آرتور کوستلر، در مقدمه ای که بر این کتاب نوشته است، از آن به عنوان شاهکاری یاد می کند که به رغم موضوع دردناکش با لحنی آرام و سرشار از دلتنگی نوشته شده است. 


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سراسر داستان جالب بود اما جمله آخر خواننده را میخکوب می کند. به هر حال عالیه
۲۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب با این جملات آغاز می شود :


در فوریه ی 1932 به زندگی من پا گذاشت و دیگر هرگز از آن جدا نشد. بیش از یک چهارم قرن،بیش از نه هزار روز دردناک و از هم گسیخته از آن هنگام گذشته است روزهایی که رنج درونی یا کار بی امید آن ها را هرچه تهی تر می کرد سال ها و روزهایی که برخی از آن ها پوچ تر از برگ های پوسیده ی درختی خشک بود.
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اول این که خیلی سعی کردم تا همون اول بسم الله ، خط آخرو نخونم و موفق شدم :دی
دوم این که در این اثر برخلاف انتظارم از همه کتاب هایی که به وضعیت یهودی های همدوره هیتلر می پردازند خبری از اردوگاه های کار اجباری و کوره های ادم سوزی و قتل و شکنجه و .... نبود که بسی خوشایند بود.
کتابی ... دیدن ادامه » بود کم حجم و روان و خوشخوان و از انجا که تمام رویدادهای نگران کننده داستان در کمال آرامش و بی طرفی روایت می شودانگار که همه چیز مربوط به سال های دوری است که از آنها جز خاطراتی تاسف بار اما دور و فراموش شده بر جای نمانده ، خیلی کتابی پر از دردمندی و غم و غصه نیست.
خط آخر انگار اثباتیست بر سزاواری همه تلاش ها و باورها و صبوری شخصیت اول داستان برای یافتن رابطه دوستی ارزشمند و لایق
۰۲ آذر ۱۳۹۴
همچنان توی لیست خوندنی هامه و باید سریعتر برم سراغش...مرسی
۰۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هانس عزیزم، این وضع را خدا مقدر کرده و شرایطی خلاف خواست من به وجود آورده و تو باید مرا همین طور که هستم بپذیری. سعی من این بود همه ی این چیزها را از تو مخفی نگه دارم، اما باید می دانستم که نمی توانم برای مدت زیادی تو را فریب بدهم و باید شهامت این را می دانشتم که پیش از این ها مسئله را با تو در میان بگذارن. اما آدم ترسویی هستم. تحمل این را ... دیدن ادامه » نداشتم که تو را برنجانم. با این حال، همه ی تقصیر به گردن من نیست: تو درباره ی دوستی چنان آرمان باشکوهی داری که انطباق با آن، برای هر کسی که باشد، بسیار مشکل است! هانس عزیز من! تو از این آدمهای خاکی بیش از اندازه توقع داری. سعی کن حرف مرا بفهمی و مرا ببخشی تا بتوانیم باز با هم دوست باشیم…!

دوست بازیافته / فرد اولمن/ مترجم: مهدی سحابی
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید