:  ۱۲۰۳۴۰
:  داستان جهان
:  مادربزرگ سلام می رساند و می گوید متاسف است
:  داستان های سوئدی قرن 21
   فردریک بکمن
   حسین تهرانی
:   کوله پشتی
:  رقعی
:  ۱۳۹۸
:  ۱۹
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۳
:  نرم
:  ۴۸۸
:  ۵۰۰,۰۰۰ ریال


 

«پیشداوری نکن، اول بدان و بشناس، بعد قضاوت کن»

 

رمانی دیگر از خالق «مردی به نام اوه» 

کتاب «مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است»  روایتگر داستانی است درباره زندگی و مرگ و همچنین یکی از مهمترین حقوق‌ زندگی که در کتاب از آن با عنوان حق متفاوت بودن یاد شده است، به نظرتان چه چیز باعث می‌شود نویسنده‌ای حتی در جامعه‌‌ای مثل سوئد که از نظر توسعه اجتماعی و حقوقی رتبه بسیار خوبی در جهان دارد، به مسئله حق متفاوت بودن بپردازد. این حق متفاوت بودن آیا می‌تواند تفاوت‌های فرهنگی مثلا مهاجران را هم شامل شود؟

فردریک بکمن در این کتاب سه نسل از یک خانواده را معرفی می‌کند. السای هفت‌ساله، دختری شیطان و نسبت به سنش بسیار عاقل و باهوش، مادربزرگ 77 ساله که به اصول و قوانین پایبند نیست، کودک درونش فعال است و همه او را دیوانه می‌پندارند و مادری که در خانواده توازن را برقرار می‌کند، سه شخصیت اصلی این کتاب هستند.

مادربزرگ مظهر بی‌نظمی و مادر، بسیار قانونمند است. مادربزرگ تنها دوست الساست و با ذهن خلاقی که دارد، نوه‌اش را وارد یک دنیای تخیلی می‌کند، دنیایی که السا در آن یاد می‌گیرد چگونه با مشکلات دست‌وپنجه نرم کند و متوجه می‌شود که متفاوت بودن چیز بدی نیست. السا با سایر بچه‌ها فرق دارد چراکه خود مادربزرگ هم با سایرین فرق داشت و باید به این نکته توجه داشت که تنها انسان‌های متفاوت قادرند دنیا را تغییر دهند. پیام این کتاب در یک جمله خلاصه می‌شود: «پیشداوری نکن، اول بدان و بشناس، بعد قضاوت کن.»

 


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
«اگه آدم نمی‌تونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهای خوبِ زیادی بپاشه.»
۱۹ فروردين
بهار موسوی این را خواند
محمد طلاوری ، امیررضا صفدر توره ای و مژده پ این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای کتاب خیلی خوب شروع میشه، یه مادربزرگ پر انرژی و متفاوت و خلاق و خیلی عالی، اما این مادربزرگ اول کتاب میمیره و کتاب در مورد السا، نوه مادربزرگه و دنیایی که توش زندگی میکنه.
به دوستانی که دختر بچه ای در نزدیکشون زندگی میکنه توصیه میکنم کتاب رو بخونن، اما برای بقیه شاید کتابی باشه که ارتباط با اون سخته فکرشو کنید 500 صفحه کتاب خوندن ... دیدن ادامه » در مورد دیدن دنیا از دید دختر بچه تقریبا هشت ساله
خوندن این کتاب تقریبا هشت ماه طول کشید و فکر میکنم تقریبا هشت ماه زندگی با دختر بچه فوق باهوش تجربه تقریبا لذتبخشیه
۲۹ مهر ۱۳۹۶
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه ی ۲۸۶: مادربزرگم همیشه می گفت فقط انسان های متفاوت قادرن دنیا رو تغییر بدن.

صفحه ی ۲۹۵ :،بزرگ ترین نیروی مرگ در این نیست که جان کسی را می ستاند، بلکه در این است که می‌تواند بازماندگان را به نقطه‌ای برساند که دیگر نخواهند به زندگی ادامه دهند.

صفحه ... دیدن ادامه » ی ۴۴۲: آدم می‌خواهد دوستش داشته باشند، اگر نشد، مورد ستایش قرار بگیرد، اگر نشد، از او بترسند، اگر نشد، از او متنفر باشند و او را تحقیر کنند. روح از خالی بودن گریزان است و می‌خواهد به هر قیمت که شده، با دیگران ارتباط برقرار کند.
۲۷ فروردين ۱۳۹۶
فرشته حسین پور این را دوست دارد
سلام . خیلی ممنون از متنی که قرار دادید میخواستم بپرسم میدونید ترجمه این انتشار روانتر بود یا نون؟؟
۲۲ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب حاضر: اثری است خواندنی ؛ ماجراهای مادربزرگی هفتاد و هفت ساله، پزشکی پُر شَروشور که همسایه ها را به مرز جنون رسانده، با نوه اش السای هفت ساله.
السا عاشق ویکی پدیا و ابرقهرمانان است و در زندگی اش فقط یک دوست دارد: مــــــادربــــــزرگ. او با قصه های مادربزرگ و در عالم تخیل، مهیج ترین حوادث را تجربه می کند. تا سرانجام مادربزرگ او را ... دیدن ادامه » وارد بزرگ ترین ماجراجویی زندگی اش می کند ولی اینبار در دنیای واقعی.
۲۷ فروردين ۱۳۹۶
فرشته حسین پور و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید