:  ۱۰۱۹۴۸
:  داستان جهان
:  تمام نورهایی که نمی توانیم ببینیم
:  داستان جهان
   آنتونی دوئر
:   کوله پشتی
:  رقعی
:  ۱۳۹۶
:  ۱۰
:  ۱۴.۵
:  ۲۱
:  نرم
:  ۵۲۸
:  ۴۵۰,۰۰۰ ریال


 
 
تمام نورهایی که نمی‌توانیم ببینیم:
برنده ى جایزه پولیتزر سال ٢٠١٥ این رمان بعد از انتشار خود با نقدهای بسیار مثبتی در رسانه‌های دنیا همراه شده و از سوی بسیاری ستوده شده است. 
 
یک رمان پرفروش فوق العاده بلند پروازانه و زیبا در مورد یک دختر نابینای فرانسوی و پسری آلمانی به چاپ رسیده است، که در فرانسه ی اشغال شده هنگامی که هر دو برای زنده ماندن از ویرانی جنگ جهانی دوم تلاش می کنند با یکدیگر برخورد می کنند... 
 
مهمترین ویژگی نثر دوئر در این اثر پرداخت دقیق و موشکافانه به جزئیات است که آن متن را بسیار قابل توجه وملموس کرده است. خواننده این رمان حس می‌کند که نویسنده در آن مقطع خود حضور داشته و زندگی کرده که می‌تواند چنین دقیق به توصیف جزئیات بپردازد ماری-لور با پدر خود در پاریس نزدیک موزه ی تاریخ طبیعی زندگی می کند جایی که او به عنوان استاد هزاران قفل آن کار می کند. ماری لور در شش سالگی نابینا می شود و پدرش مینیاتور کاملی از همسایگی آن ها می سازد تا او بتواند با لمس کردن آن را به خاطر بسپارد و راه خانه را پیدا کند. زمانی که او 20 ساله می شود، نازی ها پاریس را اشغال می کنند و پدر و دختر به سنگر دیواری سنت مالو فرار می کنند جایی که عموی بزرگ منزوی ماری لور در یک خانه بلند کنار دریا زندگی می کند. همراه آن ها چیزی است که احتمالا با ارزش ترین و خطرناک ترین جواهر آن موزه است. در یک شهر استخراج معدن در آلمان، ورنر یتیم که همراه خواهر کوچکتر خود زندگی می کند، مسحور رادیوی ساده ای که پیدا کرده اند می شود. ورنر در ساخت و تعمیر این وسیله ی جدید مهم متخصص می شود، استعدادی که منجر به بردن جایگاهی در یک آکادمی بی رحم برای جوانان هیتلر و سپس یک ماموریت ویژه برای ردیابی مقاومت می شود. ورنر هر چه بیشتر از هزینه های انسانی هوش خود آگاه می شود، به درون قلب جنگ سفر می کند و در نهایت در سنت مالو داستان او با ماری لور همسو می شود. احساس فوق العاده ی جزییات فیزیکی و استعاره های زیبای دوئر خیره کننده است. او زندگی ماری لور و ورنر را به طرز ماهرانه ای در هم می بافد و روشنگر راه است، در برابر تمام مشکلات و نابرابری ها مردم تلاش می کنند با یکدیگر خوب باشند. کتاب” تمام نورهایی که نمی توانیم ببینیم” با صرف 10 سال برای نوشته شدن، رمانی باشکوه و عمیق از نویسنده ای است که جملاتش همیشه هیجان انگیز است.
 
 
 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
" خانم! به نظر شما ما واقعاً می توانیم خداوند را از نزدیک ملاقات کنیم؟"
"شاید بتوانیم."
"اگر شخص نابینا باشد چه؟"
" ... دیدن ادامه » به نظرم اگر خداوند امر کند می توانیم ببینیم."
" عمو اتین می گوید بهشت درست مثل پتویی است که کودکان در آن پیچیده می شوند."
۱۵ مهر ۱۳۹۵
مهنّا حسین زاده و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمانت را باز کن و ببین می توانی چه چیزهای دیگری را، قبل از اینکه چشمانت را برای همیشه ببندی، ببینی.
۱۵ مهر ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می دانی ورنر، همه می گویند من شجاع هستم. وقتی که بینایی ام را از دست دادم همه گفتند شجاع هستم. وقتی پدرم رفت همه گفتند شجاع هستم.
اما این شجاعت نیست. چون من چاره ی دیگری ندارم. من از جایم بلند می شوم و زندگی را ادامه می دهم مگر تو همین کار را نمی کنی؟ مگر تمام مردم این کار را نمی کنند؟
۱۵ مهر ۱۳۹۵
رها علیپور و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید