:  ۱۴۴۸۵
:  داستان جهان
:  خداحافظ گاری کوپر
:  داستان های فرانسه قرن 20
   رومن گاری
   سروش حبیبی
:   نیلوفر
:  رقعی
:  ۱۳۹۱
:  ۱۱
:  ۱۴.۳
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۲۸۸
:  ۲۴۰,۰۰۰ ریال


بخشی از کتاب:

لنی پسری است که از پایبندی گریخته . شعار او ازادی از هر گونه تعلقی است . او اسکی بازیست که به ارتفاع ها می رود تا از قید تعلقات و مسائل پوچ روزمره جدا شود . اما در یکی از مسافرت هایش به شهر عاشق دختری می شود و تمام اصول زندگیش زیر و رو می شود.

قسمت های زیبایی از کتاب:

 
هر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد باید کمتر با او مخالفت کرد.

- نسل گذشته شانس داشت. دوره آنها هیتلر و استالین بودند و می شد گناه همه چیز را به گردن آنها انداخت. امروزه دیگر نه هیتلری بود نه استالینی. به جای آنها همه مردم دنیا بودند...
 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
- بالاخره یک وقت می رسد که اگه درست نگاه کنی عمر هیچ پیشامدی ، بیست و چهار ساعت بیشتر نیست.

- یک دفعه میگه عشق ، پشت سرش میگه آزادی ، این دو تا که باهم جور در نمی آیند.آدم باید انتخاب کنه یا این یا اون .
۱۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حشره کشهای جدید فوق العاده اند. انگلهای زیادی از قبیل کرمهای جونده و حشرات موذی بودندکه باید از میان بروند. این حشره کش ها نسلشون رو برمی اندازه اما اشکال کار اینست که عاقبت خود طبیعت رو ضایع میکنه .

خداحافظ گاری کوپر
رومن ... دیدن ادامه » گاری
۲۷ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی دختری داشت روی شما طوری اثر میگذاشت که تمام اصول زندگی تان را بهم بریزه باید به چاره های فوق العاده متوسل شد. عشق فقط هم آغوشی نیست اگر این طور بود میشد کاری کرد. عشق زندگی ست که میخواهد شمارو دوباره گرفتارخودش بکنه.. این عجوزه ی هزارداماد شروع به بزک دوزک میکنه اما وقتی به ارتفاع سه هزار متری رسیدید و تامغز استخوانتون شروع به یخ زدن کرد دیگه هیچی چیز حس نمیکنید حتی دیگه نمیتونید فکرکنید . دیگه هیچ حماقتی نیست که تا بیاره . حماقت ها زودترازهمه چیز یخ میزنند..

خداحافظ گاری کوپر
رومن ... دیدن ادامه » گاری

۲۷ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از همین میترسم که به کسی یا چیزی عادت کنی اون وقت اون کس یا اون چیز قالت بذاره . اون موقع دیکه هیجی برات باقی نمیمونه . میفهمی چی میخوام بگم ؟ ...از کسایی که میزارن میرن خوشم نمیاد واسه همینم اول از همه خودم میرم اینجوری خاطر جمع تره
#خداحافظ گاری کوپر/ #رومن گاری
۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ کس تا به حال دو مرتبه در عمرش عاشق نشده .
عشق دوم , عشق سوم .. اینها بی معنی یست .فقط رفت و آمد است . افت و خیز است .
معاشرت میکنند و اسمش را می گذارن عشق !
# خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری #
این ماجرا تصویری را که از مردها داشت را تثبیت کرده بود. یا درست تر آنکه توضیحی را که باگ در این خصوص داده بود را تایید کرده بود. باگ عقیده داشت که مردها همه شان سخت سوررآلیستند. لنی درست نفهمیده بود که سوررآلیست یعنی چه؟ و باگ تاکید کرده بود که سوررآلیست درست یعنی همین. نباید دنبال فهمیدنش بود.مردها دقیقا همین طورند.
۱۵ اسفند ۱۳۹۴
عذرا موسی خانی و مشتاق حسین این را خواندند
میرعلی توکلی لاهیجانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی طرف آدم یک دختر ِ خوشگل باشد ، کار آسان‌تر است. زشت ها همیشه ناز می‌کنند تا نشان دهند که خیلی هواخواه دارند.

خداحافظ گاری کوپر| رومن گاری
۳۰ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پدرم تو یکی از این کشورهایی که زورکی پیدا شدن خودشو به کشتن داد. منظورم اینه که این کشورها وقتی شناخته میشن که مردم میرن اونجا که کشته بشن. جغرافی یعنی همین! پدرم خودشو فدای جغرافی کرد.

مثلا ویتنام . اول اصلا کسی نمیدونست که همچین جایی هم توی دنیا هست.حالا آمریکا پر از ویتنام شده . کره ، همینطور. یک روز یک کاغذ برای یکی میرسه که پدرش تو کره کشته شده. میره رو نقشه میگرده ببینه کره کجاست! آمریکاییها جغرافی رو اینجوری یاد گرفتن.

رومن ... دیدن ادامه » گاری/ خداحافظ گاری کوپر
۲۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی از آن نوع شیرینی هاست که باید بلافاصله و گرم گرم خورده شود. نمی توان آن را با خود به منزل برد. همینکه کسی بخواهد آن را به هر قیمت حفظ کند، به یک جهنم مبدل خواهد شد

خداحافظ گری کوپر-رومن گاری
۲۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خداحافظ گری کوپر یکی از مشهورترین کتابهای رومن گاری کتابی ماندگار در عرصه ی ادبیات است. نویسنده در این کتاب قهرمانی خلق کرده که با نگاهی درویش مآبانه به زندگی نگاه می کند و آن قدر خود را از زندگی و متعلقات معنوی اش دور می بیند که حتی متوجه عشقی که از راه رسیده نیز نمی شود و اهمیت آن را درک نمی کند. او حتی از این واقعیت می گریزد و زمانی که ... دیدن ادامه » به زندگی بی قید و رهای خود در کلبه ای بر راز کوهستان های سوییس باز میگردد از طریق دوست دیگری به اهمیت عشق پی می برد.قهرمان گاری "لنی" پس از انتشار این کتاببه یکی از چهره های مورد علاقه ی جوانان در سراسر جهان بدل شد و جماعت کثیری با او همذات پنداری کردند. روحیه ای مستقل، بیزار از جنگ و در عین حال بی پروا و دریادل. این کتاب که در سال 1969 منتشر شد با وقایع زمان خود پیوندی تنگاتنگ داشت چرا که لنی سربازی آمریکایی است که از رفتن به جبهه های ویتنام سرباز زده و این کلبه ی دنج و زندگی بی فردا را بر زندگی ای که دیگران به او تحمیل کرده اند ترجیح می دهد. این کتاب در ایران با ترجمه ی سروش حبیبی برای نخستین بار در سال 1351 و با فاصله ی کمی از انتشار آن در جهان منتشر و تا کنون بارها تجدید چاپ شده است
۲۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دیوار زبان وقتی کشیده می‌شود که دو نفر به یک زبان حرف می‌زنند. آن وقت دیگر مطلقاً نمی‌توانند حرف هم را بفهمند.
خداحافظ گاری کوپر- رومن گاری
۱۵ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جس_ دست بردار، لنی.
لنی _ بت می گم می ترسم.
جس_ عادت می کنی.
لنی_ ... دیدن ادامه » از همین می‌ترسم. به یه چیزی یا کسی عادت می‌کنی، اونوقت اون چیز یا اون کس قالت می‌گذاره. اون وقت دیگه چیزی برات باقی نمی‌مونه. می‌فهمی چی می‌خوام بگم؟
جس ترمز کرد. صدایش می لرزید.
جس_ لنی با تو چه کرده ان؟ چه بلایی به سرت آورده ان؟ من هیچ وقت ولت نمی کنم.
لنی_ هیچ، جس. هیچ کسی کاریم نکرده. مطلقا کسی با من کاری نکرده. ولی آخه دویست میلیونن. فکرشو می تونی بکنی؟ دویست میلیون که محل سگم به آدم نمی گذارن. اصلا چه بلایی؟ ولی خوب جمعیته دیگه. آدم توی جمعیت به حساب نمی آد. بعضی وقت ها آدم یک مادر داره که آدمو می گذاره و می ره. می فهمی؟
جس _ من تو رو نمی گذارم و برم.
لنی_ من مادر نمی خوام. اصلا با مادر جماعت کاری ندارم. مادر خودمم کار خوبی کرد که منو گذاشت و رفت. من هفت هشت سالم بیشتر نبود. هنوز بلد نبودم بشمرم. فکرشو بکن.
اتومبیل را نگه داشت و خود را به طرف او انداخت و او را در آغوش فشرد.
جس_ لنی، لنی ...
لنی _ چرا گریه می کنی جس. من که چیزی نگفتم، فقط گفتم آن هایی رو که می گذارن و می رن دوست ندارم. اینه که اول خودم می‌گذارم می‌رم.این‌جوری خاطر جمع ‌تره.
جس _ لنی من قول می دم که اول تو منو بگذاری و بری. تویی که منو قال می گذاری.
لنی _ قول می دی؟
جس_ حتما قول می دم.
۰۹ آبان ۱۳۹۴
آدم بغض میکنه با خوندنه این متن.. :( :( :(
۰۴ شهريور ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز هیچ وقت ریشه کن شدنی نیست.
۰۵ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی بیشتر از آن که خود کتابها خاطره انگیز باشند، حال و هوای روزهایی که در آن کتاب خوانده ای برایت خاطره باشد. این کتاب را به انتها نبردم. مرا به یاد تابستان سال 2012 می اندازد، به ایران برگشته بودم، زنبورها در مغزم ویز ویز میکردند، تمرکزم سر جایش نبود. این کتاب را به انتها نبردم، به خاطر تابستان 2012 و همه آن زنبورها.
۲۹ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عااااالی بود
اولش یکم حوصلم سر میرفت باهاش،اما زود جذبش شدم
حماقت بزرگترین نیروی روحانی تمام تاریخ بشر است
۲۲ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می گفت تنها چیزی که مهم است این است که در ازدیاد نفوس شرکت نکنی. آدم حکم پول را دارد. هر قدر مقدارش بیشتر، ارزشش کمتر.
از اصول معتبر زندگی لنی یکی این بود که هروقت با چیزی مخالف بود بگوید موافقم. چون کسانی که عقاید احمقانه شان را ابراز می کنند اغلب بسیار حساسند. هرقدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد.
باگ می گفت: حماقت بزرگترین نیروی روحانی تمام تاریخ بشریت است. می گفت باید در باربر آن سر تعظیم فرود آورد، چون همه جور معجزه ای از آن ... دیدن ادامه » ساخته است.
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین رمان دنیا!

اگر یک بار بخونیدش، ده ها بار دیگه هم خواهید خوند.
البته ترجمه فوق العاده آقای حبیبی هم بسیار موثر بوده.
۲۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید