:  ۱۱۷۲۷
:  داستان جهان
:  دیگر تنها نیستی
:  داستان های کوتاه مجموعه ها
   استفانو بنی
:  رقعی
:  ۱۳۹۱
:  ۱
:  ۱۴
:  ۲۰
:  نرم
:  ۱۱۰
:  ۸۰,۰۰۰ ریال




دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
استفانو بنی نویسنده عجیبی ست . او از نظر من باهوش ، فرهیخته ، دیوانه و در برخی موارد ابله است . الان گمانم این است که کتابهای زیادی از او در ایران ترجمه نشده است .

مجموعه “دیگر تنها نیستی ” مجموعه داستانی ست که محمد رضا میرزایی آن را ترجمه کرده و نشر حرفه هنرمند هم آن را به چاپ رسانده است .

ترجمه ... دیدن ادامه » کتاب با وجود لحن ساده آن اما چندان خوب نیست . طبیعی هم هست ، چرا که محمد رضا میرزایی اساسا عکاس است . و البته که مدتهاست در نشریه حرفه هنرمند ، به عنوان مترجم (بیشتر در بخش عکاسی ) و عکاس فعالیت می کند اما در حوزه ترجمه داستانی ، که از نظر من مهمترین حوزه ادبی در کشور است، فعالیت حرفه ای چشمگیری نداشته .
کشش اولیه کتاب هم عکس روی جلد آن است که به واقع عکس خوبی ست و نشان از یک انتخاب حرفه ایست که احتمالا انتخاب خود میرزایی باشد .

محتوای کلی این کتاب در خصوص موضوع تنهایی آدمهاست . تنهایی که چندان هم غم انگیز به تصویر کشیده نشده . اتفاقا در مواردی هم آمیخته با طنز خوبی ست . لحن برخی از داستانها اخلاق گرایانه است و درون مایه آن زیادی نصیحت گرایانه می شود . داستان “دو ماهیگیر” که موضوع مصاحبه مرگ است با پیرمردی پیر یا داستان “دانشمند” که تحقیق دانشمندی ست برای یافتن تنها ترین آدم زمین این گونه است . این چیزی بود که چندان برای من جذاب نبود . حتی مسخره هم رسید .

برخی از داستانهای این مجموعه حاوی تخیل شگرف نویسنده است که حتی اگر درون مایه چندان مهمی هم نداشته باشد ، مهارت او را در بازیهای ذهنی میان خودش و مخاطب را نشان می دهد . داستان درس زیر دریا ، که کلاس درس والهای بزرگی را در زیر دریا به تصویر می کشد و یا داستان مسئول کنترل که بازی عده ای را با دنیا و کهکشان و سیارات در جایی که خداوند (مثلا) نشسته ، نشان می دهد ، حاوی این عنصر است .

داستان “لحظه ” هم یک تلاش بی ثمر بود برای یک ایده خیلی پیچیده که بسیار لوس اجرا شده بود . گرچه که ترجمه بسیار بد این داستان ، بدی آن را بیشتر کرده بود . و داستان آخر به نام “آه” که بهترین داستان اینمجموعه است ،حکایت دزدی ست که احساس نزدیکی به خانه هایی که از آنها دزدی می کند دارد . او برای هر خانه موسیقی ای متصور میشود و از زاویه ای بالاتر از روزمرگی به هر پدیده ای در آن خانه می نگرد .. انگاری روح تمام خانه هایی که از آنها دزدی می کند در او جمع شده …

کوتاه کنم ، استفانو بنی نمونه یک نویسنده امروزی با رویکرد های داستان نویسی مدرن است . او می تواند از یک مسابفه فوتبال ، ارتباط یک آدم با گوشی موبایل ، ارتباط یک آدم با حیوان خانگی اش ، مفاهیمی معنوی آمیخته به طنز و حتی تراژدی خلق کند . و این یک مشخصه مهم و مهارتی فوق العاده است .


_ تنها بودن بی رحمانه است اما بی رحمانه تر بازگشت به تنهایی ست (ص ۳۷)

_ به قول یک بابایی آنها همیشه تنها هستند،‌ البته نه به تنهایی من. آن‌ها از مردم فاصله می‌گیرند، ‌به نوک یک قله و یا دماغه یک کشتی می‌روند و مردم از دور نگاهشان می‌کنند و می‌گویند: ‌ببینید چقدر تنها هستند. البته نه به تنهایی من (ص ۲۳)

_ چیزی که یاد گرفتم در هر خانه ای از آن لذت ببرم ، موسیقی بود . هر کدام از آنها کنسرت خاص خودش را داشت . ترکیبی از صدای جریان آب در لوله ها ، جیر جیر های مرموز ، یا صدای لوازم خانگی ، نفس های ساکنین خانه ، و لرزش های شیشه ها بر اثر وزش باد . (ص ۱۰۱)
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید