:  ۸۷۹۱۹
:  داستان جهان
:  سالار مگس ها (بهجت)
:  داستان های انگلیسی قرن 20
   ویلیام گلدینگ
   حمید رفیعی
:   بهجت
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۷
:  ۱۵
:  ۲۲
:  نرم
:  ۳۷۲
:  ۴۰۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

 

ویلیام گلدینگ رمان معروف خود، سالار مگس‌ها را در ۱۹۵۴ یعنی کمتر از یک دهه بعد از جنگ جهانی دوم و در زمان جنگ سرد نوشت. جنایات و اثرات وحشتناک فاجعه اتمی و خطر شوم کمونیست در پشت پرده آهنین، هنوز در ذهن مردم غرب و نویسنده پر رنگ بود. تمام این موضوعات در انتخاب زمینه اصلی یعنی نشان دادن بربریت و خوی وحشی انسان ها تاثیر گذار بودند. گلدینگ برای این رمان سبک کنایی و تمثیل را برگزید و با انتخاب مکانی در ناکجا آباد و زمانی که به درستی مشخص نشده اما احتمالا در دهه ۱۹۵۰ می گذرد، به ماندگار شدن رمان خود کمک به سزایی نمود.

داستان در مورد  هواپیمایی است که بر اثر اتفاقی در جزیره‌ای دور از تمدن و ناشناس سقوط می‌کند. به صورت معجزه آسایی پسرانی  که در هواپیما بودند زنده می‌مانند و ناگهان خود را در محیطی بدون هیچ قانون و سرپرستی که آنها را محدود نماید، می‌یابند. از این پس پسرهای جوان به دو گروه تقسیم می‌شوند و درگیری‌ها و مخالفت هایشان با یکدیگر در مورد سبک زندگی در این مکان ناشناس داستان را به پیش می‌برد. شاید این جمله معروف قانون بد بهتر از بی قانونی است الهام بخش نویسنده برای ادامه داستان بوده باشد.

موضوع دیگری که در داستان به شدت به چشم می‌آید ترس است. از لحاظ تاریخی، در زمان‌های پریشانی اجتماعی و اقتصادی گسترده، مردم بیشتر احساس نا امنی و بی پناهی می‌کنند و در نتیجه به رهبرانی که نمایش قدرت برتری دارند و محافظت بیشتری از آنها را پیشنهاد می‌کنند، روی می‌آورند. در سالار مگس‌ها، جک و شکارچیان که  تنوع و تجمل دوست و یک حکومت استبدادی را پیشنهاد می‌کنند، این نقش را به عهده دارند. اما در عوض این محافظت، سایر پسرها هرگونه قید اخلاقی و اعتراضی به سیاست‌های او در مورد اداره کارها را کنار می‌گذارند.

گلدینگ زمانی در توصیف رمان خود در یک پرسشنامه تبلیغی چنین می‌گوید: تلاش برای برطرف کردن نواقص جامعه با  برگشت به نواقص طبیعت انسان. همچنین در نامه دیگری تصریح می کند که موضوع ارباب مگس‌ها، غم و اندوه خالص است.

شاید کتاب سالار مگس‌ها، به دلیل کاراکترهای نوجوانی که مستقل می‌شوند و داستان ماجراجویانه آن کتابی برای مخاطب نوجوان به نظر برسد اما کنایه و تمثیل موجود در کتاب، همچنین موضوعات عمیق و تأمل برانگیز آن برای کتاب خوان‌ها در هر سنی نیز مناسب خواهد بود. اگر برای خواندن این کتاب به دلیل بیشتری نیاز دارید بد نیست بدانید کهویلیام گلدینگ یکی از برندگان بریتانیایی جایزه نوبل ادبیات و از چهره های تاثیر گذار انگلیسی سال‌های گذشته در ادبیات محسوب می‌شود.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
محض اطلاع دوستان دانشمند، سالار مگس ها (Lord of the Flies) نام یکی از هفت شیاطین ذکر شده در عهد عتیق و عهد جدید است که از آنها به عنوان هفت شاهزاده جهنم یاد می شود.سالار مگس ها یا بیلزباب (Beelzebub) فرمانده اصلی امپراطور جهنم لوسیفر است که بر ضد شیطان در جهنم شورید.این شیطان به روایتی نماینده گناه کبیره غرور است.
۰۲ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از آن دسته کتاب هایی است که وقتی شروع به خواندن آن میکنید، خودتان را در دنیای کتاب خواهید یافت. از آن دسته کتاب هایی که دوست ندارید دست از خواندنش بردارید.
سالار مگس ها به گفته ی خیلی ها ذات درونی انسان ها را نشان میدهد... نشان میدهد که وحشیگری بر منطق انسان ها غالب است و این زور و قدرت است که بر انسان ها حکمرانی میکند نه منطق و عقل... ولی ... دیدن ادامه » به گفته ی اندک منتقدان این داستان نشان دهنده رفتار انسان ها به هنگام ترس است... این که وقتی ترس بر انسان غالب شود انسان چه کار ها که برای محافظت از خود انجام نمیدهد حتی اگر به قیمت جان دیگران تمام شود... سالار مگس ها روایتگر وحشیگری ناشی از ترس انسان هاست....
۰۳ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

سالار مگس ها داستان تعدادی پسر بچه ست که در زمانی نامعلوم به دلیل جنگ و تهدیدهای هسته ای از طرف کشورشون به مکان دیگه ای فرستاده میشن ولی سقوط هواپیما در جزیره ای ناشناخته باعث میشه بی سرپرست در مکانی که بزرگترها ازش بی خبرند مجبور به حفظ بقا بشن

کتاب ... دیدن ادامه » از جهت زندانی شدن تو جزیره ای دور و نامعلوم "رابینسون کروزوئه" رو به خاطر میاره ولی مشکلات پسربچه های داستان ده برابر بزرگتر از گرفتاری های رابینسونه که اینجا اونها جامعه ای تشکیل دادند و فردیت معنایی نداره.اگر اونجا فرد برای بقا به مشکل میخورد اینجا جامعه ست که بقاش ناممکن شده...از انجا که داستان پر از نماد و سمبله هم مدام به یاد "قلعه حیوانات" میفتادم ولی رنگ و بوی سیاسی این اثر در برابر دیگری بسیار ناچیزه

گلدینگ کتابی نوشته در رثای معصومیت بشری...وبا انتخاب هوشمندانه کودکان شش تا دوازده سال -و معصومیت ذاتی که در این رده سنی سراغ داریم- به عنوان تنها کاراکترهای داستانش ، این فطرت ذاتی آدمی در گرایش به سمت شر رو پررنگ تر و عدم امکان برای داشتن جامعه ای مدینه فاضله وار رو بارزتر کرده. جالب تر این که بدون هیچ اشاره عامدانه نویسنده به زندگی گذشته و قبل از جزیره این بچه ها این "از صفر شروع شدن این جامعه" بیشتر برای خواننده محسوس میشه چون هیچ اطلاعاتی از این پسربچه ها در اختیارمون قرار نمیگیره انگار که همین الان همزمان با شروع داستان کتاب،داستان زندگی اونها هم شروع شده

داستان روایت خوشخوانی داره و سریع جلو میره- صرفنظر از این که این همه توصیف از مکان وقوع داستان با سلیقه ی من جور در نمیاد- ولی هر چه جلوتر میره بهتر و بهتر میشه تا جایی که تو چند فصل پایانی کتاب به نقطه اوج خودش میرسه. تلاش اولیه پسربچه ها برای ایجاد جامعه ای منظم و بی عیب با گرایش تک تک افراد به کسب قدرت محکوم به شکست میشه

هر کدوم از شخصیت های داستان نماد یک نوع از تیپ های شخصیتی موجود در جامعه ست. در کنار این ها "صدف" و "آتش" و "هیولا" هم مفهومی فراتر از معنای ظاهریشون رو به ذهن میارن. در مجموع نویسنده نسبت به اهمیت حفظ قانون و پرهیز از وحشیگری و جنگ جویی برای کسب قدرت هشدار میده. شاید غم انگیزترین قسمت داستان رو باید مرگ خوکه به عنوان نماد انسان اندیشمند و از بین رفتن سیمون به عنوان آدمی فهیم و متفکر دونست. جامعه ای که افرادش از حفظ این دو تیپ ناتوانند حتی اگر به ضررشون باشه

کتاب اثر بزرگیه. خوندنش توصیه میشه. هم به خاطر حرف های بزرگی که داره و هم به خاطر غافلگیرکنندگیش...به هر حال واضح و مبرهنه که نمیشه به سادگی بیخیال خوندن کتابی شد که با برنده شدن جایزه نوبل سال 1983 ، آرتور لوندکویست (یکی از هجده عضو آکادمی نوبل) این انتخاب رو کودتایی در تاریخ نوبل تلقی کرد
۰۱ آذر ۱۳۹۴
سلام؛ بسیار عالی و خوب. تشکر از اینکه به محتوا و نحوه‌ی نگارش کتاب اشاره کرده‌اید. کمک خوبی هستش به کسانی که در مورد خواندن و خریدن دو دل هستند.
۰۹ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه ی آقای رفیعی ب نظر من بهترین ترجمه ی این اثره.
گلدینگ در این اثر اشاره میکنه ک انسان در جایی ک تمدن نیست خوی وحشیگریشو نشون میده و در واقع انسان متولد میشه تا گناه کنه. این اثر لزوم وجود قانون رو در جامعه ب تصویر میکشه.
نمادها و مکالمات بین بچه ها در جزیره بسیار هنرمندانه است.
این ... دیدن ادامه » کتاب برنده ی جایزه ی نوبل شده.
داستان ماجرای شگفت انگیز گروهی پسر بچه است که طی جنگ هسته ای عازم منطقه امن میشوند ولی سقوط هواپیما آنان را ملزم به اقامت درجزیره میسازد.در آغاز همه چیز به خوبی پیش میرود اما اندکی بعد روحیه شرارت وتندخویی برخی از آنان بهشت زمینی را به دوزخی از خون وآتش بدل میکند وخردوپاکی از وجودشان رخت برمی بندد.
۰۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید