اضافه به لیست علاقمندی ها قیمت : ۳۷۰,۰۰۰ ریال

۳۳۳,۰۰۰ ریال
:  ۱
:  داستان جهان
:  1984 (نیلوفر)
:  داستان های انگلیسی قرن 20
   جورج اورول
   صالح حسینی
:   نیلوفر
:  رقعی
:  ۱۳۹۸
:  ۱۸
:  ۱۴.۵
:  ۲۱
:  نرم
:  ۳۱۴
:  ۳۷۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
کتاب «1984» نوشته‌ی اریک آرتور بلر با نام مستعار جرج اورول داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است که حمیدرضا بلوچ آن را به فارسی برگردانده است. 1984 تا‌به‌حال به بیش از 65 زبان مختلف برگردان شده، میلیون‌ها نسخه از آن فروخته شده و درنتیجه‌ی آن، جورج اورول به جایگاه ممتازی در ادبیات جهان رسیده است.

با توجه به تصویر روشنی که اورول در این کتاب از نظام های تمامیت‌خواه ارایه می‌دهد، این کتاب بیانیه‌ی سیاسی شاخصی در رد نظام‌های تمامیت‌خواه (توتالیتر) و کمونیسم شمرده می‌شود. «جهان اورولی»، اصطلاحی است که به‌صورت خلاصه توتالیتاریسم و نظام‌های سرکوب‌گر را توصیف می‌کند. 1984 داستان وینستون اسمیت را روایت می‌کند؛ فردی که نماد یک شهروند عادی دگراندیش در دنیاهای اورولی است.

رمان 1984 را جورج اورول در سال 1949 نوشت، زمانی‌که جنگ دوم جهانی به‌تازگی به پایان رسیده بود و جهان خطر تسلیم‌شدن در مقابل دیکتاتوری را به‌خوبی فهمیده بود. در آن زمان جنگ سرد هنوز به معنای واقعی آغاز نشده بود و در دنیای غرب روشنفکرانی به دفاع از کمونیسم برخاسته بودند. درواقع اورول این کتاب را برای اخطار به غرب در مورد گسترش کمونیسم نوشت؛ اما داستان این اثر را می‌توان تاحدودزیادی به شرایط حاکم بر تمام جوامع تحت سلطه‌ی حکومت‌ها‌ی استبدادی تعمیم داد. داستان در سال 1984 (35 سال بعد از تاریخ نگارش کتاب) در شهر لندن رخ می‌دهد. بعد از جنگ جهانی، حاکمان کشورهای قدرتمند به این نتیجه رسیده‌اند که اگر جهان به همین ترتیب روند افزایش ثروت را ادامه دهد، ارکان جامعه‌ی طبقاتی به خطر می‌افتد و حکومتشان سرنگون خواهد شد. آن‌ها تنها راه جلوگیری از این امر را نابودکردن ثروت تولید شده در جنگی بی‌پایان می‌بینند.
 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ شروع 1393/04/02
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"روزی ... دیدن ادامه » آفتابی و سرد در ماه آوریل بود و ساعت‌ها زنگ ساعت سیزده را می‌نواختند.. وینستون اسمیت، که در تلاش گریز از دست سرمای بی‌پیر چانه در گریبان فرو برده بود، به سرعت از لای درهای شیشه‌ای عمارت بزرگ پیروزی به درون خزید. با این حال، سرعتش آن اندازه نبود که انبوهی غبار شن‌آلود را با خود به درون نیاورد.
سرسرا بوی کلم‌پخته و پادری نخ‌نمای کهنه می‌داد. در یک طرف آن پوستری رنگی، که برای دیوار داخل ساختمان بسیار بزرگ بود، به دیوار زده شده بود. تصویر چهره غول‌آسایی بود به پهنای بیش از یک متر، چهره آدمی چهل و چند ساله با سبیل مشکی پرپشت و خطوط زیبای مردانه. وینستون به سوی پله رفت. آسانسور بی‌فایده بود. روز روزش کار نمی‌کرد تا چه رسد به حالا که جریان برق، به عنوان بخشی از برنامه صرفه‌جویی به مناسبت تهیه مقدمات "هفته نفرت"، در ساعات روز قطع بود ..."
۲۳ بهمن ۱۳۹۴
روژیتا احمدی این را خواند
مهنّا حسین زاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بخونید و به همه توصیه کنید. عالی ترین کتابی که در تمام زندگیم خوندم.
۰۵ آبان ۱۳۹۴
عالیه و بسیار پر محتوا
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید