یادداشت های زیر زمینی رمانی است که نباید از دست داد
فیودور داستایفسکی "یادداشت‌‏های زیرزمینی" را در سال 1864 منتشر کرد. 

به گزارش فروشگاه اینترنتی شهر کتاب و به نقل از سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: "یادداشت‌های زیرزمینی" به دو بخش به نام‏‌های "تاریکی" و "روی برف نمناک" تقسیم می‌شود.


در بخش اول راوی داستانش را با شرح دادن بیماری‏‌هایش شروع می‏‌کند و می‏‌نویسد: "من آدم مریضی هستم... آدم بدی هستم... مرد مطرودی هستم. خیال می‏‌کنم مبتلا به درد کبد هم باشم. اما تا کنون نتوانسته‏‌ام چگونگی این امراض را درست بفهمم و تشخیص بدهم. بله، خوب که دقت می‏‌کنم، اصلا نمی‏‌دانم چه مرضی دارم؛ در وجود من چه عضوی ممکن است واقعا ناخوش باشد." اما وقتی صحبت از خرافاتی بودنش و عدم اقدام برای به دست آوردن سلامتی‏‌اش می‏‌کند معلوم می‏‌شود، آن بیماری‏‌هایی که به گفته خودش سلامتش را به خطر انداخته اغلب روحی‏‌اند. در قسمت دوم کتاب، داستایفسکی تصویری از یک جوان به ما نشان می‏‌دهد که ویژگی‏‌های متضادی از قبیل: خشونت و ترس، آرامش و اضطراب، رنج و لذت،... را به خواننده نشان می‏‌دهد.

داستایفسکی داستان‏‌هایش را در شهر پیش می‏‌برد؛ شهرهای شلوغ و پرازدحامی که مردمش بیشتر به فکر پیشرفت‏‌های مادی خودشان هستند و در این راه از هیچ کوششی  نیز فرو نمی‏‌گذارند! قهرمانان داستایوفسکی بیشتر از مردم عادی و غمگین جامعه هستند که از اندیشه و اراده‏ بسیار قوی و طبع و احساسات متنوع برخوردارند. آینده‌ای که او برای بشر متصور است با سعادتی که او خواهان دست یافتن انسان مدرن به آن است در تعارض است و همین امر باعث ناراحتی او و ناامیدی‌‏اش به جهان پیش رویش است.

داستایفسکی را می‏‌توان ادامه دهنده راه گوگول دانست، چرا که آدم‏‌های داستان‏‌هایش همه از قشر متوسط و کارمند جامعه هستند، به مانند آدم‏‌های گوگول. البته داستایفسکی خود اعتراف می‏‌کند که: "همه ما از زیر شنل گوگول سر بیرون آورده‏‌ایم."

داستایوسکی در بخش پایانی "یادداشت‏‌های زیرزمینی" صراحتا اعلام می‏‌کند انسانی که آزادی فعلی خود را ثمره عقل و خرد می‏‌پندارد و در آن آرامش می‏‌یابد، در واقع دچار خود فریبی است چرا که در آزادی واقعی انسان دچار سرگشتگی و پوچی است. هر لحظه اندیشه و احساس او را به سویی و به کاری می‏‌خواند.

رحمت الهی مترجم کتاب در مقدمه نوشته است که: "یادداشت‏‌های زیرزمینی آیینه تمام‏‌نمای روزگار ما و نقد حال انسان بیمار آخرالزمان است که بیماری تا عمق وجودش ریشه دوانیده است، ولی او همچنان از باور آن سر باز می‌‏زند. این حکایات از ارزش‏‌های از ارزش افتاده‏‌ا‌ی سخن می‏‌دارد که منشاء بحران عالم غربی است."

این کتاب برای اولین بار در سال 1332 با ترجمه رحمت الهی چاپ شد و به دست فارسی‌زبانان رسید.

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :