«گانگستری از دیار حافظ» از نشر ققنوس منتشر شد

«گانگستری از دیار حافظ»؛ قاسم شکری، از نشر ققنوس منتشر شد.

اوایل دهه هشتاد بود که نخستین اثر قاسم شکری با عنوان «نقص فنی» به هزینه خودش به بازار آمد، در سال ۱۳۸۲ کاندیدای جایزه ادبی یلدا شد، اثر بعدی او «بوی خوش موفقیت» که توسط نشر مرکز منتشر شد، توانست جایزه پنجمین دوره رمان متفاوت واو را از آن خود کند.

«مارمولکی که ماه را بلعید» در سال ۱۳۸۹ منتشر شد رمانی که هم در مضمون و هم در فرم کاری متفاوت بود، اما با این حال موفقیت تازه ای را به کارنامه این نویسنده اضافه نکرد هر چند که نام او را باردیگر در میان فهرست کاندیداهای جایزه رمان متفاوت «واو» قرار داد.

اسفند ماه سال ۱۳۹۲ نیز رمان دیگری به قلم شکری منتشر شده باعنوان «گانگستری از دیار حافظ» که همچون رمان قبلی این نویسنده به همت نشر ققنوس منتشر شده است.

سالها پیش منتقدی درباره نخستین داستانهای قاسم شکری گفته بود که قاسم شکری بیش از آنکه دغدغه روایت داشته باشد، دغدغه چگونه گفتن و یا تجربه فرم های تازه و نو دارد. هر چند که در طول مسیری که قاسم شکری پشت سر گذاشته است می توان اذعان داشت که رفته رفته دغدغه روایت و داستان گویی نمود بیشتری در آثار این نویسنده پیدا کرده است اما این حال نمی توان منکر چند ویژگی عمده در کارنامه این نویسنده شد که به عنوان شاخص های کاری او نمودی کم و بیش بارز و متداوم داشته اند.

نخست همان دغدعه چگونه گفتن و رفتن به سراغ فرم هایی متفاوت با جریان معمول در ادبیات داستاتی این روزها و دیگری دادن وزن محسوسی به طنز در زبان روایت داستان.

طنزی که در رمانهای قبلی این نویسنده نیز خودنمایی می کرد و حالا بدل شده است به مهم ترین صفت بارز این رمان که کاکان نام اثر نیز بر چند و چون چنین طنزی دلالت دارد.

«گانگستری از دیار حافظ» رمانی ست در ۱۵۲ صفحه که قاسم شکری برای روایت آن از شیوه نامه نگاری استفاده کرده است، الگوی متداول سالهای دور و البته نه چندان رایج در این روزگار استفاده کرده است. بدین ترتیب که کل رمان در واقع در بر گیرنده شش نامه بلند است که کل ماجرا در خلال آن روایت می شود. اما شکری در بکارگیری این الگوی آشنای قدیمی نیز نوآوری را فراموش نکرده، نامه ها در این رمان توسط اشخاص گوناگون روایت شده و گاه در طول بازگویی به تماسی تلفنی بدل می شوند و گاه نیز با روایتی برون متنی پیوند می خورند.

«گانگستری از دیار حافظ» برای علاقمندان به رمانهای متفاوت و همچنین برخوردار از زبانی طناز اثری خواندنی می تواند باشد.

در بخش هایی از کتاب می خوانیم:

چند ماه پیش هم توی ملاصدرا داشتم میرفتم که یکهو چشمم خورد به یکی از همین نوشته ها. از این نیسان گاویها بود. مونده بود توی ترافیک بدمصب. شوفرش یه خرمن ریش روی چونهش بود و یه سبیل هم داشت که آبخورش اومده بود تا روی نافش. از همین هایی که عشقشون خلافه. مردک اومده بود پشت ماشینش با خط نستعلیق درشت نوشته بود:«گانگستری از دیار حافظ.» توی دلم گفتم آخه مرد حسابی گانگستر رو چه کار به سعدی و حافظ؟ والا آدم شرمش میشه. حداقل به جاش مینوشتی:«میازار موری که دانه کش است.» این همه شعر بی صاحب تو دک و دیوان هس اونوقت تو میآی این اراجیف رو مینویسی. رفتم بغل دستش. کلافه شده بود از ترافیک. گفتم:«چطوری گانگستر؟»

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :