کوری؛ شاهکار ژوزه ساراماگو
به گزارش فروشگاه اینترنتی شهر کتاب و به نقل از هنر آنلاین ؛ ساراماگو، نویسنده پرتغالی در سال 1998 جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد.

"کوری" را می‏توان یک رمان خاص به حساب آورد، یک اثر تمثیلی، بیرون از حصار زمان و مکان، یک رمان معترضانه اجتماعی- سیاسی، که آشفتگی و اجتماع و انسان‌های سر در گم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی تصویر می‌کند. ساراماگو می‌گوید:" این کوری واقعی نیست ، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان‏‌ها عقل داریم ولی عاقلانه رفتار نمی‏‌کنیم."

داستان از ترافیک یک چهارراه آغاز می‌شود. راننده‌ اتومبیلی به ناگاه دچار کوری می‏‌شود. به فاصله‌ اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم‌پزشک هستند، دچار کوری می‏‌شوند. پزشک با معاینه‌ چشم آنها درمی‏‌یابد که چشم این افراد کاملا سالم است، اما آنها هیچ چیز نمی‏‌بینند. جالب آن است که بر خلاف بیماری کوری که همه چیز سیاه است، تمامی این افراد دچار دیدی سفید می‏‌شوند.پزشک می‏‌فهمد که این نوعی کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی‏‌کند. از طرف دولت، تمامی افراد نابینا جمع‌‏آوری و در یک آسایشگاه اسکان داده می‏‌شوند. پزشک نیز خود دچار این بیماری می‏‌شود. پلیس برای جلوگیری از شیوع بیماری، پزشک را نیز روانه‌ آسایشگاه می‏‌کند...

سبک شاعرانه ساراماگو که تخیل و تاریخ و انتقاد از سرکوب سیاسی و فقر را با هم در می‏‌آمیزد موجب شده است که آثار او را به آثار نویسندگان آمریکای لاتین به ویژه گابریل گارسیا مارکز تشبیه کنند. اما ساراماگو منکر این شباهت است و می‏‌گوید بیشتر از سروانتس و گوگول تأثیر پذیرفته است.


او در شاهکار خود، رمان "کوری" همه چیز را به اوج می‏‌رساند.

ساراماگو بر این حقیقت تاکید دارد که اعمال انسانی در موقعیت، معنا می‏‌شود و ملاک مطلقی برای قضاوت وجود ندارد زیرا موقعیت انسان ثابت نیست و در تحول دائمی است. در یک کلام ساده، دغدغه عمده ذهن ساراماگو در این رمان مسئله سرگشتگی انسان معاصر است که از خلال ابعاد و لایه‌های مختلف و واکنش‌های آنان بررسی می‌شود.

از دیگر مایه‌های اصلی رمان نقد خشونت و اطاعت کورکورانه، دیکتاتوری و سیر تاریخی و فراگیر بودن آن است.

ساراماگو نه سال بعد کتابی نوشت به نام "بینایی" که به اعتقاد بسیاری مکمل کوری است. کتابی که به قول ساراماگو، با آن که از قبل قرار نبوده دنباله کوری باشد اما به خاطر شرایط محیطی دنیای داستان‌های او این ویژگی را پیدا کرده است. بینایی از سیاسی‌ترین کتاب‌های او است.

مهدی غبرایی این رمان را در سال 1378 ترجمه کرد و به دست نشر مرکز سپرد.
» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :