کتابی که رهبر انقلاب بر آن حاشیه‌ نوشتند
کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی در ایران (1320 -1357)» تالیف رسول جعفریان به دلیل پرداختن به سابقه مبارزاتی بسیاری از فعالان انقلابی با حاشیه نگاری‌های ارزشمندی از جمله حاشیه‌نگاری رهبر انقلاب مواجه شده است. این کتاب در پی پاسخ به این پرسش است که رمز رهبری روحانیان در بهمن 57 چه بوده است؟

به گزارش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب به نقل از ابین ، ماهرخ ابراهیم پور گفت، دکتر رسول جعفریان، استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران تالیفات بسیاری درباره تاریخ ایران از جمله تاریخ اسلام، تاریخ صفویه، تاریخ قاجار و تاریخ معاصر دارد. «تاریخ تشیع» در دو جلد، «سیاست و فرهنگ روزگار صفوی» و «بازخوانی نهضت مشروطیت» از مهم‌ترین کتاب‌های این نویسنده است. 

کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی در ایران (1320 -1357)» به چگونگی شکل‌گیری جریان‌های سیاسی- مذهبی در دوره پهلوی دوم می‌پردازد. جعفریان در این کتاب به ورود روحانیان به کانون‌های مبارزه و نقش آنان با تکیه بر مذهب در عرصه فرهنگ و سپس سیاست تاکید دارد. کتاب به دلیل پرداختن به سابقه مبارزاتی بسیاری از فعالان انقلابی با حاشیه نگاری‌های ارزشمندی از جمله حاشیه‌نگاری رهبر انقلاب مواجه شده است. رهبر معظم انقلاب هنگام مطالعه چاپ سوم کتاب و در فصلی که درباره شریعتی مطالبی عنوان شده حاشیه نوشته‌اند. این حاشیه اختصاصا برای نویسنده کتاب ارسال شده و رسول جعفریان در چاپ‌های بعدی این کتاب ضمن انجام اصلاحات و افزودن مطالب جدید، نظرات مقام معظم رهبری را نیز در پاورقی کتاب آورده است.

حاشیه‌نگاری‌های شخصیت‌های تاثیرگذار در مبارزه علیه پهلوی و بازچاپ کتاب از سوی ناشران متفاوت از جمله مرکز اسناد انقلاب اسلامی، موسسه خانه کتاب و نشر علم باعث شد تا با نگاهی دقیق‌تر کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی در ایران (1320 -1357)» را ورق بزنیم. 

رمز رهبری روحانیان در بهمن 57

نویسنده در مقدمه کتاب با پرسشی اساسی درباره بهمن 1357 به سراغ ریشه‌یابی علل و چگونگی قرار گرفتن نیروهای مذهبی روحانی در موقعیت رهبری نهضت می‌رود. پاسخ به این پرسش انگیزه اصلی جعفریان در نوشتن کتاب شده است.

به نظر می‌رسد پاسخ تاریخی این پرسش، در فعالیت فرهنگی- سیاسی مذهبی‌ها در فاصله سال‌های پس از شهریور 1320 تا بهمن 1357 نهفته باشد. از همین رو نویسنده در ابتدا با مروری بر چگونگی ورود نیروهای مذهبی به عرصه سیاست ایران پس از خروج رضاخان از ایران با تاکید بر مورد تردید قرار گرفتن اصول رضاخانی و پدید آمدن فضای مناسب برای فعالیت روحانیان می‌نویسد: «پس از خروج رضاخان از کشور، شماری از عالمان و متدینان غیر روحانی تلاش خود را برای از بین بردن فضای ضد مذهبی حاکم بر جامعه آغاز کردند. در تمام دوره رضاشاه و به خصوص پس از وقایع مشروطه، همیشه تبلیغ شده بود که نباید دین در سیاست مداخله کند اما اکنون با رفتن رضاشاه آموزه‌های متعلق به عصر او هم در معرض تردید قرار گرفته بود که از آن جمله همین اصل بود. به همین جهت متدینین و از جمله روحانیون، اندکی بعد از رفتن رضاشاه وارد عرصه سیاست شدند و تلاش کردند تا در روند کلی سیاسی کشور نیز موثر باشند.» 

کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی در ایران (1320 -1357)» در 8 فصل تالیف شده است. فصل نخست «بازگشت دین به عرصه جامعه و سیاست» شامل بخش‌های فعال شدن جریان مذهبی در دهه 1320 و 1330، آغاز فعالیت‌های مذهبی- سیاسی مراجع تقلید، مبارزه با روحانیت و واکنش علما، برآمدن انجمن‌ها و تشکل‌های مذهبی - سیاسی، چند چهره فعال مذهبی - سیاسی، مطبوعات دینی دهه 20 و 30، روند تثبیت دروس دینی در مدارس دولتی، مبارزه با بهایی‌گری، پدیده شگفت فداییان اسلام (1324- 1334) است. 

جعفریان در بخشی از این فصل به سراغ چند چهره فعال مذهبی - سیاسی و شخصیت‌های چون شیخ محمد خالصی زاده، مهدی بازرگان، سیدغلامرضا سعیدی و سیدهبه الدین شهرستانی می‌رود و به تشریح نقش و حضور آنان در شکل دادن به مبارزه های مذهبی- سیاسی در دانشگاه، مساجد و بازار می‌پردازد. 

نهضت 15خرداد و تشدید ترجمه آثار سیاسی

در فصل دوم با عنوان «جنبش ترجمه آثار اجتماعی - سیاسی عربی- اخوانی به فارسی» نویسنده ترجمه آثار سیاسی به ویژه از متفکران و نویسندگان مصری را مدنظر قرار می‌دهد و شدت این نهضت ترجمه را با قیام 15 خرداد مرتبط می‌داند و می‌نویسد: «حرکت ترجمه آثار اجتماعی - سیاسی پیش از نهضت 15 خرداد آغاز شده بود، چنان که نمونه‌های آن را در نشریات مذهبی دهه 20 مشاهده می‌کنیم اما حرکت ترجمه به صورت جدی در اواسط دهه 30 آغاز شد و ادامه یافت و پس از نهضت خرداد تشدید شد یکی از نخستین آثاری که در آن دوره ترجمه شد، کتاب روح‌الدین الاسلامی از عفیف عبدالفتاح طباره بود که با نام «فرهنگ و عقاید و قوانین اسلامی» که در سال 1338 در قم در پانصد صفحه ارایه شد مترجم آن احمد طیبی شبستری بود که پیش از آن مقالاتی در مجله حکمت می‌نوشت.»

نگاهی به آثار سید قطب از رهبران دینی اخوان المسلمین در مصر و نقش این نویسنده و فعال سیاسی برجسته در منسجم شدن افکار و عقاید اسلامی در کشورهای اسلامی و از جمله ایران مورد توجه قرار گرفته و نویسنده در اهمیت ترجمه آثار سیدقطب می‌نویسد: «ترجمه آثار سید قطب (1903- 1966) از رهبران دینی اخوان المسلمین مصر و برادرش محمدقطب به فارسی در دستور کار قرار گرفت نگرش سیدقطب هم در آثار تک نگاری‌اش و هم در تفسیر فی الظلال القرآن، طرح یک اسلام سیاسی فعال و خواستار به دست آوردن حاکمیت بود تا همزمان با اجرای کامل شریعت اسلامی، بتواند بر ضد زیاده خواهی‌های غرب و دنیای کمونیسم بایستد. سیدقطب با نفوذ در افکار یونانی در عالم اسلام و طرح آن به عنوان یک انحراف راه را برای برخی از نویسندگان داخلی ما در ضدیت با یونانی زدگی در فلسفه اسلامی هموار کرد.» 

معرفی انجمن خیریه حجتیه مهدویه به عنوان یک تشکل مذهبی 

فصل سوم با عنوان «جریان‌های مذهبی - سیاسی فعال دهه 40 تا اوایل دهه 50» به بخش‌های زیر اختصاص دارد: هیات‌های موتلفه اسلامی، حزب ملل اسامی، آیت الله سیدمحمود طالقانی (1290 – 1358)، نهضت آزادی ایران، عصرانجمن‌های اسلامی، تاثیر نهضت اسلامی سایر کشورها در ایران، انجمن خیریه حجتیه مهدویه. 

در بخشی که به معرفی و تاثیر محمود طالقانی پرداخته، نویسنده با نگاهی به گزارش‌های ساواک درباره این روحانی مبارز آورده است: «آیت الله سیدمحمود طالقانی (1290 – 1358)، یکی از محبوترین مبارزان ضد رژیم بود نوع مشی وی شرایطی را پدید آورده بود که تقریبا تمامی گروه‌های مختلف به شخصیت وی با نگاه مثبت می‌نگریستند. ساواک ضمن گزارشی، مریدان آیت الله طالقانی را به پنج دسته تقسیم می‌کند: دسته اول افراد راس و سران جمعیت نهضت آزادی و جبهه ملی، دسته دوم دانشجویان و دانش آموزان دبیرستانها که به مسجد هدایت می‌آیند، دسته سوم مهندسین انجمن اسلامی، چهارم افراد اداری و فرهنگیان و دسته پنجم تجار و بازاریان گروه‌های اخیر هم در برنامه‌های مسجد هدایت شرکت می‌کنند.»

در بخش دیگری با معرفی انجمن خیریه حجتیه مهدویه به عنوان یک تشکل مذهبی در دهه 30 می‌نویسد: «از اواسط دهه 30، یک تشکل مذهبی ویژه به هدف مبارزه با بهائیت در تهران و سپس در سایر شهرستان‌ها به وجود آمد. رهبری این تشکل از سال1332 در اختیار یک روحانی قرار گرفت که به جز سوابق حوزوی، در نهضت ملی شدن نفت نیز فعال بود. این تشکل که انجمن خیریه حجتیه نامیده می شد، نه فقط در حوزه مبارزه با بهایت بلکه در محدوده‌ای وسیع‌تر و طی بیش از دو دهه، در تعمیق بسیاری از آموزش‌های دینی - ولو با برداشتی خاص- در سطح جامعه مذهبی ایران موثر بود.»

مبارزه‌ای داغ با سازمان مجاهدین خلق/ سازمانی برآمده از نهضت آزادی

«اسلام انقلابی سازمان مجاهدین خلق» عنوان فصل چهارم است که در آن سازمان مجاهدین خلق ایران در بخش‌های با عناوین سازمان مجاهدین خلق ایران، منابع مطالعاتی سازمان، آثار و آراء سازمان، مجاهدین و روحانیت، مجاهدین خلق و امام، سازمان پس از 50 و تحول ارتدادی، بخش‌هایی از بیانیه تغییر مواضع، بخش‌هایی از نامه مجتبی طالقانی به پدرش، دامنه ارتداد، مقاومت برابر ارتداد، سرانجام جریان ارتداد، آخرین سخن در این باره مورد کنکاش نویسنده قرار می‌گیرد.

در بخشی از تاریخچه و چگونگی شکل‌گیری این سازمان درباره تاثیرپذیری سازمان مجاهدین خلق درروش‌های مبارزه می‌خوانیم: «اساس سازمان مجاهدین را شاخه جوان و تند نهضت آزادی بنا گذاشتند و حرکت آنان معلول برخوردهای خشن حکومت شاه با مخالفان در جریان رویدادهای نهضت اسلامی بود. در این شرایط آنان پاسخ‌ها و روش‌های سیاسی نهضت آزادی را پاسخ معقول و راه‌گشا به حساب نمی‌آورند. به علاوه عامل موثر دیگر در رویکرد جدید این گروه به سمت تاسیس روش جدیدی برای مبارزه، تاثیرپذیری از جنبش‌های انقلابی - مارکسیستی معاصر در جهان بود که یکی از داغ‌ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت.» 

نویسنده در این فصل پس از نگاهی به دلایل شکل‌گیری سازمان مجاهدین به اسامی موسسان سازمان نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد: «محمد حنیف نژاد و سعید محسن و عبدالرضا نیک بین رودسری(معروف به عبدی) هسته اولیه سازمان مجاهدین را تشکیل دادند. محمدآقا، نامی که بچه‌های سازمان با آن حنیف نژاد را صدا می‌کردند، اصل و اساس بود و بقیه گرد او حلقه زده بودند.» 

اظهارنظر هم‌‌مسلکان، مخالفان و موافقان علی شریعتی


یکی از فصل‌های پرحاشیه این کتاب که دارای بیشترین پاورقی‌ها و اظهارنظر هم مسلکان، مخالفان و موافقان علی شریعتی است، فصل پنجم با موضوع «حسینیه ارشاد و دکتر شریعتی» است که اظهارنظر دو سویه جعفریان باعث برانگیختن واکنش‌های زیادی شد و تا جایی که رهبر انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای نیز حاشیه‌های در رد برخی مطالب این فصل از کتاب نوشتند. اما بخش‌های این فصل شامل زندگینامه، سوابق تحصیلی، رابطه دکتر شریعتی با ساواک، حسینیه ارشاد بر سر دو راهی شریعتی و مطهری، حضور موفق در حسینیه ارشاد، مرگ مشکوک شریعتی (نظریه‌های نویسنده درباره کشته شدن شریعتی)، سکوت امام درباره شریعتی، انتقادهای شریعتی از روحانیت، شریعتی و مارکسیسم، چند نکته دیگر در اندیشه‌های دکتر، حسینیه ارشاد و ساواک است. 

در بخش‌های این فصل نویسنده با نگاهی شک برانگیز و با مدنظر قرار دادن اسناد و تحلیل‌های کتاب «نهضت امام خمینی» اثر سید حمید روحانی به سراغ سوابق مبارزاتی علی شریعتی می‌رود و تمام زوایای این شخصیت و حسینیه ارشاد را بررسی می‌کند. در پایان فصل با دیده شکی که در دل خواننده برجای می‌گذارد درباره حسینیه ارشاد در اسناد ساواک این گونه نتیجه‌گیری می‌کند: «به نظر می‌رسد یکی از نکات مهم در این مجموعه اسناد آن است که چیزی که نشان بدهد ارتباطی میان ساواک و برخی از عناصر تصمیم گیرنده در حسینیه بوده است، وجود ندارد. این نتیجه‌گیری در حد اسناد موجود و چیزی است که در این مجموعه چاپ شده است. اما بار دیگر این فرضیه را انکار نمی‌کند که سخت‌گیری چندانی هم وجود نداشته و گاه به خاطر مبارزه شریعتی با روحانیت یا به قول عناصر ساواک کهنه‌گرایی زمینه نوعی نگاه مثبت هم به حسینیه بوده است، چیزی که تا پایان ادامه نیافته و ساواک سردرگم مانده حسینیه را تعطیل کرده است.» 

ضدمدرنیسم در اندیشه ایرانی- اسلامی 

فصل ششم کتاب با عنوان «گروه‌ها و جریان‌های فعال مذهبی- سیاسی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی» با دسته‌بندی گروه‌های مبارز به دو دسته گروه‌های مبارز متصل به روحانیت و گروه‌های مذهبی منفصل از روحانیت می‌پردازد. همچنین با نگاهی کوتاه به جریان ضدمدرنیسم در اندیشه ایرانی- اسلامی به معرفی فعالیت‌های فرهنگی افرادی چون هانری کربن، دکتر سیدحسین نصر، جلال آل احمد، احمد فردید، داریوش شایگان، شریعتی و بازگشت به خویش، علایق مذهبی در خاندان پهلوی و رواج تشیع شاهانه مبادرت می‌کند. 

در این بخش گروه‌های متصل به روحانیت را در هشت گروه با عناوین گروه‌های هفتگانه: گروه ابوذر، گروه مهدویون، گروه مجاهدین اسلام در شیراز، سازمان فجر اسلام، تشکیلات محمد منتظری در دمشق، فعالان اسلامی مرتبط با امام در خارج از کشور و تشکل‌های محدود، محلی و بی نام تقسیم می‌کند. اما در جریان ضدمدرنیسم در اندیشه ایرانی- اسلامی در معرفی داریوش شایگان می‌آورد: «داریوش شایگان با همین تاثیرپذیری و علائق به تفکرات سنتی - هندی بود که کتاب «آسیا در برابر غرب» را نوشت. شایگان سالهای متمادی شاگرد هانری کربن بود و طی مراوداتش با علامه طباطبایی و استاد آشتیانی، با اندیشه‌های فلسفی ایرانی آشنا شد وی شرحی از این دیدارها را در فصل نخست کتاب «هانری کربن» خود آورده است.»

نویسندگانی که در راستای اندیشه‌های انقلاب قلم زده‌اند

در فصل هفتم «نویسندگان برجسته آثار دینی - سیاسی در آستانه انقلاب اسلامی» مورد توجه جعفریان قرار گرفته‌ است و فهرستی از افرادی را که در طول دوره 37 ساله پهلوی در راستای اندیشه‌های انقلاب قلم زده‌اند با توجه به نقش آنان به نشر تعابیری از اسلام آورده و اهمیت این نوشته‌ها و تاثیری را که بر نسلی که انقلاب را به وجود آورده است سوای شخصیت نویسنده (مذهبی یا غیرمذهبی) بررسی می‌کند. فهرستی که تاکید دارد کامل و منحصر به این فهرست نیست و باید در آینده کامل شود. 

در این فهرست اسامی افرادچون جلال‌الدین فارسی، محمدباقر و میرزاخلیل کمره‌ای، یحیی نوری، شیخ احمد کافی، سیدمحمد حسینی طهرانی، شیخ حسین لنکرانی، سیدهادی خسروشاهی، محمدرضا حکیمی، علی دوانی، محمدتقی جعفری و... به چشم می‌خورد. در این بخش نگاهی کوتاه به زندگی هر نویسنده و آثار و ارتباطات آنان شده است نویسندگانی که گاه با ارایه آثاری درخور توجه در حوزه اسلام و تاریخ اسلام قلم زده‌اند و در برهه‌ای از این مبارزات فاصله گرفته‌اند اما از نگاه نویسنده کتابی که نویسنده با خلق آن توانسته است افکار جوانان آن روز را جذب مبارزه با طاغوت کند، حایز اهمیت است. 

از این نویسندگان می‌توان به محمدباقر کمره‌ای اشاره کرد که در شرحی که از وی و آثارش در کتاب آمده حاکی از دو دیدگاه متفاوت در نگارش آثار نامبرده است. کمره‌ای نویسنده‌ای است که نخست با نوشتن کتاب‌های تاثیرگذار در جرگه نویسندگان مبارز ثبت می‌شود و در میانه راه با نوشتن آثاری در دفاع از اصلاحات ارضی شاه و حق رای زنان مسیرش را جدا می‌کند تا جایی که مبارزان از وی به عنوان روحانی درباری یا روحانی مبارزنما یاد می‌کنند. با این همه این دلیل باعث نمی‌شود تا رسول جعفریان در این کتاب به آثار وی نگاه نکند و کتاب‌های تاثیرگذارش را نام نبرد. 

جریان‌های تجدید نظرطلب، دعوی اصلاح‌گری در دین هستند

«جریان‌های تجدیدنظر طلب در عقاید شیعه» در فصل هشتم و پایانی کتاب با معرفی زمینه‌ها و چهره‌های این جریان‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد. نویسنده در ابتدای ورود به این فصل می‌نویسد: «باید توجه داشت که بسیاری از جریان‌های تجدید نظرطلب، دعوی اصلاح‌گری در دین را داشته و دارند. طبعا داشتن ادعای اصلاح طلبی، لزوما به معنای درستی این جریان نیست. در واقع بسیاری از جنبش‌های فکری و سیاسی که دعوی اصلاح‌گری دارند، تجدیدنظرطلبانی هستند که دانسته یا نادانسته در پی ایجاد تغییرات بنیادی در اصول‌اند، اصولی که بر اساس یک عرف علمی و عملی هزارساله در میان مسلمانان، پایه‌های اعتقادی و دینی آنان را تشکیل می‌دهد.» 

در صفحات پایانی کتاب فهرست منابع و نمایه گنجانده شده ضمن این که نام عمده کتاب‌ها و خاطرات سیاستمدران تاریخ معاصر در فهرست منابع دیده می‌شود که نویسنده از آن‌ها استفاده کرده است.

کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی- سیاسی ایران 1320-1357» نوشته دکتر رسول جعفریان در 1184 صفحه، با شمارگان دوهزار و 200نسخه و به بهای 22 هزار تومان از سوی نشر علم منتشر شده است.
» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :