˝واژه‌ها به همین منوال˝ آخرین مجموعه شعر ابوالفضل پاشا منتشر شد.

به گزارش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب به نقل از سرویس فرهنگ و ادبیات هنر آنلاین، "واژه‌ها به همین منوال" آخرین مجموعه شعر ابوالفضل پاشاست که سال گذشته در نشر بوتیمار منتشر شد. پاشا در این مجموعه شعر مدعی شعر جدیدی است و این مدعا را در "گفتاری در خصوص زیبایی شناسی شعر آوانگارد دهه‌ی نود" در پیشگفتار کتاب توضیح می‌دهد؛ پیشگفتاری که البته می‌تواند نقدهای بسیار برانگیزد. او می‌نویسد: "قبل از آنکه بخواهیم به زیبایی شناسی شعر آوانگارد دهه نود بیندیشیم یا به نحوه تشکیل و تکوین آن فکر کنیم یا از چرایی وچگونگی اجرای آن، سخن بگوییم ناخودآگاه به یاد نزدیکترین همسایه، و یا بهتر بگویم: نزدیکترین خویشاوند آن، یعنی شعرآوانگارد دهه هفتاد می‌افتیم چرا که میان شعر آوانگارد دهه هفتاد و شعر آوانگارد دهه نود رابطه‌یی بینامتنی وجود دارد و این نکته از آنجا آغاز می‌شود که اغلب شعرهای آوانگارد یک هدف را دنبال می‌کنند و این هدف عبارت است از کشف زیبایی‌های جدید و ایجاد تغییر در جهانِ زیستی، اما چگونگی ظهور و بروز آن، ونیز چگونگی اجرای آن در شعرهایی که در حوزه ی شعر آوانگارد تولید و عرضه می‌شوند، با یکدیگر متفاوت است."


اما فارغ از این مبحث که آیا می‌توان برای شعر دهه هفتاد از عنوان "دهه" یاد کرد و آن را جریان شناسی کرد، این سوال پیش می‌آید که پاشا بعد از گذشت 2 سال از سال 1390، چطور می‌تواند آن را با عنوان "دهه نود" مورد ارزیابی قرار دهد؟ پاشا می‌نویسد: "اکنون به این نکته یا به این سؤال فرضی برسیم که شعر آوانگارد دهه نود و شعر در دهه هشتاد چگونه از یکدیگر متمایزمی‌شوند؟ پیش از آنکه بخواهم به این سؤال پاسخ بگویم می‌بایست توضیح بدهم که چرا به جای عنوان "شعر دهه هشتاد"، عبارت "شعر در دهه هشتاد" را به کار برده‌ام. "شعر در دهه هشتاد"با "شعر دهه هشتاد " دو چیز مختلف است. به این معنا که وقتی می گوییم شعر دهه هشتاد، یعنی قائل به یک جریان هستیم که همانگونه که پیش از این گفتم، ما در دهه هشتاد با هیچ جریانِ شعری مواجه نبودیم. پس بهتر است ما به جای عنوان شعر دهه هشتاد، تعبیر شعر در دهه هشتاد را به کار ببریم؛اما در مورد دهه نود می توانیم به ضرس قاطع عنوان شعر آوانگارد دهه نود را به کار ببریم چرا که با توجه به توضیحاتی که دادم، شعر آوانگارد دهه نود با توجه به مرتفع کردن پیچیدگی و به دست آوردن هنجارهای جدید، به فراروندگی و بالندگی و تعالی می‌رسد."


پاشا
با تمیز قائل شدن میان "شعر در دهه هشتاد"با "شعر دهه هشتاد " نشان می‌دهد متوجه این هست که با کلمه "دهه" دارد به یک جریان شعری اشاره می‌کند اما به نظر می‌رسد خیلی ساده به وجود یک جریان شعری باور پیدا می‌کند به نحوی که با گذشت تنها 2 سال از سال 1390، شعر "دهه 90 " را پیش می‌کشد. اما از آنجایی که در این نوشتار می‌خواهیم این کتاب را معرفی کنیم و قصد به چالش کشیدن حرف و حدیث و اشعار موجود در "واژه‌ها به همین منوال" را نداریم، مباحث انتقادی مربوط به این کتاب را به بعد واگذار می‌کنیم.


آخرین مجموعه شعر ابوالفضل پاشا حاوی 49 شعر است که شاعر آن می‌گوید شعرهایی است که با رویکرد و شیوه‌ای نو نوشته شده است. پاشا به هنرآنلاین می‌گوید: پسندهای هنری مردم جهان روز به روز نو می‌شود و اکنون مخاطبان شعر تلقی خاصی از شعر نو دارند و دنبال یک نوع بیان جدید هستند. پاشا گفت: من سعی می‌کنم در کارهایم روند جدیدی را ایجاد کنم و در مجموعه شعر مورد بحث نیز رویکردم تا حدودی به زبان و عناصر دیگر شعری تغییر پیدا کرده است. ممکن است "زبان" این شعرها در قیاس با شعرهای قبلی‌ام تغییر نکرده باشد اما رویکرد و روش کاری‌ام تغییر پیدا کرده است. او گفت: همچنین نگاهم به تصویر و ساختار شعر تغییر کرده و از جمله تحولات عظیم در شعرم نوع مصرع بندی است. پاشا توضیح داد: این مسئله خیلی مهم است. این نوع مصرع بندی است که خواننده را برای خوانش هدایت می‌کند. قطع کلام را باید به عنوان یک پیشنهاد از جانب شاعر به مخاطب قلمداد کرد. پاشا روش‌های شناخته شده در مصرع بندی را استبدادی خواند و گفت: ما باید خواننده را در این زمینه آزاد بگذاریم تا هر وقت خودش خواست یا نفسش اجازه داد پایان‌بندی مصاریع را تشخیص دهد و نباید به مخاطب دیکته شود که مصرع اینجا یا آنجا تمام می‌شود.


پاشا
گفت: در روشی که بعد از به وجود آمدن شعر سپید فراگیر شد به نوعی همیشه حکم می‌شد که مصاریع در مقطع خاصی پایان یابند و من این را نپسندیدم و به رویکرد نویی را در آن اتخاذ کردم که مصاریع در هم مستحیل(desolve) می‌شوند و این یکی از ویژگی‌های شعرهای جدیدم است.


شعری از این مجموعه می‌خوانیم:


هر کس که تفاله‌های کمپوت را
توی زباله‌ها
به هر روزِ خودش تعارف نمی‌کند
نشانه‌هایی از دیوانگی‌های رفتگران را
به گوری می‌بَرَد
که بهرام از کنگره‌ی عرش
می‌زند صفیر از سفارت هر کدام از کشورها
به حافظ منافع دیگران چه‌گونه شعر می‌گوید؟
و از همین حرف‌ها که نمی‌زدم
مأموری از چمدان بیرون پرید
و با دسته‌یی از قبض و بسط‌های خود
مرا گرفت و بست و برد به زندانی
که رندان از حال و احوال خودشان نکته‌ها نمی‌پرسیدند
من از کیفِ دستیِ کسانی سراغ نمی‌گیرم
که از مچاله‌های بلیت اتوبوس
به لژنشینی‌های پر از دودِ شهر ما
یک بغل آدامس توت فرنگی
از کلئوپاترا قرض گرفته‌اند
وگرنه با واتیکان
مرا چه کار بماند
که با پروتستان‌ها سخن از پروستات دارم
حالا تو را
به مقدس‌ترین برگ سبز چای گیلان قسم می‌دهم
که از کلکته تا بمبئی
چند لندن به رفتگران پاریس بدهکارم
که زباله‌ها از دهان مأمور «اف بی آی» خوشبوتر نباشد؟

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :