«هست یا نیست؟» نقد شد

نود و پنجمین نشست از سلسله نشست‌های ادبی «بلور قلم» فرهنگسرای فردوس با نقد و بررسی رمان «هست یا نیست؟» نوشته سارا سالار برگزار شد.


به گزارش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب به نقل از ایسنا، بر اساس گزارش رسیده، در ابتدای نشست مهناز رونقی گفت: «هست یا نیست» روایت تجربه‌های واقعی و زیستی زنی است در آستانه چهل سالگی. در ذهن انسان چه زن و چه مرد چهل یک رقم نیست، بلکه آغاز میانسالی است که این مساله در زنان با توجه به نگرش قالب فرهنگی، اجتماعی پسامدهایی دارد که منجر به درگیری‌های ذهنی می‌شود. این اثر را با سه رویکرد جنسیتی، روانشناسی و جامعه‌شناسی بررسی کرده و در نهایت با تحلیل گفتمان اجتماعی، فرهنگی سعی در بازنمایی زنان در آثار ادبی دارم.


او افزود: در یک کتاب ما با ساز و کار زیستی، موروثی زنان مواجهیم، نویسنده به خوبی تربیت فرهنگی جنسیتی زنان را نشان داده است و همین باعث می‌شود نوعی همزادپنداری بین مخاطب و اثر ایجاد شود. از سوی دیگر روانشناسی زنانه اثر نیز قوی است. راوی نامی ندارد، او نشانی از تمامی زنان است. او به دنبال جاودانگی و هویت کنار عشق و همسر و بعد فرزند است. اما درنهایت متوجه می شود این گمگشته را هیچ جا نمی‌یابد، چرا که پسر او نیز دنباله او نیست.


این منتقد ادبی خاطرنشان کرد: این اثر داستانی ذهنی، عینی به شیوه سیال ذهن است، داستانی مدرن که درگیری‌های هویتی جنسیتی، انسان در زندگی روزمره، عشق و هستی خویش را به نمایش می‌گذارد.

رونقی ادامه داد: کتاب از چهار بخش تشکیل شده که ما را با یک پرسش مواجه می کند. دنیا جای امنی هست یا نیست؟ ما در این داستان با نقش تصادف، جبر و انتخاب برای انسان روبخ‌رو هستیم و این پرسش ها گاهی ما را به نگاهی اگزیستانسیال می کشاند و گاه با توجه به تاثیر ذهنی واقعیت و شخصیت ها و حالت ها به نگاهی کاملاً امپرسیون در اثر می رسیم. در جای جای اثر با پرسش اصلی مرگ و رویارویی مرگ و زندگی برخورد می کنیم و نفسمان می گیرد. کتاب مانند هر کتاب ذهنی دیگر ضرباهنگی کند دارد که بیشتر ما را درگیر فضا و جهان ذهنی شخصیت اثر می کند.

او تصریح کرد: من این اثر را اثری مدرن با تعارضات انسان مدرن می‌دانم که گاه به نسبیت گرایی پست مدرن هم پهلو می زند: کتاب پر از تعارض نسل‌ها و گذشته و انسان‌هاست.

رونقی افزود: رامش، نقره، خاله توران و مهین همگی نمایندگان نسل پیشین اند و بعد به راوی می رسیم و سینا و بابک و امیر که همه وارد دنیای میانسالی شده اند. در این میان «آبان و بردیا» نمایندگان نسل جدیدند نسل اول که دیده نمی شوند نسل دوم که دست و پا می زنند تا دیده شوند و بعد از دیده شدن از قضاوت هراس دارند و نسل سوم که تمام جهان در خدمت آنهاست. این کتاب گفتمان مردانه است، زنانه است اصلاً گفتمان نسلی است و می توان به کندوکاو عمیق تر زنان و هدف های زیست جهانی شان پرداخت.

در ادامه نشست علیزاده در خصوص کتاب این گونه بیان کرد: « هست یا نیست؟» مرا به سوی کتاب قبلی سارا سالار « احتمالا گم شده ام» سوق می دهد. اگر بخواهیم به شباهت های این دو کتاب اشاراتی داشته باشیم باید بگویم دو کتاب سارا سالار روایتگر زنی است سرگشته که خلأ درونی او را آزار می دهد و بانی نا آرامی اش می شود؛ زنی گم گشته که من وجودی اش را گم کرده. به همین دلیل در طی کل زندگی اش مدام مجبور به تظاهر کردن است.


وی افزود: از سوی دیگر در هر دو کتاب خواننده با روایت لحظه های ملموس و عادی زندگی با رفت و برگشت های بین عین و ذهن، بین حوادث درونی و بیرونی، بین گذشته و حال روبه‌روست. رفت و برگشت هایی که می بایست هم ریتم خوانش را تند کند و هم مراقب از دست رفتن یا لو دادن خط روایت نشود؛ همچنین این کتاب در پایان با تصادف اتومیبل به اتمام می رسد درست مثل کار قبلی اما با یک تفاوت اصلی که در جای خود در مبحث پیرنگ و علت و معلولی داستانی به آن می پردازم.


این منتقد ادبی گفت: هم چنین راویان اول شخص در هر دو کتاب مدام درگیر و نگران نظریات دیگری نسبت به خود هستند چه در کتاب «حتمالا گم شده ام» که زن مدام خود را در آیینه نگاه پدر بعد از مرگ مادرش می بیند و چه اینجا که مرتب مراقب است به گفته نقره زنی موقر، متین و خوش برخورد جلوه کند حتی برای راننده تاکسی و یا پرستار غریبه بخش بیمارستان. سالار در هر دو کتاب از دغدغه های مشترک زیستی زنان معاصر یاد می کند؛ گره هایی که گرچه به نظر خیلی حاد و بزرگ نمی آید ولی کم کم باعث تزلزل پایه های عاطفی- خانواده می شود.


علیزاده در انتهای نشست با اشاره به «عدم پرداخت کافی در جمع بندی رمان که برخاسته از پیش داده های قبلی متنی نیست» اشاره کرد و گفت: به اعتقاد من پایان رمان بر اساس پیش زمینه لازم سببی و به همراه علت و معلول داستانی شکل نمی گیرد. درست که ایجاد تصادف در ابتدای داستان بانی عدم تعادل و آغاز کنش مند داستان و یا رمان می شود و قابل توجیه و پذیرفتنی. حتی تصادف پدر و مادر مردن آنها نیز کنش و رخدادی قابل قبول است. تصادفی دیدن دکتر امیرشمس نیز برای شروع مناسب. اما دوباره دیدن دکتر به وقت احتیاج (گره گشایی) در مطب درمان اعتیاد و ترک راوی بعد از یک سال بدون پردازش داستانی و یا تصادف انتهایی داستان (راوی – سینا) که باعث بر هم خوردن تفکر راوی می شود دیگر غیر قابل پذیرش نیست.


او افزود: در جای جای داستان چه راوی بیرونی و چه راوی درونی کد هایی به خواننده می دهد که راوی زن در حال اکنونش به حتم قصد جدا شدن دارد. چراکه سینا دیگر آن صداقت و عشق قبلی را نسبت به او ندارد. در صفحه 94 می‌گوید عشقش تمام شده. در صفحه 140 معتقد است که سینا برای او و بچه وقت نمی گذارد. سینا شب‌ها دیر به خانه بازمی‌گردد. در عرض یک سال اعتیاد زن به او کمکی نمی‌کند حتی گویا متوجه اعتیاد زن نیست؛ فقط و فقط تکرار می‌کند که بیرون برو، آرایشگاه برو، ورزش کن و... حتی در صفحه 170 راوی به صداقت سینا شک دارد و باز هم به فکر جدایی است. در صفحه 180 حین کتک خوردن مرتب دشنام می دهد. حالا این سوال پیش می آید چطور از صفحه 180 تا صفحه 182 به یک‌باره تغییر روحیه می دهد. آیا عشق سینا در کتک زدن او تجلی پیدا می کند؟ اگر بازگردیم به نام کتاب که اشاره‌گر عدم پایان و قطعیت متنی است پس این برگشت زن به سوی مرد و گردن گرفتن علت تصادف که خودش بانی قطعیت دادن در پایان داستانی است با نام کتاب که علامت سوالی است و خواننده را به مشارکت و تفکر می خواند همسویی ندارد.


علیزاده گفت: به اعتقاد من بهتربود نویسنده با دادن کدها و نشانه های متنی از سوی راوی بیرونی (سوم شخص) یا خواننده را با گوشه های از محبت سینا آشنا می کرد تا خواننده به شک و تردیدهای راوی بیشتر آشنا می شد و گاه گاهی نیز حق را به سینا می داد و در انتها به این نتیجه می‌رسیدکه زن بی جهت به صداقت او شک کرده و باید به سوی مردی بازگردد که از او بچه ای دارد و سالها با او زندگی کرده و یا اینکه طوری داستان را به اتمام می رساند که به ما نشان دهد زن هنوز بین بودن یا نبودن با سینا در شک و تردید است و تنها برای رفع مشکل فعلی و برحسب روحیه متظاهرانه همیشگی جلو پلیس و دیگران در حال تظاهر است. در آن صورت امن بودن یا نبودن یا به عبارت دیگر بودن و ادامه دادن این زندگی یا نبودن آن با نام کتاب همسویی پیدا می کرد. در هر دو حالت به گمانم پایان رمان شتاب زده انتخاب شده و پرداخت بیشتر متنی را طلب می‌کند.

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :